بهترین بازیهای انحصاری تاریخ ایکسباکس؛ از هیلو تا گیرز آو وار

ایکسباکس سالهاست که در دنیای بازیهای ویدیویی یک ناشر بزرگ و یکی از ستونهای صنعت محسوب میشود و آثار انحصاری جذابی را ارائه کرده که میراث این کنسول را تعریف کرده و گیمرهای سراسر جهان را مجذوب خود کرده است. از ماجراجوییهای حماسی و بازیهای اکشن گرفته تا روایتهای نوآورانه، بازیهای انحصاری ایکسباکس در اکثر مواقع سطح کیفی بالایی داشتهاند. این بازیها نهتنها تواناییهای سختافزاری کنسولها را به نمایش گذاشتهاند، بلکه مجموعههای نمادینی خلق کردهاند که امروزه بسیار شناخته شده هستند.
چه اکشن هیجانانگیز سری بازی هیلو باشد، چه دنیای فانتزی فیبل یا نبردهای بیرحمانهی گیرز آو وار، بازیهای انحصاری ایکسباکس نقشی اساسی در شکلدهی به چشمانداز بازیهای ویدیویی ایفا کردهاند. حال در این مقاله، به 50 مورد از بهترین بازیهای انحصاری ایکسباکس میپردازیم. ذکر این نکته ضروری است که در اینجا قصد نداریم تنها به آثاری بپردازیم که ایکسباکس گیم استودیوز ناشر آنها بوده بلکه برخی آثاری که حتی برای مدتی نه چندان طولانی به صورت انحصاری زمانی روی کنسولهای ایکسباکس منتشر شدهاند را لحاظ کردهایم. همچنین از هر سری بازی تنها یک مورد در لیست آورده شده است.
50. Ninety-Nine Nights II
تهیهکننده: Konami / سازنده: feelplus
سال انتشار: 2010
پلتفرم: Xbox 360
بازی Ninety-Nine Nights II اثری اکشن در سبک هکاند اسلش است که تلاش کرد تا مبارزات عظیم نسخهی قبلی را بهبود ببخشد و همزمان روایتی تاریکتر و مکانیکهای متنوعتری را ارائه دهد. هرچند این عنوان موفق به کسب شهرت گستردهای مانند دیگر بازیهای این سبک نشد، اما همچنان برای طرفداران نبردهای شلوغ و پرهرجومرج یک تجربهی جالب به حساب میآید. داستان بازی در دنیایی فانتزی و قرونوسطایی روایت میشود که در آستانهی نابودی قرار دارد. از نظر گیمپلی این بازی شباهت زیادی به سری Dynasty Warriors دارد و در آن شما تعدادی شخصیت فانتزی را در یک داستان کلیشهای خواهید داشت تا جلوی یک مرد شیطانی و ارتش تاریکیاش را بگیرید. مسلماً، بسیاری از فیلمها و بازیها ثابت کردهاند که داستانهای این چنینی را میتوان به خوبی بازگو کرد اما به نظر میرسد که نویسندگان N3II تلاش خاصی در این زمینه نکردهاند.
داستان به شدت قابل پیشبینی است و پر از شخصیتهایی است که به دلیل احمقانه بودنشان، حتی دوست داشتنی هم نیستند. اگر بتوانید قسمت های داستانی بازی را پشت سر بگذارید، ممکن است برای مدت کوتاهی از مبارزات بازی لذت ببرید. شخصیتها چندان متفاوت از یکدیگر نیستند و با اینکه دشمنان معمولی و کم تنوع بازی چندان چالش خاصی ندارند اما هر سطح معمولاً دارای یک باس است که به طرز ناامیدکنندهای دشوار است. در نهایت میتوان گفت که N3II مانند دوستی است که همان داستانهای قدیمی را بارها و بارها تعریف میکند و عجیب است که کونامی در آن زمان راضی به انتشار آن شده است.
49. Too Human
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Silicon Knights
سال انتشار: 2008
پلتفرم: Xbox 360
بازی تو هیومن ایدهای بلندپروازانهای برای ترکیب اساطیر نورس با فضای سایبرپانکی و عناصر عمیق نقشآفرینی داشت و قرار بود اولین قسمت از یک سهگانه باشد. اما به دلیل مشکلات حقوقی، چالشهای فنی و استقبال نهچندان گرم، هیچگاه دنبالهای برای آن ساخته نشد. این بازی اساطیر نورس را از منظری آیندهنگرانه بازآفرینی میکند، جایی که خدایان دیگر موجودات الهی سنتی نیستند، بلکه به موجوداتی سایبرنتیکی و فوقپیشرفته تبدیل شدهاند. بازیکنان در نقش بالدور (Baldur)، یکی از آسیر، ظاهر میشوند که وظیفهی محافظت از بشریت در برابر هجوم بیوقفهی موجودات ماشینی به نام کودکان یمیر را بر عهده دارد. در این دنیا، آسیر به شدت با فناوری سایبرنتیک تقویت شدهاند و تواناییهایشان بسیار فراتر از محدودیتهای انسانی است. داستان بازی بالدور را دنبال میکند که درگیر کشف توطئهای مرتبط با لوکی، خدای فریب و تهدید قریبالوقوع رگناروک میشود که در این روایت، به شکل یک قیام آخرالزمانی ماشینها به تصویر کشیده شده است. گیمپلی بازی از عناصری از بازیهای اکشن نقشآفرینی مانند دیابلو الهام گرفته بود، درحالی که تلاش میکرد رویکردی تازه به مکانیکهای مبارزه ارائه دهد. برخلاف سیستمهای مبارزهی سنتی که بر دکمهزنی متکی بودند، تو هیومن از آنالوگ سمت راست برای حملات جهتدار استفاده میکرد. این سیستم که به بازیکنان اجازه میداد با حرکت دادن آنالوگ، ضربات شمشیر بالدور را هدایت کنند. این تصمیم بحثبرانگیز شد. برخی از بازیکنان از روان بودن مبارزات استقبال کردند، اما برخی دیگر آن را چیزی دشوار برای یادگیری میدانستند. یکی دیگر از جنبههای بحثبرانگیز بازی، سیستم مرگ آن بود. به جای یک بارگذاری سریع یا بازگشت به آخرین چکپوینت، هر بار که بالدور میمرد، یک انیمیشن طولانی نمایش داده میشد که در آن یک والکری فرود میآمد و بدن او را حمل میکرد.
این صحنه در دفعات اول چشمگیر به نظر میرسید، اما غیرقابل رد کردن بودن آن، در نبردهای سخت، بهمرور خستهکننده شد. با این حال، عناصر نقشآفرینی بازی نقطهی قوت آن بودند. تو هیومن دارای سیستم شخصیسازی گسترده، درختهای مهارت متنوع و یک سیستم لوت عمیق بود که بازیکنان را تشویق میکرد تا با مجموعههای مختلف زره و سلاح آزمایش کنند. در این میان ماجرای توسعهی تو هیومن بهاندازهی خود بازی جذاب و پرچالش بود. این بازی در ابتدا در سال ۱۹۹۹ به عنوان یک بازی پلیاستیشن معرفی شد اما در طی سالها، چندین بار پلتفرم خود را تغییر داد و در نهایت به عنوان یک انحصاری ایکسباکس ۳۶۰ منتشر شد. چرخهی توسعهی طولانیمدت آن که تقریباً یک دهه به طول انجامید به دلیل تغییرات فناوری، تغییر در همکاریها و چالشهای داخلی رخ داد. با وجود ایراداتش، تو هیومن همچنان یک گروه طرفدار کوچک دارد و برخی از بازیکنان دیدگاه منحصربهفرد آن نسبت به اساطیر نورس و طراحی جاهطلبانهاش را تحسین میکنند. این بازی یادآوری میکند که جاهطلبی زیاد همیشه منجر به موفقیت نمیشود
48. State of Decay
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Undead Labs
سال انتشار: 2013
پلتفرم: Xbox 360, Xbox One, PC
سری بازیهای State of Decay روی بقا در دنیای پر شده از زامبیها تمرکز دارند و تاکنون دو نسخهی اصلی از آن منتشر شده و نسخهی سومی نیز در راه است. برخلاف بسیاری از بازیهای زامبی که تنها روی مبارزه تمرکز دارند، State of Decay یک تجربهی واقعگرایانهتر از بقا در آخرالزمان ارائه میدهد. بازیکنان باید منابع را مدیریت کنند، جوامع خود را بسازند و تصمیمات سختی بگیرند که بر بقای گروهشان تأثیر میگذارد. ترکیب اکشن، استراتژی و شبیهسازی، این بازی را به یکی از جذابترین آثار بقا در میان بازیهای زامبی تبدیل کرده است. بازی در درهی ترامبول (Trumbull Valley) جریان دارد. یک نقشهی وسیع و متنوع که شامل شهرهای کوچک، زمینهای کشاورزی، جنگلها و ساختمانهای متروکه است. در هر منطقه منابع، خطرات و فرصتهایی برای گسترش وجود دارد. بازیکنان میتوانند این مناطق را با پای پیاده یا وسایل نقلیه کاوش کنند. یکی از ویژگیهای برجستهی بازی، سیستم ساخت پایگاه است. بازیکنان باید یک پایگاه امن پیدا کرده و آن را برای زندگی، تغذیه و دفاع از اعضای گروه خود تقویت کنند.
هر پایگاه نیاز به مدیریت دقیق منابعی مانند غذا، دارو و مهمات دارد. گفتنی است که در State of Decay مرگ دائمی است. اگر یک بازمانده بمیرد، برای همیشه از بازی حذف میشود. این مکانیک باعث ایجاد حس تنش دائمی میشود، زیرا هر تصمیم میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد. بازی دارای ترکیبی از مبارزات تنبهتن و تیراندازی است که به بازیکنان اجازه میدهد از سلاحهایی مانند چوب بیسبال، قمه، شاتگان و تفنگهای تکتیرانداز برای مقابله با زامبیها استفاده کنند. با این حال، مهمات کمیاب است و اغلب، مخفیکاری بهترین راهکار است. به دلیل موفقیت State of Decay، بازی یک دنبالهی کامل به نام State of Decay 2 دریافت کرد که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد اما به هیچوجه در سطح خوبی نبود.
47. Infinite Undiscovery
تهیهکننده: Square Enix / سازنده: tri-Ace
سال انتشار: 2008
پلتفرم: Xbox 360
بازی اینفینیت آندیسکاوری با عنوان عجیب و غریب خود، در دنیایی جریان دارد که گروهی قدرتمند به نام «سازمان زنجیرها» ماه را به زمین بستهاند که باعث بروز بلایای طبیعی و رنج گسترده میشود. این سازمان که توسط یک دیکتاتور رهبری میشود، قصد دارد قدرت ماه را برای اهداف شوم خود به کار گیرد. شخصیت اصلی بازی، کاپل (Capell)، یک مرد جوان بیتفاوت است که شباهت زیادی به سیگموند (Sigmund)، یک قهرمان افسانهای که رهبری شورشی علیه این سازمان را بر عهده داشته، دارد. به دلیل این شباهت، کاپل اشتباه به جای سیگموند شناخته میشود و زندانی میشود. با این حال، او به زودی توسط جنگجویی به نام آیا (Aya) نجات مییابد که معتقد است او کلید آزادی دنیا از زنجیرها است. کاپل به اجبار وارد نبردی بزرگتر از خود میشود و باید قدرت و سرنوشت خود را بپذیرد.
این یک بازی اکشن نقشآفرینی که مشابهی سایر بازیهای استودیوی سازنده مانند استار اوشن (Star Ocean) و والکری پروفایل (Valkyrie Profile)، مبارزات سریع و روانی دارد و بازیکنان را تشویق به تفکر در لحظه میکند. بازیکنان به طور مستقیم کنترل کاپل را بر عهده دارند، اما میتوانند به شخصیتهای دیگر گروه که هرکدام تواناییها و رفتارهای هوش مصنوعی خاص خود را دارند، دستوراتی دهند. برای یک بازی سال 2008 برای ایکسباکس 360، اینفینیت آندیسکاوری دارای گرافیک چشمنوازی است. محیطها متنوع و سرسبز هستند و مدلهای شخصیتها، اگرچه از نظر جزئیات در آن زمان بهترین نبودند، اما انیمیشن خوبی به خصوص در مبارزات دارند. متأسفانه، این بازی هیچگاه دنباله یا ریمستری دریافت نکرد، بنابراین به عنوان یک گوهر پنهان از دوران ایکسباکس 360 باقی مانده است.
46. Brute Force
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Digital Anvil
سال انتشار: 2003
پلتفرم: Xbox
بروت فورس یک اثر تیراندازی تاکتیکی سوم شخص بود که سعی داشت استراتژی را با نبردهای سریع ترکیب کند و تجربهای منحصر به فرد برای بازیکنان کنسولها در دوران تسلط بازیهای تیراندازی اول شخص ارائه دهد. این بازی به بازیکنان این امکان را میداد که یک گروه از چهار شخصیت مختلف را کنترل کنند که هر کدام تواناییها و سلاحهای خاص خود را داشتند و از محیطهای بیگانه پر از نیروهای دشمن عبور میکردند. تفاوت اصلی بین بروت فورس و دیگر بازیهای تیراندازی آن زمان تمرکز آن بر تصمیمگیریهای تاکتیکی بود. به جای دویدن و شلیک کردن ساده، بازیکنان باید به دقت انتخاب میکردند که چه زمانی وارد نبرد شوند، چگونه از محیط به نفع خود استفاده کنند و چگونه مهارتهای منحصر به فرد گروه خود را برای فریب دادن دشمنان به کار گیرند. در واقع در هستهی خود، بروت فورس درباره کنترل و هماهنگی این شخصیتها در موقعیتهای مبارزه است. یکی از نوآورانهترین ویژگیهای بازی، امکان توقف اکشن در حین مبارزه و صدور دستورات به تیم بود. این ویژگی به بازیکنان این امکان را میداد که حملات خود را برنامهریزی کنند و لحظهای برای فکر کردن به حرکت بعدی خود داشته باشند.
داستان بازی در آیندهای دور روایت میشود که در آن بشریت فناوری پیشرفتهی بیگانگان را کشف کرده و به تشکیل یک گروه مزدور نخبه پرداخته است که مأموریت آنها محافظت از مستعمرات و از بین بردن تهدیدهای بیگانه است. بازیکنان نقش گروه بروت فورس را بر عهده میگیرند و در مأموریتهای مختلفی شرکت میکنند که شامل از بین بردن نیروهای دشمن بیگانه، کشف فناوریهای جدید و کشف یک توطئه بزرگتر و پیچیدهتر میشود. اگرچه داستان بازی از پیچیدگی زیادی برخوردار نبود، اما هنوز به اندازهی کافی جذاب بود که بازیکنان را در طول بازی مشغول نگه دارد. در نهایت اگرچه این بازی به موفقیت تجاری عظیمی دست نیافت، اما تجربهای متفاوت از ترند آن روزها را ارائه داد به همین خاطر لایق تحسین است.
45. Fuzion Frenzy
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Blitz Games
سال انتشار: 2001
پلتفرم: Xbox
در سال ۲۰۰۱، بازی فیوژن فرنزی به عنوان یکی از بهیادماندنیترین بازیهای پارتی ایکسباکس منتشر شد. این بازی به عنوان یک تجربهی چندنفرهی پرانرژی طراحی شد که جنبهی رقابتی بازیهای مخصوص دورهمیها را با ظاهری آیندهنگرانهی ترکیب میکرد. این بازی در واقع مجموعهای از مینیگیمها است که بازیکنان را در چالشهای مهارتی متنوع و پر هرجومرج مقابل یکدیگر قرار میدهد. این بازی تا چهار بازیکن را پشتیبانی میکند و گزینهای عالی برای مهمانیها یا گردهماییها است که در آن رقابتهای کوتاه باعث درگیر شدن همه میشود. بازی در یک دنیای آیندهنگرانه با شش میدان نبرد پرجنبوجوش و متمایز قرار دارد که هرکدام تم و فضای خاص خود را دارند.
بازیکنان یکی از شش شخصیت رنگارنگ را انتخاب میکنند اما هیچکدام از اینها مزیت خاصی در گیمپلی ندارند تا تمرکز بر مهارت و واکنش بازیکنان باشد. هدف بازیکنان جمعآوری بیشترین امتیاز از طریق برنده شدن در مینیگیمهای مختلف است و در نهایت، پیروز نهایی پس از مجموعهای از نبردها انتخاب میشود. برخی بازیها بر مسابقه تمرکز دارند، در حالی که برخی توانایی جمعآوری آیتمها، مبارزه با یکدیگر یا بقا در برابر خطرات محیطی را به چالش میکشند. همچنین این بازیها طوری طراحی شدهاند که یادگیری آنها آسان باشد اما تسلط بر آنها چالشبرانگیز باشد.
44. Conker: Live & Reloaded
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Rare
سال انتشار: 2005
پلتفرم: Xbox
این بازی در واقع نسخهی بازسازیشدهای از Conker’s Bad Fur Day است. این بازی در نگاه اول، بهنظر میرسید که یک بازی پلتفرمر سنتی باشد که یک سنجاب دوستداشتنی را به تصویر میکشد. با این حال، پشت این ظاهر نرم، بازیای پنهان بود که از روبهرو شدن با تمهای بزرگسالانه ترسی نداشت و شوخیهای بیپروایانه، جوکهای رکیک و خاصی را ارائه میکرد. این بازی به سرعت یک سری طرفداران خاص خود را بدست آورد و بهخاطر لحن منحصر به فردش و تضاد شدید آن با بازیهای خانوادگی آن زمان مشهور شد. کانکر: لایو اند ریلودد هدف داشت که جذابیت و هیجان نسخه اصلی را به یک مخاطب جدید منتقل کند و در عین حال گرافیک را بهروز کرده و گیمپلی را بهبود بخشد.
داستان حول شخصیت کانکر، سنجاب خودخواه و جوانی میچرخد که برای لذت بردن و کسب یک درآمد بزرگ به دنبال تفریح است. اما برنامههای او زمانی که در یک حالت مستی به هوش میآید و خود را در جهانی کاملاً دیوانهوار میبیند، تغییر میکند. سفر کانکر او را از موقعیتهای عجیب و اغلب زشت عبور میدهد و شخصیتهایی که در طول مسیر ملاقات میکند نیز به اندازهی دنیای عجیبی که در آن زندگی میکنند، عجیب و غریب هستند. در این میان افزودن حالت چندنفره با استقبال بسیاری از طرفداران روبرو شد، اگرچه تمرکز بازی را کمی تغییر داد. کمپین تکنفره، هرچند همچنان یک تجربهی غنی و جذاب بود، برای برخی از بازیکنانی که به سمت نبردهای آنلاین جذب شده بودند، به حاشیه رفت.
43. Blinx: The Time Sweeper
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Artoon
سال انتشار: 2002
پلتفرم: Xbox
بلینکس اثری است که نه تنها برای بسیاری از گیمرهای اوایل دههی 2000 به یک نوستالژی تبدیل شده است، بلکه به عنوان یک جواهر فراموششده در دنیای بازیهای ویدیویی با مکانیکهای دستکاری زمان نیز شناخته میشود. در مرکز بازی شخصیت بلینکس قرار دارد که یک گربهی انساننماست که در زمان سفر میکند و ماموریتی دارد تا از جهان در برابر فاجعههای تغییر زمان محافظت کند. بازی ترکیبی از پلتفرمینگ و مکانیکهای نوآورانه دستکاری زمان را به هم آمیخته که در زمان انتشار خود نوآورانه و هیجانانگیز به نظر میرسید. بلینکس، مسلح به جاروی جادویی خود به نام جاروی زمان باید از میان مراحل مختلف عبور کند که هرکدام دارای تم و چالش خاص خود هستند تا نظم را به جهانی که توسط ناهماهنگیهای زمانی مختل شده است بازگرداند. بازیکنان از جارو برای مکیدن کریستالهای زمانی که در سطوح پراکنده شدهاند استفاده میکنند. این کریستالها به بلینکس این امکان را میدهند که زمان را به شیوههای مختلف دستکاری کند، از جمله توقف، عقب بردن و غیره.
