قدرتمندترین شخصیتهای انیمه «بلیچ»

زمانی بود که سه مانگای بزرگ شونن، «وان پیس»، «ناروتو» و «بلیچ»، بزرگترین مانگاهای عصر به حساب میآمدند و از هر نظر بر ژانر خود سایه میانداختند. با اینکه مجموعههای اصلی «ناروتو» و «بلیچ» دیگر تمام شده، اما طرفداران هنوز نمیتوانند از صحبت دربارهاشان دست بکشند؛ مخصوصا «بلیچ» که با آرک «جنگ خونین هزارساله» (The Thousand-Year Blood War) دوباره سر زبانها افتاده است. یکی از بحثبرانگیزترین جدالهای طرفداران حول قدرتمندترین شخصیتهای این عناوین است و اینکه کدام کاراکتر میتواند در شرایط خطیر، پیروز از میدان نبرد بیرون بیاید؛ مخصوصا شخصیتهای «بلیچ» که کاراکترهای بسیاری با قدرت تخیلی دارد؛ قدرتهایی که آنها را توقفناپذیر میکند. اما این شخصیتهای منحصربهفرد دقیقا چه کسانی هستند و کدامیک از آنها قدرتمندترین شخصیت «بلیچ» به حساب میآید؟
یکی از ویژگیهای بهترین انیمههای شونن شخصیتهای مختلف و تواناییهای خاص آنهاست. در دنیای «بلیچ» هم انواع مختلفی از سول ریپرها، هالوها و کوئینسیها وجود دارد که مقایسهاشان با یکدیگر را دشوار میکند. با این حال، اندازهگیری میزان قدرت کاراکترها غیرممکن نیست و میتوان به طور تقریبی گفت هر کدام اگر در برابر دشمنان خود قرار بگیرند، چندمرده حلاجاند. توجه داشته باشید که در ادامه بخشهایی از «بلیچ»، به ویژه آرک «جنگ خونین هزارساله» فاش میشوند.
رتبهبندی قدرتمندترین شخصیتهای انیمه «بلیچ» از بدترین تا بهترین
۱۵. گرمی تومو (Gremmy Thoumeaux)
گرمی تومو یکی از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» است؛ چون میتواند با تصور کردن هر چیزی، آن را محقق کند. گرمی به عنوان یک اشترنریتر (Sternritter) قدرت آن را دارد که تخیل را به واقعیت بیاورد؛ مثلا اگر تصور کند تمام استخوانهای بدنش از آهن هم سختترند، آن وقت تمام استخوانهای بدنش قوی میشوند؛ یا اگر تصور کند زخمهای بدنش خوب شدهاند، هر زخمی که روی بدنش ایجاد شده به سرعت ترمیم میشوند. گرمی اگر بخواهد میتواند عناصر مختلف طبیعت را هم تصور و ایجاد کند. یکی از ترسناکترین جلوههای قدرت گرمی در آرک «جنگ خونین هزارساله» و زمانی است که حین مبارزه با زاراکی، او تصور میکند یک شهابسنگ به کل سیریتی (Seireitei) برخورد کند؛ شهابسنگی که میتوانست کل کاراکترهای مجموعه را در لحظه از بین ببرد. برای همین گرمی را شخصیتی توصیف میکنند که ارزشی برای جان هیچکس قائل نیست. با مرگ گرمی، هرچه که او با تخیل خود ساخته هم از بین میرود.
تنها نقطه ضعف گرمی در همین وابستگی او به قدرت ذهنی است. اگر کسی تمرکز او را برهم زده و توجهش را به چیز دیگری جلب کند، تمام آنچه گرمی با تخیلش ساخته نابود میشود. اگر هم گرمی خودش را تصور کند که شکست خورده، این ممکن است به سرعت به واقعیت مبدل شود که مشخصا اصلا به نفعاش نخواهد بود.
۱۴. آسکین ناک له وار (Askin Nakk Le Vaar)
ناک لهوار اولین بار در آرک «جنگ خونین هزارساله» خودی نشان داد. او تازهترین عضو گروه شوتزاشتافل یوهاواخ است و تنها عضو پایینرتبهی اشترنریتر که توانسته به این گروه بپیوندد. ناک لهوار از قدرت شریفت دی (The Deathdealing) استفاده میکند. او یکی از خاصترین قدرتها را در میان قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» دارد: قدرت تغییر و تعیین دزهای کشنده در مواد مختلف. او میتواند محاسبه کند که چقدر از یک ماده میتواند باعث مرگ شود؛ سپس آن میزان را آنطور که دلش میخواهد بالا و پایین ببرد.
آسکین حتی میتواند از مواد معمولا بیضرر مثل خون یا اکسیژن سم کشندهای بسازد که بهراحتی دشمنانش را از بین میبرند؛ بدون آنکه نیاز باشد به جنگ تنبهتن رو بیاورد؛ مثلا با نوشیدن خون، آسکین میتواند همین خون را که در رگهای دشمنش جریان دارد، به سمی مهلک تبدیل کند. طی این پروسه، بدن آسکین با ایجاد مصونیت از این سموم، خود را از خطر میرهاند. اگر او به اندازهی کافی خود را در معرض حملات دشمنان قرار دهد، میتواند آنقدر مصونیت خود را بالا ببرد که دیگر در برابرشان آسیبناپذیر شود. ناک لهوار همچنین کوئینسی فولاشتندینگ (Hasshein) را دارد که به او قدرت پرواز کردن میدهد. با ترکیب این تواناییها، آسکین میتواند به یکی از قدرتمندترین و خطرناکترین کاراکترهای «بلیچ» تبدیل شود.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد ناک لهوار، شخصیت شوخطبع اوست. او مدام، حتی در میدان مبارزه، در حال شوخی و دست انداختن است تا حواس دشمنانش را پرت کند. آن وقت ناک لهوار میتواند از این موقعیت برای وارد کردن ضربهی نهایی و ناکار کردن دشمن خود بهره بگیرد.
۱۳. پرنیدا پارنکجز (Pernida Parnkgjas)
پرنیدا قدرتی ارگانیک دارد. او یک کوئینسی است که دست چپ سول کینگ، خدای جهان «بلیچ» به حساب میآید و وقتی میگوییم دست چپ، منظورمان به معنی واقعی کلمه دست چپ است. ظاهر فیزیکی او مثل یک دست چپ بزرگ میماند؛ هرچند بیشتر زمان داستان، پرنیدا در قالب یک موجود مرموز شنلپوش نشان داده میشود که شکل واقعی او را پنهان میکند. جدای از تکنیکهای معمولی کوئینسی، پرنیدا قدرت شریفت سی (The Compulsory) را دارد و میتواند با کمک آن و از راه دور، بدن دشمنانش را از بین ببرد که حتی روی شینیگامیهای قدرتمند مثل یوروییچی و کنپاچی هم کارساز است.
پرنیدا با لمس اشیاء با اعصاب خود میتواند قدرت آنها را بازسازی کند و تکامل بیاید؛ این یکی از قدرتهای مهم پرنیدا است که همان تکامل ارگانیک به حساب میآید. پرنیدا با جذب انرژی زیستی، میتواند خود را به سبک همان موجودی که انرژیاش را گرفته، تکامل دهد. او قدرت تغییر شکل کامل دارد و با اینکه در قالب شنلبهسر خود از اکثر شینیگامیها و کوئینسیها کوتاهتر است، اما میتواند به یک موجود غولپیکر تبدیل شود.
پرنیدا چندین بار ثابت کرده که یکی از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» است؛ مثل زمانی که نمو را کشت یا کنپاچی زاراکی را مجبور کرد دست خودش را از جا بکند! پرنیدا حتی میتواند چندتا از خودش بسازد که مواجهه با آنها به اندازهی پرنیدای اصلی ترسناک است.