توانایی عقب بردن زمان به بازیکنان این امکان را میدهد که اشتباهات خود را اصلاح کنند و استراتژیهای جدیدی را امتحان کنند، در حالی که قدرت توقف زمان به بلینکس این اجازه را میدهد که از موانع عبور کند یا دشمنان را در لحظات منجمد شکست دهد. جلو بردن زمان به بازیکنان این امکان را میدهد که بخشهایی از مرحله را که قبلاً تکمیل شدهاند رد کنند که برای بازیکنان ماهر فرایند را تسریع میکند. این گیمپلی مبتنی بر زمان بیشتر از یک نوآوری ساده بود. استفاده از دستکاری زمان به همراه پلتفرمینگ و عناصر اکشن عمق بیشتری به معماهای بازی افزود و تجربهای منحصر به فرد و چالشبرانگیز ایجاد کرد. با وجود مکانیکهای نوآورانه و گیمپلی متمایز، بلینکس هنگام انتشار فاقد درخشندگی و عمق لازم برای رقابت واقعی با برخی از پلتفرمرهای شناختهشده زمان خود بود و نتوانست به موفقیت زیادی دست پیدا کند.
42. Beautiful Katamari
تهیهکننده: Bandai Namco / سازنده: Bandai Namco
سال انتشار: 2007
پلتفرم: Xbox 360
کاتاماری زیبا بهعنوان یکی از برجستهترین و شادترین آثاری که تاکنون ساخته شده، میدرخشد. این سری بازی جهان را با مفهوم عجیب و جذاب غلتاندن یک توپ چسبناک به نام کاتاماری در محیطهای مختلف آشنا کرد. مکانیکهای سادهی غلتاندن، جمعآوری، بزرگتر شدن و تکرار، اعتیادآور و سرگرمکننده بودند و این پیشفرض در کاتاماری زیبا نیز وجود دارد. بازیکنان یک توپ چسبناک کوچک را کنترل میکنند و آن را از میان مراحل مختلف غلت میدهند. هر چه توپ اشیاء بیشتری جمع کند، کاتاماری بزرگتر میشود و در نهایت آنقدر بزرگ میشود که میتواند شهرها یا حتی سیارهها را جمع کند. چیزی که کاتاماری زیبا را از سایر بازیهای پازل پلتفرمر متمایز میکند، سیستم کنترل منحصربهفرد آن است.
بازیکنان با استفاده از آنالوگ دسته کاتاماری را به شکلی تقریباً روان هدایت میکنند. این آزادی حرکت لذت خاص خود را دارد. استراتژی بازی زمانی خود را نشان میدهد که بازیکنان بهترین مسیر را برای رشد مؤثر کاتاماری خود پیدا کنند در حالی که از موانع و دشمنان چالشبرانگیز اجتناب میکنند. بازی دارای زیباییشناسی رنگارنگ و کارتونی است که با لحن آن هماهنگ است. پس از انتشار، کاتاماری زیبا با نقدهای مثبتی روبهرو شد. منتقدان گیمپلی سرگرمکننده و اعتیادآور، سبک هنری رنگارنگ و موسیقی عالی بازی را ستودند. با این حال، برخی اشاره کردند که این بازی نوآوری کاتاماری داماکی اول را نداشت و جذابیت آن ممکن است به دلیل تکراری بودن کمتر باشد.
41. Culdcept Saga
تهیهکننده: Bandai Namco / سازنده: OmiyaSoft
سال انتشار: 2006
پلتفرم: Xbox 360
بازی Culdcept Saga یکی از آن آثار نادری است که در مرز بین چندین ژانر قرار میگیرد و تجربهای منحصربهفرد را خلق میکند که به سختی میتوان مشابهی آن را یافت. این بازی مکانیکهای بازیهای رومیزی سنتی را با عناصر بازیهای کارتی ترکیب میکند و نتیجهی آن یک ترکیب هیجانانگیز از استراتژی، شانس و برنامهریزی دقیق است. هرچند Culdcept Saga هیچگاه موفقیت بزرگی در بازار کسب نکرد، اما به لطف گیمپلی خلاقانه و عمق شگفتانگیزش، طرفداران وفاداری پیدا کرد. در نگاه اول، مکانیکهای بازی ممکن است پیچیده یا دشوار به نظر برسند، اما بازیکنانی که وقت گذاشته و قوانین و استراتژیهای آن را یاد بگیرند، تجربهای بسیار لذتبخش خواهند داشت.
اگر بخواهیم جزئیتر به این بازی بپردازیم، بازیکنان از دستهای از کارتها برای احضار موجودات، اجرای طلسمها و تأثیرگذاری بر صفحهی بازی استفاده میکنند. بازی روی صفحههای متنوعی جریان دارد که در آن بازیکنان مهرههای خود که به صورت آواتار نمایش داده میشوند را با تاس ریختن حرکت میدهند. در طول مسیر، آنها روی خانههای مختلفی قرار میگیرند که میتوانند در آنها موجودات احضار کنند یا طلسمهایی را اجرا نمایند. هدف اصلی کنترل قلمروها و به دست آوردن بیشترین مقدار طلا تا پایان مسابقه است. همچنین، بازیکنان میتوانند روی خانههایی که در تصرف حریفانشان است فرود بیایند که این امر منجر به نبردهای هیجانانگیزی بین موجودات میشود.
40. Perfect Dark Zero
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Rare
سال انتشار: 2005
پلتفرم: Xbox 360
وقتی پرفکت دارک زیرو در سال ۲۰۰۵ منتشر شد، انتظارات زیادی روی دوش آن قرار داشت. این بازی که پیشدرآمدی بر پرفکت دارک یعنی یکی از محبوبترین تیراندازیهای اولشخص تاریخ محبوب میشد، باید میراث دوران طلایی استودیوی ریر را زنده نگه میداشت. با این حال، با وجود طراحی جاهطلبانه و گرافیکی چشمنواز برای زمان خود، پرفکت دارک زیرو هرگز نتوانست به جایگاه افسانهای نسخهی اصلی برسد. پرفکت دارک زیرو سالهای اولیهی فعالیت جوانا دارک (Joanna Dark) را روایت میکند. جوانا که یک جایزهبگیر بااستعداد اما بیتجربه است، در کنار پدرش، جک دارک (Jack Dark)، و همکارشان، چاندرا (Chandra)، برای یک شرکت امنیتی خصوصی کوچک کار میکند. آخرین مأموریت آنها، پایشان را به توطئهای بزرگتر باز میکند که به شرکت فاسد دیتاداین (dataDyne) مرتبط است. در طول مأموریت جوانا، خیانتها، سلاحهای مخفی و دشمنان قدرتمندی مانند ژانگ لی (Zhang Li)، آنتاگونیست اصلی بازی، پدیدار میشوند. با اینکه داستان بازی قابلقبول است، اما فاقد عمق و پیچیدگی نسخهی اول بوده و بیشتر حس یک فیلم اکشن استاندارد را دارد تا یک تریلر جاسوسی علمیتخیلی که طرفداران انتظار داشتند.
پرفکت دارک زیرو تلاش کرد فرمول بازیهای تیراندازی اولشخص را با ترکیب مکانیکهای تاکتیکی توسعه دهد. این بازی شامل سیستم تیراندازی با محوریت کاورگیری بود که در آن زمان رایج نبود. این سیستم به جوانا اجازه میداد پشت دیوارها سنگر بگیرد و از گوشهها شلیک کند اما در مقایسه با بازیهایی مثل گیرز آو وار که بعداً استاندارد این سبک را تعیین کردند، کمی دستوپاگیر به نظر میرسید. بازی همچنین سیستم حمل دوگانهی سلاح داشت که به بازیکنان اجازه میداد دو اسلحهی مختلف را با هم بدست بگیرند اما نحوه استفادهی از سلاحها چندان روان نبود و برخی از آنها نسبت به استانداردهای زمان خود قدرت کافی نداشتند. هوش مصنوعی دشمنان هم گاهی نامنظم عمل میکرد. در برخی مواقع، آنها هوشمندانه سنگر میگرفتند، اما گاهی هم بیدلیل در فضای باز میایستادند. بااینحال، تنوع مأموریتها، از مراحل مخفیکاری گرفته تا نبردهای سنگین مانع از یکنواختی میشد. همچنین، امکان بازی کردن بخش داستانی بهصورت همکاری (هم بهصورت آنلاین و هم آفلاین) نقطه قوت بزرگی بود که ارزش تکرار بازی را افزایش میداد. جایی که پرفکت دارک زیرو واقعاً میدرخشید، بخش چندنفرهی آن بود. در نهایت این بازی نتوانست عملکرد خوبی از خود نشان دهد و بسیاری آن را پایان کار سری دانستند اما خوشبختانه، امیدی برای بازگشت این سری وجود دارد. مایکروسافت یک ریبوت جدید از پرفکت دارک را معرفی کرده که البته فعلا تاریخ انتشار مشخصی ندارد.
39. Dance Central 3
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Harmonix
سال انتشار: 2012
پلتفرم: Xbox 360 Kinect
دنس سنترال ۳ به عنوان سومین و آخرین نسخهی اصلی این سری، نه تنها مکانیکهای رقص نسخههای قبلی را بهبود بخشید، بلکه یک حالت داستانی جذاب، یک فهرست آهنگهای چشمگیر و ویژگیهای چندنفرهی جدیدی را معرفی کرد که آن را به بهترین نسخهی این مجموعه تبدیل کرد. در مرکز خود، دنس سنترال ۳ همان مکانیکهای نسخههای قبلی را دنبال میکند. بازیکنان باید حرکات رقص نمایش داد هشده روی صفحه را تقلید کنند و حسگر کینکت حرکات آنها را ردیابی میکند. هرچه دقت حرکات بیشتر باشد، امتیاز بالاتری کسب میشود. با این حال، دنس سنترال ۳ پیشرفتهای متعددی را ارائه کرد که تجربهی بازی را پویاتر و برای بازیکنان در همه سطوح مهارتی لذتبخشتر کرد.
برخلاف نسخههای قبلی، دنس سنترال ۳ یک حالت داستانی کامل را معرفی کرد که یک پیچش غیرمنتظره اما سرگرمکننده به بازی اضافه کرد. بازیکنان به سازمان مخفی ملحق میشوند، جایی که مأموریت آنها محافظت از جهان در برابر تهدیدهای مرتبط با رقص است. بازیکنان تحت هدایت گروههای رقص مختلف این سری، در زمان سفر میکنند و حرکات نمادین هر دهه را یاد میگیرند. این داستان که حال و هوایی طنزآمیز و جذاب دارد، باعث شده بازی چیزی فراتر از یک لیست آهنگ ساده باشد و تجربهای منحصربهفرد ارائه دهد. با بیش از ۴۰ آهنگ، دنس سنترال ۳ یکی از متنوعترینها تجربهها را در میان بازیهای رقص ارائه میدهد.
38. Lost Odyssey
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Mistwalker
سال انتشار: 2007
پلتفرم: Xbox 360
بازی Lost Odyssey توسط استودیوی هیرونوبو ساکاگوچی (Hironobu Sakaguchi)، خالق سری فاینال فانتزی، ایجاد شده است و یکی از بهترین نمونههای بازیهای نقشآفرینی نوبتی و داستانمحور شناخته میشود. در مرکز بازی شخصیت اصلی آن، کایم آرگونا (Kaim Argonar) قرار دارد، مردی جاویدان که بیش از هزار سال عمر کرده و شاهد صعود و سقوط تمدنها بوده، اندوههای بیپایانی را تجربه کرده و بار بسیاری از خاطرات را به دوش میکشد. بازی با فراخوانده شدن کایم و گروهی از مزدوران برای جنگ در یک نبرد میان دو پادشاهی آغاز میشود. اما سفر کایم به سرعت به مسیری شخصیتر میرود، جایی که جاودانگی او و گذشته فراموششدهاش شروع به آزار او میکنند. در طول بازی، داستان کایم با داستانهای همراهانش درهم میآمیزد که هر کدام از این شخصیتها پسزمینهها و مشکلات خاص خود را دارند.
دنیا در Lost Odyssey ترکیبی استادانه از سبک فانتزی و استیمپانک است، جایی که جادو و تکنولوژی در کنار یکدیگر وجود دارند. Lost Odyssey از بازیهای نقشآفرینی نوبتی کلاسیک الهام میگیرد، اما آنها را بهطور شگفتانگیزی تغییر داده تا تجربهای مدرنتر و جذابتر خلق کند. سیستم مبارزه یک سیستم نوبتی است که بر استراتژی و زمانبندی تمرکز دارد. شخصیتها میتوانند تواناییهای جدیدی بیاموزند، جادوهای مختلفی بدست آورند و سلاحها و زرههای قدرتمندی را استفاده کنند. موسیقی Lost Odyssey توسط نوبوو اوئماتسو (Nobuo Uematsu)، آهنگساز افسانهای که بیشتر به خاطر کارش در سری فاینال فانتزی شناخته میشود، به شکلی عالی ساخته شده است و با وسعت حماسی بازی هماهنگ است. در نهایت با اینکه Lost Odyssey نتوانست آنگونه که باید بدرخشد اما یک جواهر پنهان در ژانر نقشآفرینی است.
37. Ryse: Son of Rome
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Crytek
سال انتشار: 2013
پلتفرم: Xbox One, PC
بازی Ryse: Son of Rome ابتدا به عنوان یک پروژه برای کینکت طراحی شد. کرایتک که به خاطر تواناییهای فنی و طراحی بصری خیرهکنندهی آثار خود شناخته میشود، یک نمونهی اولیه از بازی را برای این دستگاه توسعه داد. اما با پیشرفت توسعه و نزدیک شدن به عرضهی ایکسباکس وان، تمرکز بازی روی گیمپلی سنتی معطوف شد و بازی به یک اثر اکشن ماجراجویی با یک طرح کنترل سنتی تبدیل شد. یکی از جنبههای بارز بازی مطابق انتظار کیفیت بصری آن بود. کرایتک سختافزار ایکسباکس را به حداکثر توان خود رساند و از موتور اختصاصی خود، برای خلق محیطهای فوقالعاده واقعگرایانه، مدلهای شخصیت و انیمیشنهای روان استفاده کرد. این دستاورد فنی نه تنها در آن زمان تحولی بزرگ به حساب میآمد، بلکه به عنوان یک اثبات مفهومی از آنچه که سختافزار نسل جدید میتواند به آن دست یابد، عمل کرد.
بازی در اوج امپراتوری روم باستان جریان دارد و داستان ماریوس تیتوس (Marius Titus)، یک سرباز جوان رومی را روایت میکند که در میان ارتش روم از ردههای پایین به بالا میرود. بازی با دیدن قتل وحشیانهی خانوادهی ماریوس به دست پادشاه بربری به نام بودیکا (Boudica) که قیامی علیه امپراتوری روم رهبری میکند، آغاز میشود. ماریوس از روی انتقام سفر خود را آغاز میکند، سفری که او را به دل سیاست روم و جنگها میبرد. گیمپلی بازی عمدتاً بر ترکیبی از مبارزات معمولی با شمشیر، استراتژی و رویدادهای سریع (QTE) متمرکز است. سیستم مبارزه به صورت سینمایی طراحی شده است و این تا حد زیادی به خاطر این است که ابتدا برای کینکت در دست توسعه بوده است. با این حال این سیستم مبارزهی وابسته به رویدادهای سریع پس از مدتی تکراری میشود و یکی از مشکلات اصلی بازی در زمان عرضه همین بود و البته داستان که هرچند جذاب محسوب میشد، اما کمی قابل پیشبینی بود. در نهایت در حالی که از این بازی ممکن است به عنوان یک اثر کلاسیک انقلابی یاد نشود، اما همچنان بخشی به یادماندنی از تاریخ ایکسباکس وان است.
36. Ace Combat 6: Fires of Liberation
تهیهکننده: Bandai Namco / سازنده: Project Aces
سال انتشار: 2007
پلتفرم: Xbox 360
مانند نسخههای قبلی، ایس کامبت ۶ در دنیای خیالی Strangereal جریان دارد، جهانی که شبیه دنیای ماست اما با جغرافیا، تاریخ و درگیریهای سیاسی منحصربهفرد خود است. بازی بر جنگ بین دو ملت یعنی جمهوری امریا و جمهوری فدرال استووکیا تمرکز دارد. استووکیا که از یک جنگ داخلی ویرانگر رنج میبرد، به طور غافلگیرانه به امریا حمله میکند و در صحنهی افتتاحیهای دراماتیک، از شهر پایتخت گریسمریا عبور میکند. بازیکن در نقش یک خلبان جنگندهی امریایی با نام رمز تالیسمان قرار میگیرد که بخشی از اسکادران گارودا است. وقتی که مهاجم، استووکیا، کنترل امریا را در دست میگیرد، وظیفهی بازیکن است که رهبری نبرد برای آزادسازی آسمانها، بازپسگیری شهرها و شکست دادن کنترل دشمن را به عهده بگیرد. جایی که ایس کامبت ۶ میدرخشد، توانایی آن در ترکیب نبردهای شدید با داستانی نسبتا خوب است. این بازی تأکید میکند که چگونه جنگ بر سربازان و غیرنظامیان تأثیر میگذارد. برخلاف بازیهای معمول جنگ هوایی که صرفاً بر عملیاتهای نظامی تمرکز دارند، این بازی بین ماموریتهای خود صحنههایی با شخصیتهایی مانند ملیسا هرمن (Melissa Herman)، زنی که در میان هرج و مرج جنگ به دنبال دختر گمشدهاش میگردد، قرار میدهد.
سفر شخصی او و چند شخصیت دیگر، دیدگاهی انسانی به بازی میدهد و لحظات عاطفی و قابل درکی را به بازی اضافه میکند. مکانیکهای پرواز در بازی ترکیبی از دسترسپذیری سبک آرکید و عمق سبک شبیهسازی هستند. بازیکنان در نبردهای هوایی پرسرعت شرکت کرده، مانورهای فرار را اجرا میکنند و دستهای از موشکها را در محیطی جذاب شلیک میکنند. بازی سیستم متحد خاصی را معرفی میکند که یک تحول بزرگ در گیمپلی سری است. علاوه بر کنترل هواپیمای خود، بازیکنان میتوانند از نیروهای کمکی هوایی، زمینی و دریایی درخواست کمک کنند. این باعث میشود که تجربهی تاکتیکیتری به وجود آید. برای زمان خود، ایس کامبت ۶ از لحاظ گرافیکی بسیار قدرتمند بود. کنسول ایکسباکس ۳۶۰ به سازندگان اجازه داد تا مدلهای بسیار دقیقی از هواپیماها، مناظر زیبا و نبردهای سینمایی بزرگ مقیاس ایجاد کند. به طور کلی ایس کامبت 6 تجربهای عالی در سبک خود ارائه داد که طرفداران این سبک را حسابی راضی کرد.
35. Sea of Thieves
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Rare
سال انتشار: 2018
پلتفرم: Xbox One, Xbox Series X/S, PC
بازی Sea of Thieves یک یک ماجراجویی منحصر به فرد چندنفره در یک دنیای جذاب است که شما را در نقش یک دزد دریایی قرار میدهد. شما بازی را با یک کشتی ساده، خدمه وفادار خود یا به تنهایی اگر به اندازه کافی شجاع هستید و دنیایی از امکانات بیپایان آغاز میکنید. نقشهی بازی یک اقیانوس وسیع است که پر از جزایری برای کاوش، گنجهایی برای یافتن و خطراتی است که میتوانید از آنها دوری کنید یا با آغوش باز بپذیرید. آنچه این بازی را بسیار جذاب میکند، آزادی بیحد و حصر آن است. هیچ داستانی از پیش تعیینشده یا پیشرفتی خطی وجود ندارد. در عوض، Sea of Thieves ابزارهایی را در اختیار بازیکنان قرار میدهد تا ماجراجوییهای خود را بسازند. دریانوردی در Sea of Thieves چیزی فراتر از یک روش حملونقل است. این یک مهارت است که باید بر آن تسلط پیدا کنید.
این بازی یکی از غوطهورکنندهترین تجربیات دریانوردی در تاریخ بازیها را ارائه میدهد. Sea of Thieves به شما اجازه میدهد که کاپیتان یکی از چند نوع کشتی باشید. هر کشتی نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد، بنابراین انتخاب کشتی مناسب برای اندازهی خدمه و سبک بازی کلید موفقیت است. راههای بسیاری برای زندگی در نقش دزد دریایی در Sea of Thieves وجود دارد و در حالی که درگیریها و اتحادهای شکلگرفته توسط بازیکنان بخش زیادی از تجربه را میسازند، بازی همچنین دارای خطرات هوش مصنوعی فراوانی است که اقیانوس را به یک مکان واقعاً خطرناک تبدیل میکند. اگرچه نسخهی اولیه بازی با واکنشهای نه چندان خوبی مواجه شد، اما این بازی با بهروزرسانیهای مداوم، محتوای جدید و داستانسرایی خلاقانه، به یک اثر جذاب با محوریت دزدان دریایی تبدیل شد که توسط جامعهای پرشور تجربه میشود.
34. Shenmue II
تهیهکننده: Sega / سازنده: Sega AM2
سال انتشار: 2002
پلتفرم: Xbox
این بازی ابتدا در سال ۲۰۰۱ برای کنسول دریمکست در ژاپن و اروپا منتشر شد و یک نسخهی بهبودیافته از آن نیز در سال ۲۰۰۲ برای ایکسباکس در بازارهای غربی عرضه شد. نسخهی دریمکست در آمریکای شمالی منتشر نشد، چرا که مایکروسافت این بازی را در انحصار خود درآورد و توزیع بازی در خارج از ژاپن را بر عهده گرفت. Shenmue II ادامهی سفر حماسی ریو هازوکی (Ryo Hazuki)، یک رزمیکار جوان است که به دنبال انتقام قتل پدرش، ایواو هازوکی (Iwao Hazuki) میگردد. لان دی (Lan Di)، عضو یک گروه جنایتکار چینی قدرتمند، مسئول مرگ ایواو است و جستوجوی ریو او را از زادگاهش یوکوسوکا در ژاپن به شهر پر جنب و جوش هنگکنگ در چین میکشاند. بازی با ورود ریو به بندر شلوغی آغاز میشود و بازیکنان بلافاصله در دنیای وسیع و پرجنبوجوشی غرق میشوند که مملو از فرصتهای ماجراجویی است. در حالی که Shenmue بیشتر به شهر کوچک یوکوسوکا محدود بود، این دنباله بهطرز چشمگیری دامنه را گسترش میدهد و به بازیکنان اجازه میدهد مکانهای متعددی در سراسر هنگکنگ را کاوش کنند. یکی از دستاوردهای چشمگیر بازی طراحی جهان باز آن است که در زمان انتشار خود انقلابی بود.
هر گوشه از دنیای بازی زنده به نظر میرسد. ریو میتواند با تقریباً همه کسانی که ملاقات میکند تعامل داشته باشد و هر شخصیت دارای شخصیت و نقش منحصربهفردی در دنیای بازی است. در حالی که محیطها بهاندازهی بازیهای جهانباز امروزی گسترده نیستند، تراکم جزئیات باعث میشود Shenmue II بیش از بسیاری از بازیهای مدرن با نقشههای بسیار بزرگتر، زندهتر به نظر برسد. سیستم مبارزات در Shenmue II بهشدت از هنرهای رزمی الهام گرفته شده و این یکی از زمینههایی است که بازی در آن میدرخشد. سیستم مبارزه یادآور سری Virtua Fighter است و بر دقت، زمانبندی و استراتژی تأکید دارد. بازیکنان میتوانند مجموعهای از تکنیکهای هنرهای رزمی، از مشتها و لگدهای ساده تا کمبوهای پیچیده که نیاز به تمرین دارند، اجرا کنند. با ملاقات با استادان جدید، سیستم مبارزه عمیقتر و پاداشدهندهتر میشود. Shenmue II همچنین مملو از فعالیتهای جانبی و مینیگیمها است که عمق و تنوع بیشتری به تجربه بازی میبخشد. اگرچه Shenmue II در زمان انتشار اولیهی خود موفقیت تجاری چندانی نداشت اما این بازی از آن زمان به عنوان یک اثر کلاسیک عالی شناخته میشود.
33. As Dusk Falls
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Interior Night
سال انتشار: 2022
پلتفرم: Xbox One, Xbox Series X/S, PC
بازی As Dusk Falls یک اثر ماجرایی سینمایی یا به اصطلاح درام تعاملی است که داستانی پرهیجان و چندنسلی دربارهی جرم، خانواده، انتخابها و پیامدها را روایت میکند. یکی از اولین چیزهایی که در بازی توجهی شما را به خود جلب میکند، سبک هنری خاص آن است. بهجای استفاده از مدلهای سهبعدی زنده یا انیمیشنهای سنتی، بازی از یک سبک هنری شبیه به تکنیک روتوسکوپی استفاده میکند که تصاویر ثابت را با انیمیشنهای ظریف ترکیب میکند. نتیجهی این کار، تجربهی بصریای است که مانند یک رمان بصری زنده به نظر میرسد. هر فریم با دقت طراحی شده است و این سبک هنری خاص، نه تنها به اتمسفر بازی اضافه میکند، بلکه تأثیر احساسی هر صحنه را نیز تقویت میکند و این حس را به بازیکن میدهد که در یک تجربهی سینمایی تعاملی قرار دارد. بازی بر زندگی دو خانواده متمرکز است که در طول چندین دهه بههم پیوند خوردهاند. داستان با یک رویداد بهظاهر تصادفی اما سرنوشتساز آغاز میشود. یک سرقت ناموفق در شهری کوچک در ایالت آریزونا اتفاق افتاده و از اینجا، بازیکنان به زندگی خانوادههای واکر و هولت کشیده میشوند که با فاجعه و تصمیماتشان در این واقعه بههم مرتبط میشوند.
بازی به دو کتاب اصلی تقسیم میشود. کتاب اول شامل سرقت و پیامدهای فوری آن و کتاب دوم به پیامدهای بلندمدت این انتخابها در سالهای بعد میپردازد. هر تصمیمی که بازیکن میگیرد میتواند مسیر داستان را بهطور قابل توجهی تغییر دهد. بازی به موضوعاتی چون تروما، خیانت، فداکاری و پیوندهایی که خانوادهها را باهم نگه میدارد یا ازهم میپاشاند میپردازد. بازی همچنین شامل رویدادهای سریع (QTE) است که به برخی از لحظات مانند بحثهای داغ یا مواقعی که شخصیتها در موقعیتهای مرگ و زندگی قرار میگیرند، تنش اضافه میکند. این عناصر گیمپلی بازیکنان را درگیر نگه میدارند، اما واضح است که تمرکز اصلی بر روایت و تعاملات شخصیتهاست، نه اکشن به شکل سنتی. همچنین بازی انتخابهای بازیکن را قضاوت نمیکند، بلکه پیچیدگی معضلات اخلاقی واقعی را منعکس میکند. به ندرت پاسخ درست یا غلط وجود دارد و همین ابهام است که بازی را بسیار جذاب میکند.
32. Splosion Man’
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Twisted Pixel Games
سال انتشار: 2009
پلتفرم: Xbox 360
بازی Splosion Man’ یکی از بازیهای پلتفرم کمتر شناخته شده است که سبک و سیاق خاصی دارد. اگرچه بازی بر اساس پیشفرض انفجارهای مداوم ساخته شده بود، اما در واقع یک داستان در پسزمینه وجود داشت. داستان بازی با خلق مرد انفجاری آغاز میشود که نتیجهی یک آزمایش علمی است که به اشتباه انجام شده است. او که در داخل یک آزمایشگاه گیر افتاده، نتیجهی یک آزمایش ناموفق است که از دستگیرندگان خود فرار کرده و باعث هرج و مرج میشود تا آزادی خود را بیابد. بازی در یک مرکز تحقیقاتی اتفاق میافتد، جایی که بازیکن باید شخصیت اصلی را از میان مجموعهای از مراحل هدایت، معماها را حل کرده و از موانع پیچیدهتر عبور کند. در طول مسیر، بازیکنان با دشمنان مختلفی روبهرو میشوند، از جمله دانشمندان، رباتها و دیگر دستگاههایی که توسط آزمایشگاه ساخته شدهاند.
هدف نهایی فرار از مرکز تحقیقاتی است، اما این کار به سادگی انجام نمیشود. هر اقدامی که شخصیت انجام میدهد، با انفجار همراه است. توانایی اصلی او این است که میتواند خود را منفجر کند. گیمپلی بازی حول استفاده از قدرتهای انفجاری او من برای عبور از مجموعهای از معماها و موانع میچرخد. هر مرحله ترکیبی از چالشهای پلتفرم، خطرات محیطی و معماهای خلاقانه دارد که بازیکنان را همیشه در حال تفکر نگه میدارد. سبک هنری بازی یکی از بهیادماندنیترین جنبههای آن است. بازی از رنگهای روشن و زنده و یک سبک کارتونی استفاده میکند که با انفجارهای بزرگ و شوخیهای عجیب و غریب هماهنگ است. در نهایت، این بازی اثاری است که هنوز هم با خاطرات خوب از نوآوری، طنز و لذت خالص به یاد آورده میشود. نگاه منحصر به فرد آن به پلتفرمینگ و مکانیکهای انفجاری خاص، آن را به یکی از آثار برجسته از دوران طلایی ایکسباکس لایو آرکید تبدیل کرده است.
31. Crackdown
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Realtime Worlds
سال انتشار: 2007
پلتفرم: Xbox 360
بازی کراکداون در زمان خود یکی از متفاوتترین آثاری بود که میتوانستید تجربه کنید و به همین دلیل نیز طرفداران ویژهای پیدا کرد. این بازی در شهر دیستوپیایی پاسیفیک سیتی (Pacific City) اتفاق میافتد، جایی که بازیکنان در نقش یک مامور ویژه که توسط The Agency استخدام شدهاند، قرار میگیرند. این شهر تحت سلطهی سه سازمان جنایی بزرگ است که هر کدام بخشهایی از شهر را کنترل میکنند. هدف آژانس ساده و آوردن نظم به پسیفیک سیتی با حذف سران این باندهای جنایتکار است. یکی از ویژگیهای بارز بازی طراحی دنیای آن است. پاسیفیک سیتی از همان ابتدا در اختیار شماست که آن را کاوش کنید. نیازی به باز کردن بخشهایی از نقشه یا پیروی از داستان خطی نیست. بازیکنان میتوانند وارد هر محله شوند و به دلخواه خود شروع به از بین بردن باندها کنند. این آزادی در آن زمان در بازیها نادر بود و به بازیکنان این انتخاب را میداد که بازی را به روشهای مختلفی پیش ببرند. کراکداون همچنین تخریب خلاقانه را تشویق میکرد. راههای زیادی برای از بین بردن دشمنان وجود دارد و موتور فیزیک این آشوب را پشتیبانی میکند.
دیدن این که انفجارهایی خودروها و اعضای باند را به هوا میفرستد نه تنها رضایتبخش بود بلکه بازیکنان را تشویق میکرد تا با سلاحها و تاکتیکهای مختلف آزمایش کنند. در مرکز بازی کراکداون، سیستم پیشرفت شخصیت قرار دارد. با انجام ماموریتها، شکست دشمنان یا حتی فقط ایجاد هرج و مرج، شما در پنج دستهی مختلف امتیاز بدست میآورید. چیزی که این سیستم را منحصر به فرد میکند این است که به طور مستقیم بر تواناییهای جسمانی شخصیت شما در بازی تاثیر میگذارد. به عنوان مثال در اوج بازی، شما به راحتی از روی آسمانخراشها میپرید و شهر را به یک زمین بازی پارکور برای خود تبدیل میکنید. در حالی که تجربه تکنفرهی کراکداون به خودی خود نوآورانه بود، بازی همچنین حالت چندنفرهی کوآپ را معرفی کرد که لذت آن را بیشتر میکرد. گرچه کراکداون در نهایت دو دنباله دریافت کرد، اما هیچکدام نتوانستند جادوی خاص نسخه اول را دوباره خلق کنند.
30. Steel Battalion
تهیهکننده: Capcom / سازنده: Capcom
سال انتشار: 2002
پلتفرم: Xbox
وقتی صحبت از دوران طلایی بازیهای ویدیویی میشود، کمتر کسی نامی از استیل بتالیون میبرد. این بازی اثری بود که جرات کرد به مسیری برود که هیچ بازی دیگری قبلاً نرفته بود. اکنون این بازی به عنوان یکی از افسانههای دنیای بازیها شناخته میشود، نه فقط به دلیل جاهطلبی عظیمش، بلکه به خاطر ترکیب جنگ رباتهای مکانیکی با یک قطعهی سختافزاری جسورانه که میتوانست با هر شبیهساز دیگری رقابت کند. این بازی در واقع یک شبیهساز مک آیندهنگرانه است. داستان در آیندهای تاریک رخ میدهد که در آن ماشینهای جنگی بزرگ نیروی غالب در جنگهای زمینی هستند، و بازیکنان در نقش خلبان یک ربات در یک نبرد خیالی قرار میگیرند. این ایده شاید شبیه به بازیهای معمولی سبک مکا به نظر برسد، اما چیزی که استیل بتالیون را متمایز کرد، رویکرد آن به دسته بود.. به جای استفاده از کنترلرهای سنتی، توسعهدهندگان در کپکام (Capcom) هدف داشتند تا حس واقعی هدایت یک ماشین جنگی چند تنی را به بازیکنان منتقل کنند. کنترلر این بازی احتمالاً شناختهشدهترین و جالبترین جنبهی بازی است. این کنترلر با تعداد زیادی دکمه، سوییچ، پدال و جویاستیک، بسیار بزرگ و ترسناک بود و به بازیکنان حسی واقعی از بودن در یک کابین خلبانی میداد. بازیکنان میبایست هر دکمه و سوییچ را به خوبی یاد بگیرند تا بتوانند ربات خود را کنترل کنند.
در حالی که بازی تجربهی بینظیری ارائه میداد، بسیار سختگیر نیز بود. در زمانی که فایلهای ذخیره ارزشمند بودند، بازی با مرگ دائمی جسارت به خرج داد. اگر هنگام نابودی ربات نتوانید به موقع از آن خارج شوید، خلبان شما مرده تلقی میشد و فایل ذخیرهتان پاک میشد. این مکانیک تنش و ریسکی را به بازی وارد میکرد که به ندرت در دیگر بازیها دیده میشد. بازیکنان نه تنها برای پیروزی، بلکه برای بقا میجنگیدند. هر مأموریت نیاز به دقت، استراتژی و درک کاملی از نحوهی تعادل بین سیستمهای تسلیحاتی، سطح سوخت و مدیریت آسیب داشت. محیطهای نبرد شما شامل میدانهای جنگی گسترده در صحرا تا مناطق جنگی شهری فشرده بود که هر کدام به یک رویکرد تاکتیکی خاص نیاز داشتند. در زمان عرضه، بازی گران بود و قیمت بالای آن باعث شد که فقط علاقهمندان واقعی به رباتهای مکانیکی یا بازیکنان کنجکاو به این سرمایهگذاری فکر کنند. اما کسانی که این کار را کردند، با تجربهای پاداش داده شدند که با هیچ چیز دیگری در بازار قابل مقایسه نبود.
29. Iron Brigade
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Double Fine Productions
سال انتشار: 2011
پلتفرم: Xbox 360, PC
این بازی یک اثر تیراندازی سوم شخص است که عناصری از سبک دفاع برج را در خود جای داده است. این بازی در یک نسخهی تخیلی از جنگ جهانی اول روایت میشود. داستان دربارهی یک نبرد مخفی بین انسانها و ارتشی از روباتهای دشمن است. این روباتها، که توسط یک سیگنال فرازمینی هدایت میشوند، قصد دارند بشریت را نابود کرده و زمین را تسخیر کنند. بازیکنان در نقش یک سرباز ظاهر میشوند که یک لباس مکانیکی به نام ترنچر را هدایت میکند و برای دفاع از بشریت میجنگد. لحن بازی بسیار شاد است و با سبک خاص طنز آثار دابل فاین همراه است. بازی در مراحل متنوعی جریان دارد که بازیکنان در آنها باید نقاط کلیدی میدان نبرد را از موجهای دشمنان رباتیک محافظت کنند. بازیکنان میتوانند ترنچر خود را با انواع سلاحها مانند مسلسلها، راکتاندازها و حتی شعلهافکنها شخصیسازی کنند. ترنچرها انواع مختلفی از زره و قابلیتها دارند که با توجه به ارتقاءهای انتخابی تغییر میکنند. بازیکنان میتوانند به صورت آزادانه در میدان نبرد حرکت کنند و مستقیماً به دشمنان شلیک کنند.
در حالی که بازیکنان در مبارزات مستقیم شرکت میکنند، باید یک سری عناصر دفاعی نیز قرار دهند و مدیریت کنند. این عناصر در اصل برداشت بازی از برجها هستند و بازیکنان میتوانند آنها را در مکانهای استراتژیک قرار دهند تا به مقابله با موجهای دشمنان کمک کنند. بازیکنان باید بهترین چینش دفاعها را انتخاب کنند و توازن میان آتش قدرتی و سازههای دفاعی که دشمنان را مسدود یا نابود میکنند را برقرار کنند. هر مرحله در بازی به موجهایی از دشمنان که به تدریج سختتر میشوند تقسیم میشود. بازیکنان باید به طور مداوم استراتژیهای خود را تغییر دهند تا با انواع دشمنان روبرو شوند و در عین حال منابع محدود خود را مدیریت کنند تا دفاعهای بیشتری بسازند. با گذشت زمان، سختی بازی افزایش مییابد و بازیکنان را ترغیب میکند تا ترنچر و عناصر دفاعی خود را ارتقا دهند تا از حملات پیدرپی دشمن جلو بیفتند. فضای بصری بازی به شدت از دورهی جنگ جهانی اول الهام گرفته شده و طراحی خاصی با تم استیمپانک ارائه میدهد که ترکیبی از دنیای تاریخی با فناوریهای آیندهنگرانه است. محیطها نیز بسیار متنوع هستند.