۱۲. کیسوکه اوراهارا (Kisuke Urahara)
کیسوکه اوراهارا کاپیتان سابق جوخه 12 است و پیش از مایوری در مؤسسه تحقیق و توسعهی سول ریپر بود. اوراهارا با اینکه در دنیای انسانها زندگی میکند، اما یکی از افراد مهم در آموزش ایچیگو است. با وجود رفتار دوستانهاش، اوراهارا فردی است جدی که هیچکس نمیخواهد روی بد او را ببیند یا با او دربیفتد. اوراهارا در نبرد با آسکین ناک لهوار در اواخر آرک «جنگ خونین هزارساله» از بانکای خود (Kannonbiraki Benihime Aratame) استفاده میکند. این بانکای، که آخرین شکل تکاملیافتهی زانپاکوتو است، قدرت بازسازی همه چیز را دارد؛ یعنی با لمس هرچیزی میتواند آنها را باز کرده و از نو به هم بچسباند. با اینکه اوراهارا اصرار دارد این بانکای به درد آموزش دیگران نمیخورد، اما توانایی او در موقع نبرد میتواند فوقالعاده مرگبار باشد. عملا هرچیزی که با این بانکای تماس پیدا کند از هم گسیخته میشود. البته اوراهارا میتواند از آن برای ترمیم خود استفاده کند؛ همانطور که دیدهایم این توانایی را روی خودش اعمال کرده است.
علاوه بر اینها، اوراهارا یک شمشیرزن ماهر است و حتی بدون شمشیر و تسلیحات و با دست خالی هم یک رقیب قدرتمند به حساب میآید. سرعت و دقت او مثالزدنی است و دانشاش به عنوان رئیس پیشین SRDI به اوراهارا قدرت آن را میدهد تا از انرژی زیادی علیه دشمنان استفاده کند؛ همچنین خطوط انرژی دشمنان را بشناسد و درهم بشکند.
۱۱. سنجومارو شوتارا (Senjumaru Shutara)
سنجومارو شوتارا یکی از اعضای جوخه صفر است که به خاطر ساخت لباسهای شیهاکوشو که سول ریپرها میپوشند شناخته میشود. سنجومارو بهعنوان عضوی از گارد سلطنتی، که قدرت جمعی آن از مجموع قدرت کل گوتی۱۳ فراتر میرود، جریان انرژی بسیار قدرتمندی دارد. یکی از مهمترین لحظاتی که سنجومارو قدرت خود را به رخ کشید به جریان نبرد جوخه صفر و گارد محافظ یوهاواخ، یعنی شوتزاشتافل، بازمیگرد که در آن تمام اعضای جوخه خود را کشتند تا نفرین خونی که روی بانکای سنجومارو بود را از بین ببرند.
در نتیجهی این اتفاق، قدرت فوقالعادهای نصیب سنجومارو شد و او سپس توانست با بانکای خود هر یک از اعضای شوتزاشتافل، مثل اوریو و هاشوالث را در یک بعد جداگانه به دام بیندازد که فرار از آن غیرممکن بود. سنجومارو از همین طریق کل گروه دشمنانش را در یک حرکت شکست داد. خوب است بدانید که بانکای سنجومارو در مانگا وجود ندارد؛ یعنی او تنها در انیمه «جنگ خونین هزارساله» از بانکای خود استفاده میکند و در مانگا فرصت به کار بردن آن را ندارد.
بانکای سنجومارو بهشدت قدرتمند است و از قدرتهای بهخصوص دشمنانش علیه خودشان استفاده میکند. با اینکه سنجومارو در نهایت با استفادهی هوشمندانه اوریو از توانایی شریفت خود شکست میخورد، این واقعیت را تغییر نمیدهد که سنجومارو میتوانست نیروهای دشمن را دستتنها از بین ببرد و به همین خاطر باید بدون شک او را در میان قدرتمندترین سول ریپرها قرار دهیم.