28. Banjo-Kazooie: Nuts & Bolts
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Rare
سال انتشار: 2008
پلتفرم: Xbox 360
سری بانجوکازویی به دلیل شخصیتهای فانتزی، دنیای رنگارنگ و مکانیکهای جذاب پلتفرمینگ خود محبوبیت زیادی دارد. دو بازی اول این سری، به اثاری نمادین برای کنسول نینتندو 64 تبدیل شدند. با این حال، زمانی که Banjo-Kazooie: Nuts & Bolts در سال 2008 برای ایکسباکس 360 منتشر شد، با واکنشهای ضد و نقیضی از سوی طرفداران و منتقدان روبرو شد. این بازی یک تغییر عمده از فرمول پلتفرمینگ بود و به جای ارائهی مکانیکهای سنتی پلتفرمینگ سری، یک پیچش منحصر به فرد یعنی گیمپلی مبتنی بر وسایل نقلیه را معرفی کرد. این تغییر در طراحی باعث ایجاد جنجالهای زیادی در میان طرفداران وفادار این سری شد. با این حال، این بازی یک آزمایش جالب در نوآوری گیمپلی است و شایستهی بررسی عمیقتری است. در این بازی بازیکنان دوباره نقشهای بانجو و کازویی را بر عهده میگیرند، اما این بار باید دنیایی را کاوش کنند که بیشتر بر اکتشاف با وسایل نقلیه متمرکز است تا مکانیکهای سنتی پلتفرمینگ که در بازیهای قبلی تعریف شده بود. مفهوم اصلی بازی حول استفاده از وسایل نقلیه میچرخد که بازیکنان میتوانند آنها را طراحی، شخصیسازی و کنترل کنند تا وظایف مختلفی را انجام دهند. بازی در دنیایی به نام Showdown Town رخ میدهد، یک منطقهی وسیع که پر از نواحی کوچکتر است که هر کدام نمایانگر یک سری چالش متفاوت هستند که از بازیکن میخواهند تا انواع خاصی از وسایل نقلیه را برای حل معماها، مسابقه دادن یا شکست دشمنان بسازد.
شخصیسازی بخش مرکزی تجربه بازی است و بازی بازیکنان را به آزمایش با طراحیهای مختلف برای یافتن بهترین راهحل برای هر چالش تشویق میکند. برخی چالشها به سرعت نیاز دارند، در حالی که برخی دیگر ممکن است طراحیهای خاصی مانند وسایل نقلیهای که قادر به حمل اشیاء سنگین یا پرواز در آسمان هستند، بخواهند. این نسخه تنها در گیمپلی خود متفاوت با نسخههای قبل نیست و یک تغییر آشکار از ظاهر سنتی کارتونی بازیهای قبلی است. این بازی رویکردی سهبعدیتر به مدلهای شخصیتها و محیطها دارد و بیشتر با قابلیتهای سختافزار ایکسباکس 360 هماهنگ است. شخصیتها با جزئیات بالاتری طراحی شدهاند و دنیا با طراحیهای متنوع و فانتزی پر شده است. اگرچه گرافیک به طور کلی به دلیل زیبایی خود مورد تحسین قرار گرفت، برخی از طرفداران ابراز ناامیدی کردند که جهتگیری هنری بازی با جذابیت بازیهای قبلی بانجوکازویی همخوانی ندارد. به طور کلی چه بازیکنان آن را دوست داشته باشند یا از آن متنفر باشند، نمیتوان انکار کرد که این بازی فصلی جذاب در داستان یکی از محبوبترین سریهای بازی است.
27. Tell Me Why
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Dontnod Entertainment
سال انتشار: 2020
پلتفرم: Xbox One, PC
داستان Tell Me Why در شهر خیالی دلوس کراسینگ در آلاسکا رخ میدهد و دنبالهروی دو خواهر و برادر دوقلو، تایلر و آلیسون رانان است که پس از مرگ مادرشان، به خانهی دوران کودکی خود بازمیگردند. این بازی بازیکنان را به یک سفر احساسی عمیق میبرد در حالی که دوقلوها معمای گذشته خود را کشف میکنند و با تاریخ پیچیده و گاهی دردناک خود کنار میآیند. آنچه که Tell Me Why را خاص میکند، تعهد آن به روایت داستانی است که درباره مردم واقعی با مشکلات واقعی است. این بازی به موضوعاتی همچون اندوه، بیماریهای روانی، مسائل خانوادگی و مهمتر از همه، سفر تایلر به عنوان یک مرد ترنس پرداخته است. هویت جنسی تایلر به عنوان یک ابزار داستانی ساده استفاده نمیشود، بلکه جزئی کلیدی از سفر و جنبهی احساسی شخصیت اوست. نتیجه شخصیتی است که واقعگرایانه به نظر میرسد و مبارزات او برای پذیرش خود و دست و پنجه نرم کردن با چالشهای اجتماعی با طیف وسیعی از مخاطبان ارتباط برقرار میکند.
رابطهی تایلر با خواهر دوقلویش آلیسون به ویژه جالب است، زیرا نشان میدهد که چگونه پیوندهای خانوادگی میتوانند از طریق درک مشترک تکامل یابند و حتی در زمانی که رشد و تغییر شخصی عمیقی درگیر است، تقویت شوند. Tell Me Why یک بازی ماجراجویی اپیزودیک است که در سه قسمت منتشر شده و داستان به صورت خطی پیش میرود، اما به بازیکنان این امکان را میدهد که تصمیمات کلیدی در طول راه بگیرند. این انتخابها تأثیر زیادی در نحوهی تعامل دوقلوها با یکدیگر و با سایر شخصیتهای بازی دارند. گیمپلی چندین مکانیک منحصر به فرد دارد که داستان را تقویت میکند. یکی از قابل توجهترینها توانایی دوقلوها در استفاده از ارتباط خاصی است که آنها با یکدیگر دارند تا با برخی از خاطرات تعامل کنند. پیوند میانشان به آنها این امکان را میدهد که حقایق پنهانی از گذشتهی مشترکشان را با بازگشت به لحظات احساسی معنادار کشف کنند. پازلها و کاوشهای محیطی در Tell Me Why ساده اما مؤثر هستند و تمرکز بر تجربهی داستانی احساسی به جای مکانیکهای پیچیده گیمپلی است.
26. Project Gotham Racing 4
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Bizarre Creations
سال انتشار: 2007
پلتفرم: Xbox 360
قبل از اینکه به PGR4 پرداخته شود، باید نگاهی به میراث این سری انداخت. این سری برای اولین بار در سال ۲۰۰۱ با انتشار اولین نسخه برای کنسول دریمکست معرفی شد، بازیای که ترکیب منحصر به فردی از عناصر آرکید با واقعگرایی را به نمایش گذاشت. نسخهی دوم برای ایکسباکس منتشر شد، موفقیت عظیمی بدست آورد و شهرت سری را با بهبود در گیمپلی، گرافیک و معرفی حالتهای چند نفره آنلاین تثبیت کرد. زمانی که نسخهی سوم برای ایکسباکس ۳۶۰ منتشر شد، این سری هویت خود را به عنوان یک تجربهی بصری خیرهکننده و با سرعت بالا با ترکیب ماشینهای اسپرت و مسیرهای خیابانی تثبیت کرده بود و چالشهایی را ارائه میداد که بیشتر بر سبک و مهارت بازیکن تمرکز داشت. در نهایت نسخهی چهارم این روند را با ظرافت بیشتر ادامه داد. یکی از ویژگیهای اصلی که hdk fhcd را از دیگر بازیهای مشابه متمایز میکرد، سیستم منحصر به فرد کودوس بود. به جای اینکه فقط بر روی تکمیل مسابقات در سریعترین زمان تمرکز کند، PGR4 به بازیکنان به خاطر انجام حرکات زیبا و دشوار مانند دریفت، پرش و غیره پاداش میداد.
این موضوع باعث میشد هر مسابقه نه تنها در مورد عبور از خط پایان باشد بلکه در مورد این باشد که بازیکنان چقدر خوب میتوانند مهارتهای خود را پشت فرمان به نمایش بگذارند. بازی از سختافزار ایکسباکس ۳۶۰ به طور کامل بهره برد و محیطهای بسیار زیبا و ماشینهای واقعگرایانهای را ارائه میداد. افکتهای نور و آب و هوا به خصوص تحسین برانگیز بودند و چه بازتاب نور بر بدنه براق یک فراری باشد یا بارانی که خیابانها را خیس میکند، PGR4 استاندارد بالایی را برای بازیهای ریسینگ از نظر جزئیات بصری تعیین کرد. این بازی همچنان یکی از به یاد ماندنیترین بازیهای مسابقهای دوران ایکسباکس ۳۶۰ است. ترکیب منحصر به فرد آن از سرگرمی سبک آرکید و مکانیکهای رانندگی پاداشدهنده، همراه با گرافیک خیرهکننده و مجموعهای غنی از خودروها و پیستها، این بازی را به یک اثر فراموشنشدنی برای علاقهمندان به این سبک تبدیل کرد. متاسفانه این سری پس از نسخهی چهارم دیگر ادامه نیافت
25. Senua’s Saga: Hellblade II
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Ninja Theory
سال انتشار: 2024
پلتفرم: PC, Xbox Series X/S
هلبلید 2 به عنوان دنبالهای برای Hellblade: Senua’s Sacrifice عرضه شد و در ایسلند قرن نهمی رخ میدهد که از اساطیر و فرهنگ نورس الهام گرفته است. این بازی با بودجهی بالاتر و تیمی بزرگتر نسبت به نسخهی پیشین خود ساخته شده است. گیمپلی بازی مشابهی نسخه قبلی است و شامل مبارزات نه چندان پیچیده و حل معما میشود. در این میان گرافیک به سطح بسیار بالایی رسیده، در حالی که ترس روانی و تمرکز بر مبارزههای ذهنی سنوا با خودش همچنان حفظ شده است. در داستان بازی آمده که در قرن نهم، سنوا خود را به طور داوطلبانه تسلیم قبیلهی خبیثی میکند و از اورکنی به ایسلند میرود تا مردم اسیر خود را از دست این قبیله آزاد کند. طوفانی کشتیهای بردگان را نابود میکند و سنوا به ساحل میافتد. در حالی که در ساحل حرکت میکند، او ارباب بردهها را شکست میدهد و او را اسیر میکند تا او را به محلی که به آنجا میبرد، راهنمایی کند.
در طول مسیر، آنها به یک روستای ویرانشده برمیخورند که زمینهساز روایتی میشود که در ادامه پیش میآید و شامل غولهای عظیم، قبیلههای مختلف و غیره میشود. سنوا در طول مسیر خود با دشمنان مختلفی مواجه میشود که البته شکست آنها چندان سخت نیست و ظاهرا تیم سازنده بیشتر روی داستان کار کرده است چرا که بیشتر بازی رو حل معما و روایت داستان متمرکز است. یکی از نکات برجستهی این سری صداهای درون ذهن سنوا است که انگار چندین شخصیت در ذهن او حضور دارند. استودیوی نینجا تئوری مشکل روانی سنوا را به خوبی به نمایش میگذارد و صداگذاری عالی شخصیتها باعث شده تا شاهد کیفیت خوبی در این زمینه باشیم.
24. Quantum Break
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Remedy Entertainment
سال انتشار: 2016
پلتفرم: PC, Xbox One
بازی کوانتوم بریک یکی از جاهطلبانهترین بازیهای رمدی بود که نتوانست آنگونه که باید بدرخشد. کوانتوم بریک در آیندهای نزدیک جریان دارد و داستان دو شخصیت اصلی، جک جویس و پل سرین، را روایت میکند که زندگیهایشان پس از یک آزمایش ناموفق سفر در زمان که باعث ایجاد شکافی فاجعهآمیز در زمان میشود، به هم میپیوندد. دنیای بازی حول پیامدهای این رویداد میچرخد که زمان را شکسته، ناپایدار کرده و در آستانهd فروپاشی قرار داده است. داستان در شهر خیالی ریورپورت اتفاق میافتد، جایی که یک موسسه علمی به نام مونارک سولوشنز (Monarch Solutions) تحت رهبری پل سرین نقش مرکزی دارد. زمانی که یک تماس فوری از دوستش، پل سرین که به خاطر نقش خود به عنوان لیتلفینگر در بازی تاج و تخت معروف است، دریافت میکند، جک به دانشگاه ریورپورت بازمیگردد تا به سرین در آزمایش سفر در زمان کمک کند که به اشتباه پیش میرود و موجب ایجاد اختلالات زمانی خطرناک میشود. این آزمایش زمان را خود به خود خرد میکند و شکافی در زمان ایجاد میشود که تهدید به تجزیه و تحلیل واقعیت دارد. به عنوان شخصیت اصلی، جک متوجه میشود که قدرتهای خارقالعادهای پیدا کرده است.
اما جک تنها کسی نیست که قدرت پیدا کرده است. پل سرین، دوست سابقش، به عنوان آنتاگونیست ظاهر میشود که قصد دارد این تواناییهای تازه پیدا شده را کنترل کند. در حالی که جک مصمم است شکاف زمانی را اصلاح کرده و آسیبها را برطرف کند. گیمپلی کوانتوم بریک ترکیبی جذاب از تیراندازی سوم شخص، پلتفرمینگ و حل پازلها است اما مکانیکهای دستکاری زمان هستند که آن را متمایز میکنند. به عنوان جک، بازیکنان میتوانند زمان را به چندین روش دستکاری کنند تا در مبارزات برتری پیدا کرده و در محیط جابجا شوند. یکی از ویژگیهای نوآورانهی کوانتوم بریک این است که پس از تکمیل فصلهای مختلف داستان در بازی، بازیکنان به اپیزودهایی شبیه برنامهای تلویزیونی دسترسی پیدا میکنند که داستان را از دیدگاههای مختلف پیش میبرد. این اپیزودها دارای کیفیت تولید بالا، اجراهای دراماتیک و داستانی هستند که مستقیماً با رویدادهای بازی ارتباط دارند. از نظر گرافیکی، کوانتوم بریک در زمان خود عالی بود. افکتهای نورپردازی، به ویژه آنهایی که مربوط به دستکاری زمان هستند، شگفتانگیز هستند. طراحی صدا بازی نیز به همان اندازه تحسینبرانگیز است. کوانتوم بریک با تحسینهای زیادی روبرو شد، به ویژه به خاطر رویکرد جاهطلبانهاش در روایت داستان، گرافیک خیرهکننده و استفادهی نوآورانه از دستکاری زمان، با این حال، بدون نقص نبود. برخی منتقدان به طبیعت تکراری صحنههای مبارزه و عدم وجود مکانیکهای گیمپلی پیچیدهتر اشاره کردند. با وجود این انتقادات، کوانتوم بریک همچنان یک اثر برجسته در صنعت بازی باقی میماند.
23. Sunset Overdrive
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Insomniac Games
سال انتشار: 2014
پلتفرم: PC, Xbox One
بازی سانست اوردرایو یکی از آثار متفاوت استودیوی اینسامنیاک گیمز است. این بازی در سال ۲۰۲۷ اتفاق میافتد و بازیکنان را به دنیای شلوغ و پر هرج و مرج شهر سانست (Sunset City) میبرد، یک کلانشهر وسیع که قربانی فاجعهای از خود شده است. در واقع یک شرکت بزرگ به نام فیزکو (FizzCo) نوشیدنی انرژیزای جدیدی به نام OverCharge Delirium XT را عرضه کرده است که متاسفانه مصرفکنندگان آن را به هیولاهای زشت و غریبی تبدیل میکند. شهر سانست به سرعت توسط این موجودات جهشیافته و همچنین گروههای مختلف که در تلاشند تا در پسزمینه آخرالزمان زنده بمانند، اشغال میشود. برخلاف بیشتر بازیهای آخرالزمانی که بازیکنان را در فضاهای تیره و غمانگیز غرق میکنند، سانست اوردرایو این ژانر را متفاوت ارائه میدهد. این بازی یک جهان پرجنبوجوش و شاداب را ارائه میدهد که در آن آخرالزمان فقط پایان نیست، بلکه فرصتی برای آزادی کامل است. این بازی از ورزشهایی مانند اسکیتبرد و پارکور الهام گرفته، اما آن را به اوج خود رسانده است. بازیکنان تشویق میشوند که به طور مداوم حرکت کنند و از ترکیب دویدن روی دیوار، حرکت روی ریلها و پرش از روی هر سطحی که ممکن است استفاده کنند.
جابهجایی قلب و روح گیمپلی است. هرچه خلاقانهتر در محیط حرکت کنید، شانس بیشتری برای بقا خواهید داشت. این سیستم جابهجایی فقط برای کاوش نیست بلکه بخشی اساسی از مبارزه است. ایستادن در یک جا حکم مرگ را دارد. بازیکنان باید در هوا باقی بمانند، روی خطوط برق، پشتبامها و وسایل تفریحی پارکها در حال حرکت باشند و همزمان به دستههای هیولاها، رباتها و گروههای رقیب تیر بزنند. در حالی که سانست اوردرایو پس از انتشار به طور کلی بازخوردهای مثبت زیادی دریافت کرد، موفقیت تجاری زیادی کسب نکرد که قسمتی از آن به دلیل انحصاری بودن بازی برای ایکسباکس وان و انتشار در زمان بازیهای بزرگ دیگر بود. با این حال، به مرور زمان، این بازی طرفداران پرشوری پیدا کرده است و بسیاری آن را یکی از یکی از دست کم گرفته شدهترین بازیهای نسل خود میدانند.
22. S.T.A.L.K.E.R. 2: Heart of Chornobyl
تهیهکننده: GSC Game World / سازنده: GSC Game World
سال انتشار: 2024
پلتفرم: PC, Xbox Series X/S
استاکر 2 ما را با قهرمانی جدید به نام اسکیف (Skif) آشنا میکند، یک استاکر که در محیط همیشه در حال تغییر منطقهی ممنوعه چرنوبیل حرکت میکند. شخصیت اصلی بازی یک کهنهسرباز از نیروهای دریایی اوکراین است که پس از سه سال خدمت در یک درگیری نامشخص به خانه بازگشته است. در ابتدای داستان، او از خواب بیدار میشود و میبیند که آپارتمانش توسط یک ناهنجاری که به طور مرموزی خارج از منطقهی مشخصی ظاهر شده، ویران شده است و یک شیء ناشناخته به جا گذاشته است. برای تأمین پول لازم برای یک خانهی جدید، او به کمک یک دانشمند به نام پروفسور هرمان (Professor Hermann) بهطور قاچاقی وارد زون میشود که ظاهرا تغییر کرده است.
با استفاده از موتور گرافیکی آنریل انجین ۵ (Unreal Engine 5)، دنیا به شکلی خیرهکننده به تصویر کشیده شده است و هر مکان با جزئیات شگفتانگیزی طراحی شده است. حلقهی اصلی گیمپلی که شامل بقا، کاوش و پیدا کردن آرتیفکتها است، همچنان در قلب تجربهی استاکر 2 قرار دارد. بازیکنان باید برای یافتن منابع جستوجو کنند، تجهیزات خود را حفظ کنند و به دقت سلامتی خود را مدیریت کنند. مواجهه با جهشیافتهها و انسانهای دیگر در زون به همان اندازه بیرحمانه و غیرقابل پیشبینی است که همیشه بوده. هوش مصنوعی بهبود یافته این مواجههها را پویاتر کرده و بازیکنان را مجبور میکند تا تاکتیکهای خود را تطبیق دهند و بعضا از محیط به نفع خود استفاده کنند.