۱۰. لیل بارو (Lille Barro)
«جنگ خونین هزارساله» چندی از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» را معرفی کرد و یکی از ترسناکترین آنها اعضای گروه شوتزاشتافل هستند؛ مهمترین محافظان یوهاواخ. لیل بارو افتخار آن را دارد که اولین کوئینسی باشد که شریفت دریافت میکند. او همچنین رئیس گروه شوتزاشتافل یوهاواخ است. قدرت شریفت لیل بارو، X یا The X-Axis است که به او قدرت شلیک تیرهایی را میدهد که درست از میان هرچیزی که در مسیرشان قرار گرفته باشد عبور میکنند. این تیرها با سرعتی حیرتانگیز شلیک میشوند و غیرممکن است که کسی بتواند آنها را متوقف کند؛ بنابراین، اگر لیل بارو بخواهد کسی را بکشد، امکان ندارد که تیرش به هدف نخورد. او برای اینکه خودش را بیشتر به چالش بکشد، چشم چپاش را بسته نگه میدارد.
لیل بارو همچنین فولاشتندینگ جیلیل (Jilliel) را دارد که قدرتش را افزایش میدهد؛ نهتنها تعداد تیرهای شلیکشده را بالا میبرد، بلکه او را تقریبا آسیبناپذیر میکند. مهمتر از همه، به او قدرت بازسازی خودش را میدهد؛ به طوری که لیل بارو میتواند اعضای بدنش، حتی سرش را دوباره بازیابی کند. نقطه ضعف او زمانی است که قدرتش علیه خودش استفاده شود؛ آن وقت است که خود لیل بارو هم نمیتواند جلوی خودش را بگیرد. تنها زانپاکوتوی خدایی نانائو ایسه، شینکن هاکیوکن، قادر به مسدود کردن لیل است.
۹. شونسوی کیوراکو (Shunsui Kyoraku)
شونسوی کیوراکو کاپیتان جوخه ۸ بود، اما پس از کشته شدن یاماموتو، کاپیتان اصلی شد. او یکی از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» و قدیمیترین و سول ریپرهای زنده است و تجربهی باورنکردنی خود را در نبرد با اشترنریتر به کار میبرد. شونسوی در چیدن تاکتیکها و استراتژیها استاد است که او را به بهترین گزینه برای رهبری جوخه ۱۳ تبدیل میکند. زانپاکوتوی او (کاتن کیوکوتسو) شکل منحصربهفردی دارد و مثل دو شمشیر است که به شونسوی اجازه میدهد تا حریفانش را مجبور به پیروی از قوانین بازیهای کودکانه کند.
بانکای شونسوی به ندرت مورد استفاده قرار میگیرد؛ چون به جز دشمنان، میتواند روی متحدین شونسوی هم که اطرافش هستند تأثیر بگذارد. آنهایی که تحت تأثیر این بانکای قرار میگیرند، احساس ناامیدی شدیدی میکنند. به قول خود شونسوی، این بانکای آخرین راهی است که در میدان نبرد سراغش خواهد رفت، آن هم تنها در صورتی که دشمنانش در فاصلهی دوری قرار داشته باشند، وگرنه همراهانش هم درگیر اثرات آن میشوند. شونسوی با استفاده از شمشیرهایش هالهای سایهمانند ایجاد میکند که ادراک هرکسی را که در این منطقه قرار داشته باشد تغییر میدهد؛ به طوری که آنها احساس سرما، تنهایی و ناراحتی میکنند. جایی در داستان خود شونسوی از قدرت احضار سیلابهایی میگوید که میتواند رقبایش را غرق کند و حتی با رشتههای مخصوصی سر دشمنانش را ببرد.
۸. یوگرام هاشوالث (Jugram Haschwalth)
یوگرام هاشوالث مرد شماره دو یوهاواخ است؛ یعنی زمانی که یوهاواخ نیست، او جایش را میگیرد. یوگرام از شریفت بی (The Balance) استفاده میکند که به او اجازه میدهد تا بدشانسیهایی که بر سر اطرافیانش میآید را جذب کرده و آنها را به سمت کسانی که خوششانس بودهاند بفرستد. در میدان نبرد یوگرام میتواند با استفاده از این قدرت، آسیبهایی را که دشمنانش به او وارد کردهاند به سمت خودشان بازگرداند. سپر او، فرویندشیلد (Freund Schild)، میتواند بدبختیها و بدشانسیها را جذب کرده و به مهاجمان بدهد؛ یا اینکه انرژی همهی این ضربات را جمع و یکباره رها کند. یوگرام همچنین اوقاتی که یوهاواخ خواب است میتواند آینده را ببیند. البته نمیتواند مثل یوهاواخ این آینده را تغییر دهد یا آیندههای مختلفی که ممکن است اتفاق بیفتد را ببیند؛ بلکه فقط قدرت دیدن خط زمانی کنونی را دارد.
یوگرام یکی از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» است و در کنار یوهاواخ، اینها تنها کوئینسیهایی هستند که میتوانند از قدرت خود به کوئینسیهای دیگر بدهند. همینکه یوگرام در حضور یک کوئینسی دیگر قرار داشته باشد کافی است تا بتواند قدرت او را افزایش دهد. شریفت یوگرام تقریبا شکست دادن او را غیرممکن میکند. به جز شریفت B، یوگرام شمشیرزن ماهری هم هست و میتواند به راحتی بر میتواند شینیگامیها پیروز شود. حتی بازبی هم در برابر او نتوانست کاری از پیش ببرد. آخرش هم شکست او نه از سوی دشمنانش، که بهخاطر خود یوهاواخ بود تا که میخواست قدرتش را از او بگیرد.
۷. جرارد والکری (Gerard Valkyrie)
جرارد یک کوئینسی دیگر و یکی از اعضای گروه شوتزاشتافل یوهاواخ است. او شریفت ویژهای از یوهاواخ دریافت نکرده اما از زمان کودکی یک قدرت منحصربهفرد دارد که به نام معجزه شناخته میشود؛ چون جرارد تناسخ قلب سول کینگ (پادشاه روح) است. معجزه باعث میشود رویدادهای بعید بهموقع اتفاق بیفتند، قدرتی که برنامهریزی برای آن تقریبا غیرممکن است. معجزه به جرارد اجازه میدهد تا فورا اندامهای از دست رفتهی خود را دوباره رشد دهد، باتوجه به حریفانش قدرت خود را بالا ببرد و حتی اندازهی خود را بزرگتر کند و با هر ضربهای که به او وارد میشود، سایز خود را هم بالاتر ببرد. شمشیر جرارد، که هوفنونگ نام دارد، میتواند ضرباتی را که به او وارد میشود به سمت حریفانش منتقل کند. شمشیر هوفنونگ با تبدیل امید و باور جرارد و متحدانش به قدرت فیزیکی جهت آسیب را تغییر میدهد.
جرارد تقریبا شکستناپذیر است؛ یا بهتر بگوییم، همه اینطور تصور میکردند تا اینکه خود یوهاواخ سراغش آمد. هرموقع که جرارد از پا میافتد، او به راحتی به شکل تازهای تبدیل میشود و با فولاشتندینگ خود به شکلی عظیم و هیولاگونه درمیآید. تنها در میانهی نبرد با بایاکویا و هیتسوگایا است که یوهاواخ با آوسولن (Auswhalen) قدرت جرارد والکری را گرفته و او را ناکار میکند.
۶. کنپاچی زاراکی (Kenpachi Zaraki)
کنپاچی یکی از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» و به ویژه سولریپرهاست. او حتی بیش از آنکه بخواهد قدرتهای شیکای و بانکای خود را به دست بیاورد یکی از قدرتمندترین افراد در سول سوسایتی (جامعه روح) به حساب میآمد. او به عنوان کاپیتان جوخه ۱۱ به هیچ چیزی جز قدرت خود احتیاج پیدا نمیکند تا در مبارزات پیروز شود. حتی یک زانپاکوتو درست و حسابی هم ندارد؛ البته بعد از مبارزه با اونوهانا رتسو زانپاکوتوی خود را به دست میآورد.