21. Pentiment
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Obsidian Entertainment
سال انتشار: 2022
پلتفرم: Xbox One, PC, Xbox Series X/S
پنتیمنت بازیکنان را به سفری به قلب اروپا در قرن شانزدهم میبرد و یک ترکیب غنی از هنر، تاریخ و داستانگویی را ارائه میدهد. این بازی در طول ۲۵ سال جریان دارد و در سه فصل مجزا که منعکسکنندهی مراحل مختلف زندگی شخصیت اصلی است، روایت میشود. آنچه پنتیمنت را از نظر بصری متمایز میکند، سبک هنری آن است که با دقت نسخههای خطی و حکاکیهای چوبی آن زمان را بازآفرینی میکند. آبسیدین از کتابهای اولیه الهام گرفته تا جهانی را خلق کند که هم از نظر بصری خیرهکننده و هم از نظر تاریخی خوب کار شده باشد. در مرکز پنتیمنت، یک معمای قتل قرار دارد. بازیکنان در نقش آندریاس مالر (Andreas Maler)، یک هنرمند جوان که بر روی نسخههای خطی در صومعهای کار میکند، قرار میگیرند. در حالی که هدف اولیهی آندریاس تمرکز بر هنر خود است، زندگی او زمانی به طرز غیرمنتظرهای تغییر میکند که یک قتل بزرگ در صومعه رخ میدهد و او را به شبکهای از دسیسهها، اسرار و خیانت میکشاند. برخلاف داستانهای سنتی کارآگاهی، پنتیمنت به شما در طول بازی کمک زیادی نمیکند. این بازی کمتر به بررسیهای جنایی و بیشتر به گفتوگوها، روابط و عناصر انسانی یک معما میپردازد. بازیکنان باید با ساکنان شهر، از دهقانان ساده گرفته تا راهبان و راهبهها که هر کدام تاریخچه، انگیزهها و اسرار خود را دارند، تعامل کنند. انتخابهای شما روابط آندریاس را شکل میدهد و بر نتیجه تحقیقات تأثیر میگذارد، اما هیچ پاسخ آسانی وجود ندارد. بازی شما را مجبور میکند تا با ابهامات اخلاقی مواجه شوید و اغلب باید تصمیماتی با اطلاعات ناقص بگیرید. گفتوگو ابزار اصلی در پنتیمنت برای پیشبرد داستان و درک جهان است.
علاوه بر این، آبسیدین دقت زیادی به خرج داده تا از طریق انتخاب فونتها به نمایش گویشها و زبانهای مختلف بپردازد. به عنوان مثال دهقانان ممکن است با حروف دستنویس خشن صحبت کنند، در حالی که راهبان از فونتهای خوشنویسی مرتب استفاده میکنند. این انتخاب طراحی کوچک، لایههای بیشتری از فضاسازی را به بازی اضافه میکند و شکاف وسیع بین طبقات اجتماعی مختلف را برجسته میسازد. انتخاب بازیکن در پنتیمنت مرکزی است، اما نه به شیوهی سیستمهای اخلاقی متداول در بسیاری از بازیهای نقشآفرینی. انتخابها در پنتیمنت بسیار ظریف و بدون پاسخهای درست یا غلط آشکار هستند. گاهی اوقات، پیامدهای تصمیمات شما تنها مدتها بعد در بازی آشکار میشوند. فراتر از روایت هیجانانگیز و سبک بصری خیرهکننده، پنتیمنت تأملی بر زمان، هنر و میراث است. این بازی بارها نقش تاریخ در شکلگیری زندگی افراد را مورد پرسش قرار میدهد و بررسی میکند که چگونه اعمال عدهای میتواند در طول نسلها طنینانداز شود.
20. Gears Tactics
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Splash Damage
سال انتشار: 2020
پلتفرم: Xbox One, PC, Xbox Series X/S
گیرز آو وار یکی از تأثیرگذارترین و نمادینترین سریهای دنیای بازیهای ویدیویی است. این سری به خاطر اکشن سوم شخص شناخته شده اما در سال 2020، یک نسخه جدید از این سری با نام Gears Tactics منتشر شد که با تغییر تمرکز از اکشن پر از هیجان به گیمپلی استراتژیک نوبتی، طرفداران را شگفتزده کرد. این انحراف از فرمول سنتی سری جسورانه بود، اما Gears Tactics موفق شد به هویت اصلی سری وفادار بماند و در عین حال یک تجربهی تازه و هیجانانگیز از این جهان ارائه دهد. اگرچه ممکن است طرفداران در ابتدا نسبت به تغییر سبک بازی تردید داشته باشند، اما Gears Tactics ثابت میکند که این مجموعه میتواند بدون از دست دادن عناصر اصلی خود تکامل یابد. این بازی همچنان لحن و فضای شاخص سری را حفظ کرده است و با تهدید همیشگی لوکاستها و دنیای تاریک و بیرحمی که مملو از خطر و ناامیدی است، بازیکنان وظیفه دارند یک گروه را در مأموریتهای تاکتیکی رهبری کنند که نیاز به موقعیتیابی دقیق، برنامهریزی استراتژیک و درک عمیق از نقاط قوت و ضعف هر واحد دارند. Gears Tactics دوازده سال قبل از وقایع نسخهی اول سری رخ میدهد و به بازیکنان این فرصت را میدهد که ریشههای جنگ با لوکاستها و تشکیل واحدهای نخبه نظامی COG را کشف کنند. داستان بازی بر گیب دیاز (Gabe Diaz)، یک سرباز جوان COG تمرکز دارد که در نهایت به یکی از شخصیتهای کلیدی سری اصلی تبدیل میشود.
دیاز مأموریت دارد تا یک تیم را در مأموریتی حیاتی برای نابودی اوکون (Ukkon)، دانشمند سادیست لوکاست که مسئول خلق موجودات وحشی و ترسناک است، رهبری کند. داستان در Gears Tactics نه تنها به عنوان یک پسزمینه برای اکشن بازی عمل میکند، بلکه عمق جدیدی به جهان این سری میبخشد. Gears Tactics یک بازی استراتژی نوبتی است. بازیکنان کنترل یک تیم چهار نفره را بر عهده دارند که هرکدام دارای تواناییها، سلاحها و نقاط قوت منحصر به فردی هستند. گیمپلی بازی حول نبردهای تاکتیکی ساختاربندی شده است که در آن جایگیری و پناه گرفتن بسیار حیاتی است. سیستم حرکتی مبتنی بر شبکه، بازیکنان را ملزم میکند که با دقت تمام اقدامات خود را بررسی کنند. سربازان میتوانند در نوبتهای مشخص حرکت کنند، پناه بگیرند و حمله کنند، اما هدف همواره شکست دادن دشمن است. نبردها چالشبرانگیز اما پاداشدهنده هستند و دشمنان اغلب بیشتر از تیم شما هستند. لوکاستها بیرحم و زیرک هستند و از واحدهای مختلف با تواناییها و تاکتیکهای متنوع استفاده میکنند. یکی دیگر از ویژگیهای برجستهی Gears Tactics سیستم درخت مهارت آن است. بازیکنان میتوانند اعضای تیم خود را ارتقا دهند و از میان درختهای مهارتی مختلف که مناسب سبکهای بازی متفاوت است، انتخاب کنند. از لحاظ گرافیکی، Gears Tactics کیفیت بسیار بالایی دارد. محیطهایی با جزئیات بالا، مدلهای شخصیت و انیمیشنها به خوبی حس تاریک و بیرحمانه دنیای گیرز را به تصویر میکشند.
19. Forza Motorsport 7
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Turn 10 Studios
سال انتشار: 2017
پلتفرم: Xbox One, PC
با بیش از ۳۰ پیست مسابقه و ۷۰۰ خودرو، فورتزا موتوراسپورت 7 در زمان عرضه به بزرگترین و جامعترین شبیهساز مسابقه در تاریخ این سری تبدیل شد. در این بازی همهچیز دربارهی سرعت، دقت و هیجان است. در حالی که شباهتهای زیادی با نسخههای پیشین خود دارد، بازی چندین بهبود و اصلاحات را معرفی کرده که تجربه را ارتقا میدهد. مسابقات در فورزا موتوراسپورت ۷ تماماً درباره واقعگرایی است و مجموعهای از خودروها و پیستها را ارائه میدهد که برای هر نوع علاقهمند به مسابقه مناسب است. از خودروهای پرسرعت مانند فراریها و لامبورگینیها تا خودروهای کلاسیک، برای همه چیزی وجود دارد. مکانیکهای اصلی بازی تمرکز بر شبیهسازی تجربه رانندگی واقعی دارند و همزمان برای کسانی که میخواهند به جزئیات دقیق کنترل خودرو، ساییدگی لاستیکها و موارد دیگر بپردازند، شبیهسازیهای عمیقتری فراهم میآورد. در حالی که بازیکنان میتوانند از طیف وسیعی از کمکهای رانندگی (شامل کنترل کشش، کنترل پایداری و موارد دیگر) استفاده کنند، فورزا موتوراسپورت ۷ همچنین برای طرفداران مسابقه سختگیر تجربهای ارائه میدهد که میتواند به دقت تنظیم شود تا بازیکنان را به چالش بکشد.
یکی از ویژگیهای بارز فورزا موتوراسپورت ۷ گرافیک خیرهکنندهی آن است. با استفاده از قدرت ایکسباکس سری ایکس/اس، بازی گرافیکهای شگفتانگیزی را با افکتهای نورپردازی واقعی، سیستمهای آب و هوای پویا و مدلهای پرجزئیات خودروها ارائه میدهد سیستم آب و هوا یکی از ویژگیهای برجستهی بازی است. نه تنها آب و هوا در طول مسابقات به صورت پویا تغییر میکند، بلکه تاثیر واقعی بر شرایط پیست دارد و لایهای اضافی از استراتژی را اضافه میکند. به عنوان مثال، باران باعث لیز شدن پیست شده و نیاز است که بازیکنان سبک رانندگی خود را تنظیم کنند، در حالی که شرایط خشک اجازه میدهد تا از پیچها به صورت تهاجمیتر عبور کنند. بازیکنان میتوانند جنبههایی مانند تعلیق، فشار لاستیکها، آیرودینامیک و حتی تغییرات موتور را برای بهینهسازی عملکرد در پیستها و شرایط مختلف مسابقه تنظیم کنند. این سطح از شخصیسازی نه تنها بازی را به یک شبیهساز رانندگی عالی تبدیل میکند بلکه تجربهای عمیق و جذاب است که بازیکنان را به چالش میکشد تا مانند مهندسان و استراتژیستهای مسابقه فکر کنند. فورزا موتوراسپورت ۷ یک دستاورد برجسته در دنیای شبیهسازهای مسابقه است. گرافیک شگفتانگیز، فیزیک رانندگی واقعی و محتوای وسیع آن را به یکی از بهترین بازیهای مسابقهای موجود تبدیل کرده است.
18. Starfield
تهیهکننده: Bethesda Softworks / سازنده: Bethesda Game Studios
سال انتشار: 2010
پلتفرم: Xbox Series X/S, PC
استارفیلد در سال ۲۳۳۰ جریان دارد و از بازیکنان دعوت میکند تا وارد گروه کانستلیشن شوند؛ گروهی از کاوشگران که به دنبال کشف رازهای کیهان هستند. داستان اصلی بازی حول آرتیفکت (Artifact) میچرخد، یک شیء باستانی که ممکن است تمام آنچه که از کیهان میدانیم را تغییر دهد. دنیای استارفیلد وسیع طراحی شده است. طراحی جهان باز بتسدا در این بازی به سطح جدیدی ارتقا یافته است و یک کهکشان کامل برای اکتشاف، پر از سیارهها، ماهها و ایستگاههای فضایی که به طور کامل قابل کاوش هستند، وجود دارد. این بازی به گونهای طراحی شده است که هم برای طرفداران علمی تخیلی و هم برای گیمرهای معمولی، یک محیط آزاد برای اکتشاف فراهم میآورد که میتواند منجر به ماجراجوییهای منحصر به فرد بیشماری شود. چه در میانه نبردهای هوایی با گروههای دشمن باشید یا در حال مقابله با دزدان فضایی، بازی یک سیستم مبارزهی نسبتا غنی و متنوع ارائه میدهد. نبردهای فضایی پویا هستند و هم برنامهریزی تاکتیکی و هم لحظات پر از اکشن را به بازیکنان میدهند.
بازیکنان میتوانند کشتیهای خود را شخصیسازی کنند و از انتخابهای مختلفی مانند سلاحها، سپرها، موتور و بدنه استفاده کنند که امکان رویکردهای مختلف به مبارزه و اکتشاف را فراهم میآورد. شخصیسازی تنها به کشتیها محدود نمیشود. شخصیت شما در استارفیلد میتواند به شدت شخصیسازی شود و درخت مهارتی پیچیدهای دارد که به شما امکان میدهد قابلیتها و ویژگیهای جدیدی برای سبک بازی خود باز کنید. بازی شامل چندین گروه است که هرکدام ماموریتها، جستوجوها و جوایز خاص خود را ارائه میدهند. روابط شما با این گروهها و نحوهی برخورد شما با درگیریها میتواند از شهرت شما گرفته تا توانایی دسترسی به فناوریهای پیشرفته یا قدرت سیاسی تأثیر بگذارد. نحوه تعامل شما با این روابط حتی میتواند مسیر کلی داستان را تغییر دهد. در هر صورت چه طرفدار قدیمی کارهای بتسدا باشید و چه تازه وارد این ژانر، اگر بتوانید با برخی از مشکلات آن کنار بیایید، این یک تجربه است که قول میدهد برای مدتها شما را سرگرم کند.
17. Alan Wake
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Remedy Entertainment
سال انتشار: 2010
پلتفرم: Xbox 360
الن ویک یک اثر اکشن ماجراجویی جذاب است که از آثار استیون کینگ و دیوید لینچ الهام گرفته است. این بازی در مورد نویسندهی رمانهای جنایی است که از مشکل نداشتن ایده برای نوشتن رنج میبرد. برای غلبه بر مشکلات خلاقانهاش، او و همسرش آلیس (Alice) به شهری کوچک و دورافتاده به نام برایت فالز (Bright Falls) سفر میکنند. اما پس از رسیدن به این شهر، اوضاع به شکلی ترسناک تغییر میکند. آلیس به طرز مرموزی ناپدید میشود و الن کمکم فراموش میکند که چه اتفاقی افتاده است. او به زودی متوجه میشود که این شهر تحت کنترل یک نیروی تاریک است. هرچه الن بیشتر به دنبال حل معمای ناپدید شدن آلیس میرود، بیشتر با تهدیداتی بیرونی و همچنین با معضلات درونی خود مواجه میشود. یکی از جالبترین عناصر داستان، مفهوم تاریکی است، نیرویی شرور که بر شهر برایت فالز حکمفرمایی میکند. این نیرو بر روی ساکنان شهر تاثیر میگذارد و آنها را به دشمنان ترسناکی به نام The Taken تبدیل میکند. آنها به نظر افراد معمولی میآیند، اما زمانی که تحت تاثیر تاریکی قرار میگیرند، تبدیل به موجوداتی خشونتآمیز و خطرناک میشوند که بدنهایشان توسط قدرت تاریکی تغییر شکل میدهند. این داستان همچنین به شدت تمهای نور در برابر تاریکی را در خود دارد، به طوری که نور به یک مکانیک کلیدی در هر دو جنبه بازی و داستان تبدیل میشود. تنها سلاح واقعی الن در برابر دشمنان خود نور است که تضادی واضح با تاریکی در حال پیشروی ایجاد میکند.
هنگامی که الن ویک برای اولین بار معرفی شد، به عنوان یک تریلر روانشناختی و بازی اکشن ماجراجویی نامبرده شد، اما به سرعت روشن شد که بازی از مکانیکهای ترس و بقا نیز استفاده کرده است. بازیکنان کنترل الن ویک را از دیدگاه سوم شخص بر عهده دارند و او را در دنیای تاریک و پرخطر برایت فالز هدایت میکنند. گیمپلی حول محور کاوش، حل معماها و مبارزه میچرخد، اما چیزی که آلن ویک را متمایز میکند این است که مبارزه چگونه انجام میشود. به جای تکیه بر تعداد زیادی از سلاحها، بازی تأکید زیادی بر نور به عنوان سلاح دارد. در تاریکی، دشمنان در برابر سلاحهای معمولی مقاوم هستند، بنابراین بازیکنان باید از چراغقوهها، نارنجکهای فشفشه و منابع نوری دیگر برای ضعیف کردن و نابود کردن دشمنان استفاده کنند. شهر برایت فالز مکانی وسیع است که پر از جنگلهای انبوه، دریاچههای ترسناک و کلبههای وحشتناک است. هنگامی که آلن این مناطق را کاوش میکند، اشیاء و سرنخهای پنهانی پیدا میکند که داستان پشت پردهی شهر، ساکنان آن و اتفاقات عجیبی که در حال رخ دادن است را آشکار میسازد. به طور کلی الن ویک نمونهای کامل از یک تریلر روانشناختی است که بازیکنان را وادار میکند تا از خود بپرسند که چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست. ساختار داستانی بازی به طور قابل توجهی از سریالهای تلویزیونی نظیر توئین پیکس الهام گرفته است. علاوه بر دنباله، بازی در سال 2021 یک نسخهی بازسازی شده نیز دریافت کرد که آن را به کنسولهای مدرن آورد و به نسل جدیدی از بازیکنان فرصت تجربهی دنیای ترسناک آلن ویک با گرافیک و عملکرد بهبودیافته را داد.
16. Jet Set Radio Future
تهیهکننده: Sega / سازنده: Smilebit
سال انتشار: 2002
پلتفرم: Xbox
جت ست رادیو فیوچر به عنوان یکی از نمادینترین و منحصربهفردترین بازیهای تاریخ شناخته میشود که البته آنگونه که باید مشهور نیست. این بازی در یک نسخهی متفاوت از توکیو جریان دارد و داستان آن حول گروهی از اسکیتبازان خیابانی شورشی به نام جی.جی میچرخد که با استفاده از اسکیتهای خود و مهارتهای گرافیتی یا همان دیوارنگاریشان، در برابر شرکتهای فاسد و نیروهای پلیس که میخواهند خلاقیتشان را سرکوب کنند، مبارزه میکنند. در واقع جی.جیها در برابر نیروهای شرور گروه روکاکو (Rokkaku Group) که یک شرکت قدرتمند است و میخواهد فرهنگ گرافیتی توکیوتو را به انحصار خود درآورد، مبارزه میکنند. شاید این داستان پیچیدگی یا نوآوری چندانی نداشته باشد، اما به اندازهی کافی زمینه را برای پشتیبانی از تمهای بازی همچون مقاومت فراهم میکند. این دنیای بازی به بخشهای مختلفی تقسیم شده که هرکدام زیباییشناسی و چالشهای خاص خود را دارند.
ارائهی بصری بازی ترکیبی از گرافیکهای سلشید و طراحی آیندهنگرانه و متنوع است که در زمان انتشار آن یک انتخاب پیشگامانه بود. جت ست رادیو فیوچر در هستهی خود یک بازی اسکیت سریع است که بر خلاقیت تأکید دارد. بازیکنان یکی از چندین شخصیت مختلف را کنترل میکنند که هرکدام تواناییهای منحصر به فرد خود را دارند و در محیطهای شهری به هم پیوسته اسکیت میکنند. در حین اسکیت کردن، بازیکنان با موانع، دشمنان و چالشهای مختلفی مواجه میشوند که مهارتهای آنها را آزمایش میکند. مکانیکهای اصلی بازی شامل حرکت در دنیای بازی و انجام حرکات نمایشی روی ریلها و رمپها است، اما نبوغ واقعی بازی در عمل گرافیتی است. گرافیتی در جت ست رادیو فیوچر تنها یک عنصر جانبی نیست، بلکه قلب بازی است. این مکانیک شامل مینیگیمهایی میشود که نیاز به زمانبندی دقیق، ریتم و مهارت دارند تا هنر خود را به درستی در دنیای بازی اعمال کنید. در این میان بازیکنان همچنین باید از دست پلیس فرار کنند. دشمنان بازی ترکیبی از پلیسهای تهاجمی، باندهای رقیب و غیره هستند که سعی دارند با سرعت، قدرت یا تعداد زیاد شما را متوقف کنند.
15. Shadow Complex
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Chair Entertainment
سال انتشار: 2009
پلتفرم: Xbox 360
بازی شدو کمپلکس سبک اکشن سایداسکرول کلاسیک را با گرافیک سهبعدی مدرن ترکیب کرد و دورهای جدید از بازیهای مترویدوانیا را آغاز کرد. در مرکز شدو کمپلکس، داستانی پیچیده قرار دارد که زمینهساز یک ماجراجویی پرخطر میشود. داستان دربارهی جیسون فلیمنگ (Jason Fleming)، مردی معمولی است که خود را درگیر یک توطئه سری میبیند که فراتر از هر چیزی است که میتوانست تصور کند. جیسون و نامزدش کلر (Claire) برای یک سفر ساده به کوهستان میروند، اما به طور اتفاقی به یک مرکز زیرزمینی متعلق به سازمانی نظامی برخورد میکنند. زمانی که کلر توسط این گروه مرموز ربوده میشود، جیسون مجبور میشود از میان موانع عبور کرده و فناوریها و ارتقاهایی را کشف کند که او را از یک مرد معمولی به یک ارتش تکنفره تبدیل میکند. این داستان یک سفر قهرمانانهی کلاسیک است. جیسون به تدریج وارد بخشهای عمیقتری از مرکز میشود و اطلاعات بیشتری از نقشهی شوم سازمان کشف میکند. بزرگترین جذابیت شدو کمپلکس بدون شک گیمپلی مترویدوانیایی است. طرفداران بازیهای کلاسیکی مانند سوپر متروید و کسلوانیا: سمفونی شب بلافاصله با مکانیکهای این بازی که در آن بدست آوردن قابلیتهای جدید منجر به باز شدن مناطق غیرقابل دسترس نقشه میشود، احساس راحتی خواهند کرد.
مرکز بازی بسیار وسیع است و پر از اسرار، اتاقهای پنهان و دشمنانی است که برای شکست دادن آنها به ترکیبی از مهارتهای پلتفرمینگ، حل معما و مبارزه نیاز است. در حالی که شما در حال اکتشاف هستید، انواع مختلفی از گجتهای پیشرفته را بدست خواهید آورد که قابلیتهای شما را به طرز چشمگیری گسترش میدهند. مبارزات در شدو کمپلکس ترکیبی از مکانیکهای دو بعدی با عناصر سهبعدی است که در نوع خود جالب است. حرکت جیسون نیز به دلیل روان بودنش قابل توجه است. چه در حال دویدن از روی سکویها، چه در حال لغزش از زیر موانع، یا استفاده از تجهیزات برای حرکت از لبهای به لبه دیگر، بازی کنترلهایی سریع و پاسخگو را در اولویت قرار میدهد. سرعت بازی سریع است و مبارزات هیچگاه کند یا تکراری نمیشوند که این امر تا حد زیادی به لطف سلاحها و مکانیکهای شلیک روان و جذاب بازی است.
14. Jade Empire
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: BioWare
سال انتشار: 2005
پلتفرم: Xbox
در سال ۲۰۰۵، طوفانی کوچک اما قدرتمند دنیای بازیهای ویدیویی را تکان داد. در سایه سریهای بزرگ و آثار مشهور، استودیوی بایوور که به خاطر داستانسرایی قدرتمندش در آثار نقشآفرینی شهرت داشت، بازی امپراتوری جید را منتشر کرد. این بازی جسورانه قالب نقشآفرینیهای غربی را شکست و بازیکنان را به دنیایی از اسطورهشناسی شرقی دعوت کرد. داستان امپراتوری جید در دنیایی خیالی که به شدت از اسطورههای باستانی چین الهام گرفته، جریان دارد. بازی از دنیای آشنای فولکلور غربی فاصله میگیرد و با نمایشهای دقیق از موجودات الهی و افسانهای شرقی، فضایی ایجاد میکند که عمیقاً تحت تأثیر فلسفه، هنر و تاریخ شرق قرار گرفته است. در قلب امپراتوری جید داستان کلاسیک سفر یک قهرمان قرار دارد که تمی مشترک در بسیاری از بازیهای بایوور است. بازیکنان نقش یتیمی را بر عهده میگیرند که در مدرسه هنرهای رزمی آموزش دیدهاند و تحت تعلیم استاد دانا، استاد لی، قرار دارند. بلافاصله مشخص میشود که قهرمان داستان یک رزمیکار عادی نیست بلکه سرنوشتی خارقالعاده دارد که با سرنوشت امپراتوری گره خورده است. خط اصلی داستان حول محور تلاش قهرمان برای کشف گذشتهی خود، پردهبرداری از توطئهای پیرامون امپراتور و بازگرداندن تعادل به دنیایی که در آن ارواح آزادانه به سر میبرند، میچرخد. در طول این ماجرا، بازیکن با انتخابهایی روبهرو میشود که مسیر ماجراجویی او را شکل میدهند.
سیستم مبارزات در امپراتوری جید یکی از ویژگیهای برجستهی بازی است که مکانیکهای سنتی نقشآفرینی را با نبردهای سریع با محوریت هنرهای رزمی ترکیب میکند. برخلاف آثار قبلی بایوور که به مبارزات تاکتیکی تمایل داشتند، امپراتوری جید بازیکنان را مستقیماً در کنترل مبارزات قرار میدهد. بازیکن قادر است جاخالی دهد، دفاع کند، حملات را دفع کند و حرکات پیچیده هنرهای رزمی را اجرا کند که این به مبارزات حس پویایی و روان بودن میدهد. در قلب مبارزات، سبکهای مبارزهی مختلفی وجود دارند که بازیکنان میتوانند در طول بازی یاد بگیرند. بازیکن همچنین میتواند سبکهای سلاح مانند استفاده از شمشیر، چوب و دیگر ابزارها را به کار گیرد یا حتی قدرت تغییر شکل را آزاد کند که به او اجازه میدهد به طور موقت به شکل موجودات افسانهای درآید. هیچ اثری از بایوور بدون همراهان بهیادماندنی کامل نمیشود و امپراتوری جید در این زمینه هم به خوبی عمل میکند. بازی جمعی متنوع از شخصیتها را ارائه میدهد که هر کدام پیشزمینه، انگیزهها و شخصیتهای خاص خود را دارند. این همراهان فراتر از یاران جنگی هستند. با وجود دریافت بازخوردهای مثبت و جذب طرفداران وفادار پس از انتشار، جید امپایر هرگز به همان سطح موفقیت تجاری که آثار بعدی بایوور مانند «مس افکت» یا «دراگون ایج» بدست آوردند، نرسید.
13. Limbo
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Playdead
سال انتشار: 2010
پلتفرم: Xbox 360
لیمبو یک شاهکار تکرنگ و مرموز است که نشان داد چگونه بازیهای مستقل میتوانند با طراحی مینیمالیستی به موفقیت بزرگی دست یابند. این بازی معمایی و پلتفرمر، داستانی ترسناک را با سبک بصری منحصربهفرد و تجربهای از گیمپلی ارائه میدهد که تا مدتها پس از اتمام بازی در ذهن بازیکنان باقی میماند. بازی با حداقل معرفی آغاز میشود. بازیکن کنترل پسر بچهای بینام را بدست میگیرد که در جنگلی تاریک بیدار میشود که چشمان سفید او در سایهها میدرخشند. هیچ دیالوگ یا متنی وجود ندارد که هدف یا گذشتهی او را توضیح دهد. تنها چیزی که مشخص است، این است که این پسر در سفری خطرناک قرار دارد. پس از مدتی مشخص میشود که پسر به دنبال خواهرش است، اما لیمبو هیچ مسیر مشخص یا توضیح مشخصی برای دنیای خود ارائه نمیدهد. این ابهام یک انتخاب عمدی است و بازیکنان را تشویق میکند تا تفسیر شخصی خود را از داستان داشته باشند. سفر پسر به استعارهای از از دست دادن، ترس و بقا در دنیایی تبدیل میشود که به نظر میرسد نسبت به رنجهای او اهمیتی نمیدهد. یکی از چشمگیرترین جنبههای لیمبو سبک بصری آن است. این بازی به طور کامل در طیفهای سیاه، سفید و خاکستری ارائه میشود که به دنیای آن حس هولناکی میدهد.
در نگاه اول، لیمبو یک پلتفرمر دوبعدی است. بازیکنان پسر را با استفاده از مکانیکهای سادهای مانند دویدن، پریدن و تعامل با اشیاء در محیط، از میان مجموعهای از معماها و تلههای پیچیده هدایت میکنند. بازی بر پایهی آزمون و خطا استوار است. پسر بارها و بارها خواهد مرد و اغلب به روشهای ترسناکی این اتفاق خواهد افتاد. تلهها بیرحمانه هستند و مرگ ناگهانی است. با این حال، این مرگها بخش اصلی از فرایند یادگیری میشوند. هر شکست فرصتی است برای بهتر درک کردن محیط و یافتن راه خروج. یکی از عمیقترین جنبههای لیمبو کاوش در موضوع زندگی و مرگ است. از همان ابتدا، مرگ همدم همیشگی است. بدن شکنندهی پسر ممکن است در معرض خرد شدن، سوراخ شدن، غرق شدن یا تکهتکه شدن توسط خطرات مختلف این دنیای تاریک قرار گیرد. این تماس مداوم با مرگ، به تمهای خاص بازی وزنی میدهد. آیا جستوجوی پسر برای خواهرش یک جستوجوی واقعی است یا استعارهای برای چیزی عمیقتر و شاید تلاشی برای فرار از برزخ غم و اندوه؟ بازی به این سؤالات به صورت مستقیم پاسخ نمیدهد و بازیکن را به تأمل درباره معنای سفر خود وا میدارد. با انتشار لیمبو، این بازی با استقبال گستردهای مواجه شد. منتقدان و بازیکنان به تحسین از دید هنری، طراحی معماهای نوآورانه و فضای هراسانگیز آن پرداختند. این بازی به یک معیار برای بازیهای مستقل تبدیل شد و نشان داد که یک تیم کوچک با دیدگاهی خلاقانه میتواند بدون نیاز به بودجههای عظیم یا گرافیکهای پر زرق و برق، در صنعت بازیسازی تأثیرگذار باشد.
12. Hi-Fi Rush
تهیهکننده: Bethesda Softworks / سازنده: Tango Gameworks
سال انتشار: 2024
پلتفرم: Xbox Series X/S, PC
استودیوی تانگو گیمورکس که بیشتر به خاطر آثار ترسناکی مانند مجموعهی The Evil Within شناخته میشود، با هایفای راش مسیری جسورانه و متفاوت از سبک ترسناک خود را دنبال کرد. این بازی رنگارنگ و پرانرژی که، اکشنی سرگرمکننده را با مکانیک های گیمپلی مبتنی بر ریتم ترکیب کرده و چیزی کاملاً جدید و هیجانانگیز خلق کرده است. در این بازی بازیکنان کنترل شخصیتی به نام چای (Chai)، را بدست میگیرند. او که به دنبال تبدیل شدن به یک راکاستار است، خود را درگیر توطئهای میبیند که یک شرکت بزرگ شیطانی به نام Vandelay Technologies در آن دخیل است. اما آنچه این بازی را متمایز میکند، ترکیب نوآورانهی ریتم موسیقی و مبارزه است، به طوری که هر حرکت، ضربه و اکشنی با موسیقی پسزمینه هماهنگ میشود. بازیکنان با حمله کردن، جاخالی دادن و پلتفرمینگ با ضربآهنگ موسیقی، پاداش میگیرند و احساسی از جریانی هماهنگ ایجاد میشود که هم از نظر بصری و هم شنیداری لذتبخش است. داستان بازی با یک حادثهی صنعتی آغاز میشود که باعث میشود چای با یک پخشکننده موسیقی در سینهاش ادغام شود. این جراحی تصادفی به او این توانایی را میدهد که ریتم دنیای اطرافش را حس کند که اکنون با ضرب موسیقی پسزمینه هماهنگ است. چیزی که میتوانست برای دیگران به کابوس تبدیل شود، برای چای به یک رویا تبدیل میشود، چرا که او تواناییهای فوقالعادهای را بدست میآورد که با موسیقی درون رگهایش پیوند خورده است. بلافاصله پس از آن، چای به هدف شرکت ذکر شده تبدیل میشود که او را به عنوان یک محصول معیوب میبینند و سعی در نابود کردنش دارند. برای فرار، چای با گروهی از شخصیتهای عجیب و غریب همکاری میکند و با هم، آنها یک گروه مقاومت شورشی را تشکیل میدهند که علیه شرکت شیطانی بازی قرار میگیرند. لحن بازی پر از طنز، دیالوگهای عجیب و غریب و شخصیتهای دوستداشتنی است.
در حالی که بازی میتواند مانند یک بازی معمولی هک اند اسلش تجربه شود، بازیکنانی که اقدامات خود را با ضربآهنگ موسیقی هماهنگ میکنند، متوجه میشوند که حرکات رزمی آنها قویتر میشود. بازی بازیکنان را به خاطر از دست دادن ضربهی هماهنگ با ریتم جریمه نمیکند، اما انجام حرکات در زمان مناسب پاداشهایی را به همراه دارد و بازیکنان را تشویق میکند تا خود را در ریتم بازی غرق کنند. بازیکنان میتوانند کمبوهایی با استفاده از سلاح گیتارمانند چای اجرا کنند و در این میان تنوع دشمنان باعث میشود که گیمپلی همواره تازه بماند. گفتنی است که بازیای که تا این حد با ریتم و موسیقی پیوند خورده، به یک لیست از موسیقیهای عالی نیاز دارد و هایفای راش در این زمینه کاملاً موفق است. موسیقی بازی ترکیبی از آهنگهای اوریجینال و قطعات مجوزدار از گروههای راک معروف است که پسزمینهای متنوع و پرانرژی برای اکشن فراهم میکند. در نهایت این بازی از یک سبک هنری رنگارنگ با طراحی سلشید استفاده میکند که شبیه یک کتاب مصور زنده به نظر میرسد. محیطها پر از جزئیات هستند و انیمیشنها جذابیتی کارتونی به بازی بخشیدهاند که نه تنها بازی را از نظر زیباییشناسی متمایز میکند، بلکه با لحن پرانرژی بازی نیز هماهنگ است.
11. Indiana Jones and the Great Circle
تهیهکننده: Bethesda Softworks / سازنده: MachineGames
سال انتشار: 2024
پلتفرم: Xbox Series X/S, PC
جدیدترین اقتباس ویدیوگیمی از سری فیلمهای ایندیا جونز، یکی از بهترین آثار اکشن ماجراجویی چند سال اخیر است. ایندیانا جونز و دایرهی بزرگ با دزدیده شدن قطعهای از کالج مارشال آغاز میشود که زندگی آرام آکادمیک جونز را به هم میریزد. جونز برای کشف سرنخ پشت دزدی این قطعه به سمت واتیکان حرکت میکند و در ادامه درگیر توطئهای میشود که در راس آن نازیها قرار دارند. مهمترین ویژگی ایندیانا جونز و دایره بزرگ نحوهی ترکیب بدون نقص اکشن با حل معماهای پیچیده است. بازی ترکیبی از کاوش سوم شخص، پلتفرمینگ و مبارزه ارائه میدهد. معماها به گونهای طراحی شدهاند که حتی با تجربهترین ماجراجویان را به چالش بکشند و اغلب نیاز به مشاهدهی دقیق محیط دارند. مبارزات در دایرهی بزرگ از مکانیکهای مدرن بازیهای اکشن ماجراجویی الهام گرفتهاند، اما همچنان حس کلاسیک سری را حفظ کردهاند. بازیکنان ترکیبی از مبارزات تنبهتن با استفاده از شلاق معروف ایندی و ابزارهای مختلف و سلاحهای گرم را برای از بین بردن دشمنان به کار میگیرند.
شلاق ایندی ابزار چندمنظورهای است و علاوه بر مبارزه، میتواند برای جابجایی در محیط نیز استفاده شود و به ایندی امکان میدهد از موانع عبور کند یا دشمنان را خلع سلاح کند. بازی همچنین با بخشهای مخفیکاری یک رویکرد استراتژیکتر به مبارزات معرفی میکند. البته تیراندازی با سلاح آن چیزی نیست که از سازندهی آثاری نظیر ولفنشتاین انتظار میرود. دنیای بازی گسترده و پر از رازهای پنهان است و هر منطقه از بازی با ساختاری باز طراحی شده است که بازیکنان را به کاوش تشویق میکند و به کنجکاوی آنها پاداش میدهد. بازیکنان میتوانند ماموریتهای اصلی و فرعی را انجام دهند و آثار پنهان، گذرگاههای مخفی و دفترچههایی را پیدا کنند که داستان و ارتباط آن با دایرهی بزرگ را روشن میکنند. از نظر بصری نیز بازی خیرهکننده است و محیطها با جزئیات فراوان طراحی شدهاند. ایندیانا جونز و دایرهی بزرگ ادای احترامی به طرفداران فیلمهای ایندیانا جونز است، در حالی که به عنوان یک قدم جسورانه به جلو برای اقتباسهای ویدیوگیمی آن محسوب میشود. گرافیک عالی، داستان جذاب و مکانیکهای گیمپلی سرگرمکنندهی آن، بازی را به یک تجربه ضروری برای عاشقان ماجراجویی تبدیل کرده است.
10. Tom Clancy’s Splinter Cell
تهیهکننده: Ubisoft / سازنده: UbiSoft Montreal
سال انتشار: 2002
پلتفرم: Xbox
هنگامی که صحبت از بهترین آثار اکشن مخفیکاری میشود، اسپلینتر سل نامی است که معمولا در مورد آن صحبت میشود. داستان اسپلینتر سل بازتابی از فضای سیاسی پرتنش اوایل دههی ۲۰۰۰ است یعنی زمانی که تروریسم جهانی و جنگ سایبری به تهدیدهای رو به افزایش تبدیل شده بودند. بازیکنان نقش سم فیشر (Sam Fisher)، یک مامور مخفی کهنهکار را بر عهده میگیرند که برای بخش مخفی آژانس امنیت ملی کار میکند. فیشر یک سرباز سخت و با انضباط است که به کشورش عمیقاً وفادار است. کلیت داستان بازی حول محور یک بحران ژئوپلیتیکی در نسخهای خیالی از گرجستان میچرخد، جایی که یک دیکتاتور بیرحم به نام کومباین نیکولادزه حکومت میکند. وقتی نیروهای گرجستانی حملات سایبری علیه ایالات متحده و اروپا را آغاز میکنند، مشخص میشود که این فقط خبری از بیثباتی منطقهای نیست، بلکه یک تهدید سازمانیافته برای امنیت جهانی است. فیشر مأمور میشود که اطلاعات جمعآوری کند، دشمنان را خنثی کرده و نقشهای را کشف کند که میتواند جهان را به جنگ بکشاند. این روایت عمیقاً در داستانهای جاسوسی ریشه دارد و مأموریتهایی که فیشر بر عهده میگیرد، حول محور دسیسههای سیاسی و عملیاتهای مخفیانه است. ویژگی برجستهی سری اسپلینتر سل تمرکز آن بر مخفیکاری است. برخلاف بیشتر بازیهای اکشن آن زمان که به بازیکنان اجازه میدادند تا مستقیم وارد خطر شوند، اسپلینتر سل یک رویکرد آهسته را تشویق میکرد.