کنپاچی عاشق خون و خونریزی و مبارزه است و فارغ از هر شرایطی، دوست دارد در برابر رقبای مختلف زورآزمایی کند. در آرک «جنگ خونین هزارساله» او به شیکای شمشیر خود هم دست مییابد که اجازه میدهد بافت فضا-زمان را هم ببرد. قدرت تخیلی زاراکی با نوزاراشی چندین برابر هم میشود. یک حمله از شیکای زاراکی کافی است تا شهابسنگی را که روی سول سوسایتی میافتد از بین ببرد.
زاراکی بعدا بانکای خود را هم فعال میکند که به او قدرت فیزیکی فوقالعادهای میدهد و او را به ظاهر شیطانی درمیآورد. این توانایی تازه چنان قدرت زاراکی را بالا میبرد که نهتنها سپر والکری را میشکند، بلکه میتواند این والکری غولپیکر را هم دونیمه کند. صرف قدرت فیزیکی او در تمام سول سوسایتی بینظیر است و کمتر کسی پیدا میشود که بتواند رقیب شایستهای برای او باشد. نویسندهی «بلیچ»، تایتو کوبو، کنپاچی را به عنوان «دیو شمشیر تشنه به خون» (Demon of the blood-thirsty sword) توصیف کرده که هم به ظاهر او اشاره دارد و هم ویژگی او در خونخواهی.
۵. یاماموتو (Yamamoto)
کاپیتان سابق و بنیانگذار ۱۳ جوخه گارد کسی نیست جز گنریوسای شیگکونی یاماموتو که یک سول ریپر بهشدت قوی بود و میتوانست همزمان با شونسوی کیوراکو و جوشیرو اوکیتاکه مواجه شود؛ بدون آنکه خم به ابرو بیاورد. سن بالای یاماموتو هم خرد و دانش بالایی به او میداد. یاماموتو به عنوان کسی که بیش از هزارسال زندگی کرده برای سول ریپرها منبعی مملو از دانش و تجربه بود. به گفتهی خودش، در طول این هزارسال حتی یک شینیگامی وجود نداشته که بتواند این کاپیتان-فرمانده سابق را شکست دهد.
یاماموتو گنریوسای به قدری قدرتمند بود که حتی آیزن از به چالش کشیدن مستقیم او میترسید. برای همین، در عوض راهی برای خنثی کردن شیکای پیرمرد ایجاد کرد؛ وگرنه درصورتی که هر دو رودررو میجنگیدند، آیزن احتمالا شکست میخورد. یوهاواخ هم در مواجهه با یاماموتو اول قدرتهای او را دزدید که نشان میدهد تنها راه شکست دادن یاماموتو، حذف کامل قدرتهایش بوده است.
زانپاکوتوی یاماموتو، ریوجین جاکا، آنقدر قدرتمند بود که به ندرت آن را بیرون میکشید؛ مثلا در یک حرکت سادهی ریوجین جاکا، همزمان سه اشترنریتر را ناکار کرد. قدرت بانکای یاماموتو به حدی بود که میتوانست در یک لحظه، کل سیریتی را بسوزاند؛ پس نمیتوانست بیمحابا آن را فعال کند. گفته شده این بانکای، زانکا نو تاچی، به قدری گرما تولید میکرد که خود سول سوسایتی بهخاطرش در معرض خطر بود. هرچیزی که بانکای یاماموتو ببرد، از صحنهی وجود محو میشود. خود یاماموتو ادعا کرده که این بانکای از قدرت خود خورشید بهرهمند است. او حتی میتواند از شمشیر خود استفاده کرده و روح کسانی را که پیشتر کشته فرابخواند تا به دشمنانش حمله کنند. این قدرت برای شخصیتی قهرمانگونه واقعا وحشتناک است.