همه چیز در مورد استفاده از محیط برای پنهان ماندن، اجتناب از شناسایی شدن و حذف دشمنان به صورت بیسروصدا بود. یکی از نوآورانهترین سیستمهای بازی، استفاده از نور و سایه است. عینک دید در شب معروف سم فیشر به او اجازه میدهد در تاریکی عمل کند، اما بازیکن باید به شدت به نورپردازی در هر محیط توجه کند. ایستادن در نور، فیشر را بهوضوح در دید دشمنان قرار میدهد، در حالی که ماندن در سایهها او را تقریباً نامرئی میکند. در این میان تجهیزات سم فیشر فقط شامل اسلحههای معمولی و مواد منفجره نیست، بلکه اسپلینتر سل بر راهحلهای بیصدا و غیرکشنده تأکید میکند. بازیکنان به ابزارهایی مانند یک دستگاه کنترل از راه دور کوچک که میتوان آن را به دیوارها شلیک کرد تا موقعیت دشمنان را بررسی کند، دسترسی دارند. تفنگ اصلی فیشر نیز یکی از ابزارهای چندمنظوره او است که میتواند انواع گلولههای غیرکشنده مانند گلولههای هوایی برای بیهوش کردن دشمنان یا نارنجکهای EMP برای از کار انداختن دستگاههای الکترونیکی شلیک کند. از نظر طراحی مراحل در حالی که این یک اثر جهانباز نیست، هر مرحله چندین روش برای نزدیک شدن به اهداف ارائه میدهد. در واقع بازیکنان آزادی زیادی برای انجام هر مأموریت دارند. این انعطافپذیری و گیمپلی با محوریت آزادی به یکی از ویژگیهای شاخص سری اسپلینتر سل تبدیل شد و این بازی را فراتر از بسیاری از همدورههای خود کرد. همچنین برای سال 2002، اسپلینتر سل از لحاظ فنی یک شاهکار بود و سطحی از کیفیت را به نمایش گذاشت که در آن زمان به ندرت دیده میشد. تا به امروز، اسپلینتر سل یکی از بهترین بازیهای مخفیکاری به شمار میرود و بدون شک، این بازی برای دهههای آینده در یادها خواهد ماند.
9. Star Wars: Knights of the Old Republic
تهیهکننده: LucasArts / سازنده: BioWare
سال انتشار: 2003
پلتفرم: Xbox, PC
بر خلاف اکثر بازیهای جنگ ستارگان که در زمان یا نزدیک به وقایع حماسهی اسکایواکر رخ میدهند، KOTOR در ۴۰۰۰ سال پیش از ظهور امپراتوری کهکشانی اتفاق میافتد. این دوره که به نام جمهوری کهن شناخته میشود، دورهای پر از جنگ، توطئههای سیاسی و نبرد همیشگی بین جدایها و سیثها است. رویدادهای بازی در دورهای پرتنش از تاریخ کهکشانی رخ میدهد، جایی که سیثها تحت رهبری دارث مالاک (Darth Malak) در حال جنگ با جمهوری کهن هستند. کهکشان در آستانه dسقوط قرار دارد و بازیکن در نقش یک قهرمان فراموشیگرفته ظاهر میشود که سرنوشت کهکشان را در دست دارد. KOTOR به دلیل گسترش شایستهای که روی دنیای جنگ ستارگان اعمال کرد، مورد تحسین قرار گرفت. این بازی نگاهی به دوران اوج انجمن جدایها و اسطورههای سیث ارائه داد که تا آن زمان در داستانهای جنگ ستارگان دیده نشده بود. در قلب شوالیههای جمهوری کهن داستانی قرار دارد که با انتخابهای بازیکن شکل میگیرد و با هر تصمیم، پیچشها و تغییرات غیرمنتظرهای رخ میدهد. قهرمان داستان، به عنوان یک سرباز ناشناس جمهوری شروع میکند که بهزودی ارتباطی اسرارآمیز با نیرو (فورس) پیدا میکند. با بیدار شدن قدرتهای نهفتهی شخصیت و آغاز سفرش، مشخص میشود که او نقشی مرکزی در جنگ کهکشانی در حال وقوع دارد. این بازی بهخاطر یکی از مشهورترین پیچشهای داستانی در تاریخ بازیهای ویدیویی شناخته میشود. این پیچش درک بازیکن از هویت شخصیت را تغییر میدهد و بسیاری از روایات اولیهی بازی را بازتعریف میکند.
این پیچش، همراه با انتخابهای اخلاقی پیچیده بازی، بازیکنان را وادار میکند که مسیر شخصیت خود را بازنگری کنند و در نهایت تصمیم بگیرند که به سمت روشنایی فورس بروند یا به سوی تاریکی سقوط کنند. قهرمان داستان توسط گروهی از همرزمان همراهی میشود که هر یک داستان پسزمینه، انگیزهها و روابط متغیری با شخصیت بازیکن دارند. گیمپلی KOTOR بر اساس مکانیکهای سنتی نقشآفرینی است، اما با ترکیب عناصری از قوانین سیاهچالهها و اژدهاها و مبارزات نوبتی تاکتیکی نوآوری کرده است. بازیکنان میتوانند تواناییهای شخصیت خود را از مبارزه با شمشیر نوری تا تسلط بر قدرتهای مختلف فورس شخصیسازی کنند. سیستم پیشرفت شخصیت در بازی به بازیکنان اجازه میدهد که بین کلاسهای مختلف نتخاب کنند و مجموعه مهارتهای خود را به سبک بازی دلخواهشان تطبیق دهند. در این میان سیستم گفتوگوی بازی، مشابهی آثار بعدی بایوور مانند مس افکت، شاخههای مختلفی را در مکالمات ارائه میداد که میتوانستند منجر به نتایج متفاوتی بسته به انتخابهای بازیکن شوند. جنگ ستارگان: شوالیههای جمهوری کهن میراثی ماندگار در جوامع بازی و جنگ ستارگان به جا گذاشته است و موفقیت آن راه را برای بازیهای نقشآفرینی آیندهی بایوور هموار کرد.
8. Ninja Gaiden Black
تهیهکننده: Tecmo / سازنده: Team Ninja
سال انتشار: 2004
پلتفرم: Xbox
در میان بهترین بازیهای اکشن، نینجا گایدن بلک یک شاهکار افسانهای به شمار میآید. داستان نینجا گایدن بلک بازیکنان را در نقش ریو هایابوسا، یک نینجا از قبیلهی اژدها، قرار میدهد. بازی با حملهی وحشتناک به روستای ریو توسط شروری به نام دوکو شروع میشود که شمشیر اژدهای تاریک، یک سلاح نفرینشده با قدرتی فوقالعاده را میدزدد. خیانت دوکو ریو را در مسیری از انتقام قرار میدهد، اما آنچه به عنوان مأموریتی شخصی برای انتقام آغاز میشود، به سرعت به موضوعی بسیار بزرگتر تبدیل میشود. داستان، با اینکه ساده به نظر میرسد، دارای لایههای عمیقی از افسانهها و تاریخ است. بازیکنان در طول بازی با شیاطین، نینجاهای رقیب و موجودات باستانی مبارزه میکنند و ریو پرده از نیروهای شیطانی پشت این حملات برمیدارد. اگرچه داستانسرایی در نینجا گایدن بلک بیشتر به عنوان پسزمینهای برای گیمپلی عمل میکند، اما بازی با ایجاد فضایی پر رمز و راز و شدت و عمق کافی، بازیکنان را در دنیای خود غرق میکند. همانطور که گفته شد، آنچه واقعاً نینجا گایدن بلک را به یک کلاسیک جاودانه تبدیل کرده است، سیستم مبارزهی آن است که همچنان یکی از بهترین نمونهها در سبک خود به شمار میرود. ویژگی برجستهی بازی، مبارزات سریع و روان است که مهارت، دقت و تسلط را پاداش میدهد. ریو به طیف وسیعی از سلاحها دسترسی دارد هر سلاح مجموعهای از حرکات خاص خود را دارد و کمبوهای منحصر به فرد، سرعت و کاربردهای مختلفی در مبارزه ارائه میدهد. مبارزات در نینجا گایدن بلک شدید هستند. دشمنان باهوش و بیرحم هستند و بازیکنان را مجبور میکند به جای فشار دادن ممتد دکمهها، از استراتژی استفاده کنند. ریو همچنین به تکنیکهای جادویی که میتوانند روند نبرد را تغییر دهند، دسترسی دارد اما این تکنیکها محدود هستند و بازیکنان را تشویق میکنند که با دقت و بهجا از آنها استفاده کنند.
زیبایی سیستم مبارزه در عمق آن نهفته است. بازیکنان میتوانند کمبوهای ویرانگری از حرکات مختلف را اجرا کنند و با پیوند دادن حملات، ضدحملات و جاخالیها، روندی جذاب از مبارزه را به نمایش بگذارند. بازی به کسانی که زمان صرف یادگیری هر سلاح، دشمن و باس میکنند، پاداش میدهد و با تسلط، حس پیشرفت لذتبخشی را ایجاد میکند که مشابهی آن تنها در آثار سولزبورن دیده میشود. بهتر است بدانید که نینجا گایدن بلک اغلب به خاطر سختی خود معروف است که به یکی از ویژگیهای تعریفکنندهی این سری تبدیل شده است. این بازی برای افراد ضعیف نیست. حتی در حالت دشواری عادی، بازی چالش زیادی ارائه میدهد و با سختیهای بالاتری مانند خیلی سخت و بالاتر، شدت مبارزات به حد تقریباً غیرقابلتحملی افزایش مییابد. با این حال، سختی در نینجا گایدن بلک به ندرت ناعادلانه تلقی میشود. بازی از بازیکنان میخواهد که دقت و صبر داشته باشند و هر مرگ به عنوان فرصتی برای یادگیری دیده میشود. در این میان محیطها مملو از اسرار پنهان، آیتمها و ارتقاءها هستند و بازیکنان را تشویق میکنند تا هر گوشه و کناری را جستوجو کنند. یافتن این آیتمها اغلب به بازیکنان ارتقاءهای ضروری مانند افزایش سلامت یا سلاحهای جدید و قدرتمند پاداش میدهد. نینجا گایدن بلک یکی از بهترین آثار تاریخ است و در دورانی که بسیاری از بازیها سعی میکنند با سادهسازی مکانیکها به مخاطبان گستردهتری دست یابند، به عنوان نمونهای از اولویت دادن ارزش پیروزیهای سخت و لذت از تسلط واقعی بر یک بازی برجسته شد.
7. The Elder Scrolls III: Morrowind
تهیهکننده: Bethesda Softworks / سازنده: Bethesda Game Studios
سال انتشار: 2002
پلتفرم: Xbox, PC
بازی The Elder Scrolls III: Morrowind یکی از بهترین آثار نقشآفرینی تاریخ است که حتی پس از گذشت دو دهه، همچنان در یادها مانده و محبوب است. در استان موروویند، در منطقهی شرقی قاره تامریل اتفاق میافتد. منطقه اصلی بازی، جزیرهی آتشفشانی Vvardenfell است که هستهی اصلی این استان را تشکیل میدهد. این جزیره مملو از گروههای مختلف، نژادها و موجودات متنوع است که هر کدام به فضای غوطهورکنندهی بازی کمک میکنند. در این بازی بازیکنان به عنوان یک زندانی ناشناس که با حکم امپراتوری آزاد شده و به این جزیره فرستاده میشود، شروع میکنند. از این آغاز ساده، داستان گسترش مییابد و بازیکن به شخصیتی کلیدی در یک پیشگویی پیچیده تبدیل میشود؛ پیشگوییای که تولد دوبارهی یک قهرمان را پیشبینی میکند که قرار است با یک شرور قدیمی به نام Dagoth Ur که در کوه سرخ ساکن است، مواجه شود. بازیکن باید از پیچیدگیهای سیاست و رقابتهای خاندانهای بزرگ موروویند عبور کند. اما در حالی که مأموریت اصلی با خطرات حماسی همراه است، قدرت واقعی موروویند در آزادی بازیکن برای انتخاب مسیر خود نهفته است. در واقع کمبودی از فعالیتها، مأموریتها و ماجراجوییها برای بازیکنان وجود ندارد. ساختار جهان باز بازی به بازیکنان اجازه میدهد تا حتی مأموریت اصلی را نادیده بگیرند و همچنان فرصتهای بیپایانی برای اکتشاف و نقشآفرینی پیدا کنند.
بازیکنان محدود به یک سیستم کلاس نیستند و میتوانند شخصیتهای خود را به دلخواه خلق و شخصیسازی کنند. در موروویند، گروهها نقش مهمی در شکلگیری تجربهی بازیکن ایفا میکنند. هر گروه سلسلهمراتب، مأموریتها و رقابتهای خاص خود را دارد و پاداشها و چالشهای منحصر به فردی ارائه میدهد. سه خاندان بزرگ ستون سیاسی موروویند را تشکیل میدهند و بازیکنان میتوانند به یکی از این خانهها بپیوندند و از طریق سلسهمراتب بالا بروند و بر چشمانداز سیاسی Vvardenfell تأثیر بگذارند. از نظر بصری هنگامی که موروویند منتشر شد، گرافیک آن در سطح خوبی قرار داشت بود و اگرچه زمان بعضی از جنبههای بصری بازی را کهنه کرده است، اما طراحی هنری آن همچنان یک ویژگی برجسته باقی مانده است. در نهایت اگرچه مکانیکهای بازی ممکن است برای مخاطبان امروزی قدیمی به نظر برسد، اما این بازی عمقی از روایت داستانی و آزادی را ارائه میدهد که بسیاری از بازیها هنوز هم تلاش میکنند آن را تکرار کنند.
6. Microsoft Flight Simulator
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Asobo Studio
سال انتشار: 2020
پلتفرم: PC, Xbox Series X/S
شبیهساز پرواز مایکروسافت 2020 یک دستاورد فنی بینظیر است که مرز بین شبیهسازی و واقعیت را محو میکند. این بازی بازگشتی است به یکی از نمادینترین سریهای شبیهسازی که تاریخ آن به دههی 80 میلادی بازمیگردد. این بازی بر پایهی دههها پیشرفت و نوآوری ساخته شده و تجربهای بینظیر و واقعگرایانه از پرواز را ارائه میدهد که هیچ بازی دیگری تاکنون نتوانسته است به این سطح دست یابد. این بازی همانطور که انتظار دارید، به بازیکنان اجازه میدهد تا کنترل انواع مختلفی از هواپیماها را در دست بگیرند و به کاوش در نسخهای مجازی و بسیار دقیق از کل سیاره بپردازند که با سیستمهای آبوهوای واقعی، ترافیک هوایی و موارد دیگر همراه است. بیش از 37000 فرودگاه، میلیونها شهر و شگفتیهای طبیعی همچون کوهها، اقیانوسها و جنگلها با جزئیات شگفتانگیزی بازآفرینی شدهاند. بازیکنان میتوانند از مکانهای معروفی مانند فرودگاه جان اف کندی (JFK) در نیویورک یا فرودگاه بینالمللی لسآنجلس بلند شوند یا در یک باند دورافتاده در دل جنگلهای آمازون فرود بیایند. فراتر از واقعگرایی، جهان در Flight Simulator زنده به نظر میرسد.
بازیکنان میتوانند پرواز خود را در زمان واقعی و تحت شرایط فعلی انجام دهند، به این معنا که اگر طوفانی در توکیو باشد یا آسمان سیدنی صاف باشد، شما نیز این شرایط را در پرواز خود تجربه خواهید کرد. آنچه این ویژگی را حتی بیشتر تحسینبرانگیز میکند، این است که بازیکنان میتوانند کل سیاره را بدون مواجهه با یک صفحهی بارگذاری طی کنند. شما میتوانید از یک طرف جهان بلند شوید و بهصورت بیوقفه به طرف دیگر پرواز کنید، در حالی که شهرها، مناظر و آبوهوا بهصورت پویا و در طول مسیر بارگذاری میشوند. این بازی مجموعهای گسترده از هواپیماها را ارائه میدهد که از هواپیماهای کوچک با موتور پروانهای گرفته تا هواپیماهای بزرگ مسافربری را شامل میشود. هر هواپیما بهدقت و با جزییات کامل برای تطابق با همتای واقعی خود، چه از نظر ظاهر و چه از نظر ویژگیهای پروازی، بازسازی شده است. در واقع هر هواپیما در این بازی دارای کابینی دقیقاً شبیهسازیشده در محیط سهبعدی است که با صفحهها، سوئیچها و کنترلهای مختلف همراه است. این دقت حتی به موتور فیزیک بازی نیز گسترش مییابد و از نحوهی کنترل هواپیما در بادهای متلاطم تا تأثیر هوا در ارتفاع بالا بر عملکرد هواپیمای مسافربری، همه چیز بهطور واقعی احساس میشود. سطح شخصیسازی موجود در این شبیهساز نیز قابل توجه است. شما میتوانید تحت شرایط واقعی پرواز کنید، با کنترل ترافیک هوایی شبیهسازیشده که شما را در مراحل برخاستن، فرود و مسیر راهنمایی میکند. همچنین میتوانید تجربه را سادهتر کنید و از ابزارهای کمکی مختلف استفاده کنید تا برای تازهکاران دسترسی آسانتری فراهم شود. در واقع یک سیستم آموزشی جامع وجود دارد که به مبتدیان کمک میکند تا اصول پرواز را از بلند شدن تا فرود با راهنمایی در مورد ابزارها و کنترلهای مختلف یاد بگیرند.
5. Forza Horizon 5
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Playground Games
سال انتشار: 2021
پلتفرم: Xbox One, PC, Xbox Series X/S
نام فورتزا در دنیای بازیهای ویدیویی مسابقهای بسیار شناخته شده است و شامل سری فورتزا هورایزن و فورتزا موتوراسپورت میشود. پنجمین نسخه از مجموعهی فورتزا هورایزن به بازیکنان این فرصت را میدهد تا یک ماجراجویی هیجانانگیز در جهانی باز را تجربه کنند که طرفداران آثار ماشینی آرکید باید حتما آن را تجربه کنند. یکی از ویژگیهای برجستهی فورزا هورایزن ۵، محیط بازی است. توسعهدهندگان یک دنیای بزرگ و پویا بر اساس مکزیک را با جزئیاتی فوقالعاده طراحی کردهاند که مناظر متنوع و خیرهکنندهای را به نمایش میگذارد. از جنگلهای انبوه گرفته تا بیابانهای خشک، نقشه بازی پر از تنوع جغرافیایی است که بازی را تازه و هیجانانگیز نگه میدارد. سیستم آب و هوای پویا نیز نقشی اساسی در تجربه بازی ایفا میکند و بازیکنان را با بارانهای سیلآسا، طوفانهای شن و غیره مواجه میکند. این تغییرات مداوم در آب و هوا هیجان بیشتری به بازی میافزاید، زیرا رانندگان باید به سرعت با شرایط مختلف سازگار شوند. علاوه بر آب و هوا، چرخههای فصلی بازی که از فورتزا هورایزن ۴ به این نسخه منتقل شدهاند، در فورتزا هورایزن ۵ گستردهتر و بهتر هستند. هر یک از چهار فصل چالشها و فرصتهای جدیدی را به ارمغان میآورد. به عنوان مثال، در فصل تابستان، مناطق بیابانی نقشه قابل دسترسیتر میشوند، در حالی که در فصل زمستان، رودخانهها طغیان کرده و مناظر را زیر آب میبرند و این باعث ایجاد چالشهای منحصربهفردی برای بازیکنان میشود که باید سبک رانندگی خود را با این شرایط تطبیق دهند.
فورتزا هورایزن ۵ تنوع بالایی در خودروهای خود دارد و با بیش از چند صد خودرو برای انتخاب، محال است که نوع خاصی از خودرو را بخواهید و نتوانید آن یا مشابهی آن را پیدا کنید. همچنین دیگر لازم به ذکر نیست که هر یک از این خودروها عملکرد متفاوتی از یکدیگر دارند و با دقت بالایی طراحی شدهاند. شخصیسازی در بازی نیز فراتر از جنبههای ظاهری است. بازیکنان میتوانند خودروهای خود را تا کوچکترین جزئیات تغییر دهند تا با سبک رانندگی آنها سازگاری داشته باشد. همچنین برای کسانی که بیشتر به ظاهر علاقه دارند تا عملکرد، بازی طیف گستردهای از گزینههای ظاهری را ارائه میدهد. در حالی که بازی یک تجربهی تکنفری عالی را ارائه میدهد، در حالت چندنفره است که بازی واقعاً درخشان میشود. دنیای باز مکزیک هم شامل رانندگان کنترلشده توسط هوش مصنوعی و هم بازیکنان واقعی است که یک دنیای جذاب را ایجاد میکنند. بازیکنان میتوانند بهراحتی وارد رویدادهای چندنفره شوند یا با دوستان خود در چالشهای مختلف شرکت کنند. در نهایت توجه به جزئیات در این بازی نفسگیر است و بازتابهای روی خودروها، تابش نور خورشید از میان درختان، اثرات آب و هوای پویا و حتی تکسچرهای جادهها با وضوحی خیرهکننده رندر شدهاند. در نهایت با دنیای خیرهکننده، عناصر چندنفره، گزینههای بیپایان شخصیسازی و تنوع بالای ماشین، فورتزا هورایزن ۵ یک اثر رویایی برای طرفداران ماشینهاست.
4. Ori and the Will of the Wisps
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Moon Studios
سال انتشار: 2020
پلتفرم: Xbox One, PC, Xbox Series X/S
بازی Ori and the Will of the Wisps یک پلتفرمر احساسی، از نظر بصری جذاب و از نظر مکانیک بینظیر است که بازیکنان را به دنیایی اسرارآمیز میبرد. این بازی دنبالهی بازی موفق Ori and the Blind Forest است که نه تنها بر اساس عناصر مهم بازی قبلی ساخته شده، بلکه تجربهای جدید از طراحی و هنر را به نمایش میگذارد. اوری، یک روح کوچک و درخشان است که در سفری پر از شجاعت قدم میگذارد. داستان با یک ملاقات دلگرمکننده آغاز میشود. اوری به همراه نارو (Naru) و گومو (Gumo) به دنیا آمدن کو (Ku)، جغدی کوچک، را جشن میگیرند که بخش مهمی از داستان را تشکیل میدهد. کو با بالهای ظریف خود، آرزو دارد مانند مادر مرحومش، کرو (Kuro)، پرواز کند و اوری این مسئولیت را میپذیرد تا به او در رسیدن به این رویا کمک کند. اما زمانی که این دو دوست تلاش میکنند با هم پرواز کنند، طوفانی تراژیک آنها را از هم جدا میکند و اوری را به گوشهای تاریک از جهان میفرستد. در جستوجوی کو و برای بازگرداندن تعادل به دنیا، اوری باید با موجودات وحشتناکی روبهرو شود، از مناطق خطرناک عبور کند و تاریخ پنهان نورهای مرموزی که قدرت احیای زندگی در سرزمین در حال مرگ بازی را دارند، کشف کند. یکی از ویژگیهای برجستهی بازی، توانایی آن در روایت داستانی عمیقاً احساسی بدون استفاده از دیالوگها به شکلی سنتی است. از طریق صحنههای انیمیشنی زیبا، موسیقی گوشنواز و زبان بدن شخصیتها، این بازی به مضامینی نظیر عشق و امید پرداخته است. این بازی همچنین جشنی برای چشمها و یک شاهکار هنری است که مانند یک نقاشی زنده به نظر میرسد. هر فریم با دقت بینظیری ساخته شده است و محال است که از محیطهای آن خسته شوید. انیمیشنها نیز روان و دلپذیر هستند و پلتفرمینگ را عالی کردهاند.
در این میان در حالی که نسخهی قبلی بیشتر بر کاوش و پلتفرمینگ متمرکز بود، بازی دوم مجموعه فرمول سری را با یک سیستم مبارزهی بهبود یافته و متنوعتر گسترش میدهد. اکنون اوری به انواع سلاحها و قابلیتها دسترسی دارد که هرکدام برای سبکهای بازی و انواع دشمنان متفاوت طراحی شدهاند. مبارزات حس پویا و روانی دارند که به بازیکنان اجازه میدهند در میان نبردها به راحتی میان قابلیتهای مختلف سوییچ کنند. وجود یک سیستم آپگرید به بازیکنان این امکان را میدهد که قابلیتهای اوری را مطابق با سلیقههای خود بهبود دهند. نبرد با باسها نیز یکی از ویژگیهای برجستهی دیگر است که پلتفرمینگ و مبارزه را در فازهای مختلف نبرد ترکیب میکند. این نبردها نه تنها از نظر بصری چشمگیر هستند بلکه واکنشهای سریع و تسلط بازیکن بر قابلیتهای اوری را آزمایش میکنند. حل معماها نیز نقش مهمی در بازی دارد. معماها به طرز هوشمندانهای در دنیا گنجانده شدهاند و اغلب به عنوان موانعی برای پیشرفت و فرصتهایی برای احساس موفقیت بازیکنان عمل میکنند. این بازی گواهی است بر تعهد مون استودیوز به ایجاد تجربهای که با دل، ذهن و روح بازیکنان صحبت میکند؛ تجربهای که از دست دادن آن، ظلم به خود است.
3. Fable II
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Lionhead Studios
سال انتشار: 2008
پلتفرم: Xbox 360
فیبل 2 پس از انتشار، به سرعت به یکی از محبوبترین بازیهای اکشن نقشآفرینی دوران ایکسباکس ۳۶۰ تبدیل شد. این بازی دنیایی غرق در انتخابهای اخلاقی، عناصر فانتزی و حسی از آزادی را برای بازیکن ارائه میداد. داستان بازی در سرزمین خیالی آلبیون میگذرد. آلبیون سرزمینی فانتزی است که جلوهای از دوران قرون وسطی و داستانهای افسانهای با جذابیت خاص بریتانیایی دارد. جهان بازی یک اکوسیستم زنده و پویاست که به انتخابها و اقدامات بازیکن واکنش نشان میدهد. مردم شهرها زندگی روزمره خود را میگذرانند و به اعمال خوب یا بد بازیکن واکنش نشان میدهند. در واقع. این جهان به طریقی زنده به نظر میرسد که کمتر بازیای در آن زمان موفق به انجام آن شده بود. آلبیون شامل محیطهای متنوعی است که هر کدام فرهنگ و داستان خاص خود را دارد که کاوش در آن را به تجربهای جذاب تبدیل میکند. رازهای بسیاری در سراسر جهان پراکندهاند که بازیکن را ترغیب به کشف آنها میکند. داستان فیبل 2 پانصد سال پس از وقایع بازی اول سری میگذرد و آلبیون تغییرات عمدهای را تجربه کرده است. پادشاهی قرون وسطایی به دنیایی در مراحل اولیهی صنعتیشدن تبدیل شده است. این گذر زمان همچنین باعث میشود که برخی شخصیتها، افسانهها و مکانهای نسخهی اول دوباره ظاهر شوند. بازیکن نقش شخصیتی با لقب اسپارو (Sparrow) را ایفا میکند که در کودکی دچار یک تراژدی بزرگ به دست شخصیت اصلی منفی بازی، لرد لوسیان (Lord Lucien)، میشود. پس از اینکه لوسیان خانوادهd اسپارو را به قتل میرساند و خود او را نیز زخمی میکند، بازیکن توسط فرد مرموزی به نام ترزا (Theresa) نجات مییابد. از آن لحظه به بعد، سفر اسپارو به دنبال انتقام و متوقف کردن نقشهی لوسیان برای بازسازی جهان بر اساس اهداف تاریکش آغاز میشود.
این بازی بر اساس ایدهی آزادی بازیکن، چه در گیمپلی و چه در روایت، ساخته شده است و ترکیبی یکپارچه از کاوش، مبارزه و عناصر نقشآفرینی ارائه میدهد که همگی بر اساس ترجیحات بازیکن شکل میگیرند. سیستم مبارزه در بازی دسترسپذیر اما عمیق است و به بازیکنان اجازه میدهد سبک مبارزهی مورد علاقه خود را انتخاب کنند. بازیکنان میتوانند در نبردهای نزدیک از شمشیرها و سلاحهای دیگر استفاده کنند، از حملات دوربرد با سلاحهای گرم یا تیر و کمان بهره ببرند، یا از جادو برای نابود کردن دشمنان از راه دور استفاده کنند. مبارزه روان و سریع است و هر سبک دارای درخت مهارت مخصوص به خود است که به بازیکنان اجازه میدهد سبک ترجیحی خود را با پیشرفت در بازی تقویت کنند. سادگی سیستم مبارزه یکی از نقاط قوت آن است و به بازیکنان اجازه میدهد بدون درگیر شدن با مکانیکهای پیچیده، با تواناییهای مختلف آزمایش کنند. با این حال، مبارزه هرگز سطحی به نظر نمیرسد و تسلط بر ترکیب حملات مختلف بسیار لذتبخش است. فراتر از مبارزه، این بازی مجموعهی گستردهای از عناصر شبیهساز زندگی را ارائه میدهد و به بازیکنان این امکان را میدهد که واقعاً در آلبیون زندگی کنند. بازیکنان میتوانند خانه بخرند و حتی ازدواج کنند، بچهدار شوند و حتی به تجارت بپردازند. این انتخابهای زندگی با مجموعهای از پیامدها همراه است. یکی دیگر از ویژگیهای محبوب در بازی سگ همراه بازیکن است. این سگ وفادار در طول بازی از قهرمان پیروی میکند، به یافتن گنجینههای مخفی کمک میکند، به بازیکن در خطر هشدار میدهد و حتی در نبردها یاری میدهد. به طور کلی در دورهای که بازیها بیشتر بر انتخابهای بازیکن تاکید داشتند، فیبل 2 از زمان خود جلوتر بود و نشان داد که چگونه این انتخابها میتوانند نه تنها داستان بلکه دنیای بازی را شکل دهند. این بازی به بازیکنان حس بیسابقهای از آزادی عمل میداد و به آنها اجازه میداد تا داستان خود را در آلبیون بسازند، خواه به عنوان یک قهرمان نجیب یا یک دزد شرور.
2. Gears of War
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: Epic Games
سال انتشار: 2006
پلتفرم: Xbox 360
وقتی گیرز آو وار در سال ۲۰۰۶ به دنیای بازیها وارد شد، فقط یک تیراندازی سوم شخص معمولی نبود، بلکه یک تحول بزرگ در نحوهی ارائهی اکشن، داستانسرایی و گیمپلی سرگرمکننده در بازیهای ویدیویی ایجاد کرد. این بازی که توسط اپیک گیمزی که امروزه بیشتر به خاطر فورتنایت شناخته میشود منتشر شد، به سرعت به یک اثر محبوب تبدیل شد و ژانر تیراندازی سوم شخص را دستخوش تغییرات زیادی کرد. گیرز آو وار با فضای خشن، مبارزات تنشزت و شخصیتهای بهیادماندنیاش، تأثیری ماندگار بر صنعت بازی گذاشت و سری جذابی را ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد. داستان این بازی در سیارهی خیالی سرا (Sera) اتفاق میافتد، دنیایی شبیه به زمین که توسط یک جنگ صدساله به نام جنگهای پاندولوم (Pendulum Wars) ویران شده است. این جنگها بر سر ایمولژن (Imulsion) درگرفتند، یک منبع انرژی درخشان که به موتور اقتصاد سرا تبدیل شده بود. اما درست زمانی که جنگها به پایان میرسیدند، یک تهدید جدید و بسیار ترسناکتر از اعماق سیاره سر برآورد و آن هم لوکاست است. لوکاستها یک نژاد از موجودات هیولاگونه هستند که با یک حملهی غافلگیرانه به بشریت، شهرها را نابود کرده و سرا را به آشوب کشیدند. این رویداد که به نام روز ظهور (Emergence Day) شناخته میشود، آغاز مبارزهی ناامیدانهی بشریت برای بقا است. بازیکنان در نقش مارکوس فینیکس (Marcus Fenix)، یک سرباز سابق، قرار میگیرند که توسط دوست صمیمیاش، دومینیک دام سانتیاگو (Dominic Dom Santiago)، از زندان آزاد میشود تا به جنگ علیه لوکاستها بپیوندد. مارکوس یک جنگجوی خشن و باتجربه با گذشتهای تلخ است و سفر او داستانی از رستگاری است.
با این حال چیزی که گیرز آو وار را محبوب کرد، گیمپلی آن و به خصوص سیستم کاورگیری انقلابیای آن بود که به امضای این سری تبدیل شد. بازیکنان باید از محیط اطراف به نفع خود استفاده کنند، پشت دیوارها، ستونها و آوار پناه بگیرند تا از شلیک دشمنان در امان بمانند و حرکت بعدی خود را برنامهریزی کنند. این مکانیک لایهای از استراتژی را به اکشن سریع بازیهای آن زمان اضافه کرد و بازیکنان را مجبور کرد تا به جای تکیهی صرف بر تیراندازی و هرجومرج، مقداری تاکتیکی فکر کنند. سلاحهای بازی به اندازهی گیمپلی آن نمادین هستند. تفنگ لنسر (Lancer) که مجهز به یک ارهی زنجیری است، به نماد این سری تبدیل شد. هیچ چیز به اندازه روشن کردن اره و بریدن یک لوکاست در مبارزههای نزدیک، رضایتبخش نیست. گرافیک بازی که با موتور آنریل انجین ۳ ساخته شده بود، در زمان خود پیشگامانه بود. محیطهای بازی تاریک , خشن هستند و به خوبی بازیکنان را در دنیای سرا غرق میکنند. مدلهای شخصیتها نیز با جزئیات زیادی طراحی شده و انیمیشنها بهویژه اقدامات خشن، بسیار تأثیرگذار و واقعگرایانه هستند. در حالی که کمپین تکنفره به خودی خود یک شاهکار است، گیرز آو وار در حالتهای چندنفره نیز میدرخشد. این بازی یک موفقیت تجاری و هنری بود، میلیونها نسخه فروخت و جوایز متعددی را از آن خود کرد. موفقیت این بازی به ایجاد یک سری منجر شد که شامل دنبالهها و پیشدرآمدهای میشود و در حالی که قسمتهای بعدی این سری بر گسترش داستان و معرفی مکانیکهای جدید تمرکز کردند، نسخهی اول گیرز آو وار همچنان یک شاهکار کلاسیک است.
1. Halo: The Master Chief Collection
تهیهکننده: Xbox Game Studios / سازنده: 343Industries
سال انتشار: 2014
پلتفرم: Xbox One, PC
در دنیای وسیع بازیهای علمی تخیلی، یکی از سریها شناخته شده، هیلو است. این حماسهی بینکهکشانی که داستان ابرسرباز نمادینی به نام مستر چیف را دنبال میکند، برای دههها ژانر بازیهای تیراندازی اولشخص را تعریف کرده است. در مرکز این میراث، Halo: The Master Chief Collection قرار دارد؛ یک مجموعهی بزرگ که هم طرفداران قدیمی و هم تازهواردان را قادر میسازد تا وسعت کامل داستان هیلو را تجربه کنند. در واقع The Master Chief Collection برخی از محبوبترین آثار تاریخ بازیها را بازسازی کرده و در عین حال ویژگیها و حالتهای چندنفرهی جدید و غیره را برای انطباق با انتظارات روزافزون بازیکنان اضافه کرده است. این مجموعه شامل شش بازی است که طی چندین دهه توسعه یافتهاند و هر کدام اثری ماندگار بر فرهنگ بازیهای ویدیویی گذاشتهاند. Halo: Combat Evolved اولین نسخه از این سری است که بهترین آن نیز محسوب میشود و بازیکنان را با مستر چیف و دنیای حلقهای مرموز هیلو آشنا کرد و ترکیبی از تفنگداران فضایی، نژادهای بیگانه و فناوریهای باستانی و مرموز را به همراه داشت که منجر به یک تجربه علمی تخیلی هیجانانگیز شد. دیگر بازی مجموعه هیلو 2 است که بدون شک یکی از تأثیرگذارترین بازیهای چندنفرهی تاریخ است و در عین حال کمپین جذابی نیز دارد. هیلو 3 ماموریت داشت که سهگانهی اصلی را به پایان برساند و به خوبی از پس آن برآمد. این بازی همچنین Forge را معرفی کرد که انقلابی در محتوای تولید شده توسط کاربر و شخصیسازی حالت چندنفره ایجاد کرد.
در این میان Halo 3: ODST، یک کمپین فشرده است که دیدگاه را از مستر چیف قدرتمند به یک گروه از سربازان متفاوت تغییر داد و داستانی شخصیتر و زمینیتر را به نمایش گذاشت. از طرفی هیلو ریچ به عنوان پیشدرآمد Combat Evolved داستان غمانگیز سقوط سیاره ریچ و اسپارتانهای قهرمانی که برای دفاع از آن جنگیدند را روایت میکندو در نهایت آخرین بازی مجموعه که هیلو 4 است، آغازگر فصل جدیدی در حماسهی هیلو بود که دشمنان جدیدی مانند Prometheans را معرفی کرد و رابطهی مستر چیف با دستیار هوش مصنوعیاش کورتانا را بیشتر بررسی کرد. این بازی همچنین به دلیل ارتقاء چشمگیر بصری و داستانگویی سینمایی خود قابل توجه بود. خوشبختانه این مجموعه تنها یک پورت ساده نیست و با پشتیبانی از 4K و HDR و نرخ فریم ۶۰، باعث شد که بهترین تجربهی ممکن برای طرفداران فراهم شود. به طور کلی، Halo: The Master Chief Collection تنها یک نسخهی بازسازی شده نیست؛ بلکه تجلیلی از یکی از محبوبترین آثار تاریخ بازیهای ویدیویی است. چه از طرفداران قدیمی باشید و چه تازهوارد، این مجموعه ثابت میکند که اگرچه نسلها ممکن است تغییر کند، اما افسانهی مستر چیف همچنان الهامبخش و سرگرمکننده باقی خواهد ماند و میراث آن سالها ادامه خواهد یافت.