۴. ایچیبه هیوسوبه (Ichibe Hyosube)
ایچیبه هیوسوبه یکی از شخصیتهای جذاب «بلیچ» و رهبر جوخه صفر، به عنوان یکی از قدیمیترین و قدرتمندترین سول ریپرهای موجود شناخته میشود. ایچیبه توانایی کنترل و تغییر نام واقعی یک شیء یا موجود را دارد که توانایی بهشدت قدرتمندی است. او همچنین اولین سول ریپری است که توانست بانکای را فعال کند؛ پیش از آنکه حتی برای این قدرت نامی وجود داشته باشد. ایچیبه بهخاطر بانکای خود این توانایی را دارد تا با نوک تیغهاش نام هرچیزی را که میخواهد تغییر دهد؛ یعنی میتواند افراد، اشیاء و حتی مفاهیم انتزاعی را با تغییر نام آنها دستکاری کند. او اولین بار این قدرت را روی یوهاواخ امتحان کرد. ایچیبه در مبارزه با یوهاواخ طلسمها و تکنیکهای مهمی مثل سنری تسوتنشو و فوتن تایساتسوریو را به کار برد.
همچنین، ایچیبه از طریق تکهتکه شدن کشته نمیشود. اگر کسی نام او را به زبان بیاورد، ایچیبه انرژی دریافت میکند و فرقی ندارد بدنش چند تکه شده باشد، میتواند خودش را بازسازی کند. بزرگترین حملهی ایچیبه چنان قدرتی دارد که میتواند روح را به طور کامل از بین ببرد؛ در چنین حالتی دیگر امکان تناسخ وجود ندارد. ایچیبه در نهایت به دست یوهاواخ و به خاطر توانایی او برای تغییر آینده شکست خورد؛ اما میتوان گفت هیچ قدرتی کمتر از آن، امکان نداشت ایچیبه را از پای درآورد.
۳. سوسوکه آیزن (Sōsuke Aizen)
سوسوکه آیزن یکی از بهترین شرورهای تاریخ انیمه است؛ به حدی که جملات ماندگارش در ذهن انیمهبازها ماندگار شدهاند. با وجود اینکه آیزن بین طرفداران محبوبیت زیادی دارد، اما او از شرورهایی است که میخواهد تعادل کل دنیا، جامعهی روح، دنیای انسانی و هوئکو موندو، را برهم بزند و برای رسیدن به هدف خود، هیچ چیز جلودارش نیست. برای آیزن اصلا مفاهیمی مثل شرافت، نجابت و همدلی معنا ندارد.
مشکل اصلی هم در اینجاست که آیزن آنقدر قدرتمند است که میتواند ایدهی این جهان کابوسوار را پیادهسازی کند. او که دستتنها با چندین کاپیتان گوتی ۱۳ مبارزه میکند، پیشتر کاپیتان جوخه ۵ بود اما از سول سوسایتی جدا شد تا پی اهداف خود برای فتح جهان را بگیرد. آیزن از وسیلهای به نام هوگیوکو برای ایجاد آرانکار استفاده کرد تا توناییهای خود را افزایش دهد. در نهایت با همین هوگیوکو ترکیب شد و به درجهای از قدرت بینهایت دست یافت. زانپاکوتوی او، کیوکو سویگتسو، قادر است توهمات بسیار واقعگرایانهای ایجاد کند که بر تمام حواس هرکسی که به آن نگاه میکند تأثیر میگذارد و این تقریبا شامل هر سول ریپری میشود. آیزن هرگز از بانکای خود استفاده نکرده است. ازآنجا که آیزن از کاپیتانهای سابق به حساب میآید، به احتمال زیادی بانکای دارد.
بااینکه آیزن با هوگیوکو در اوج قدرت خود بود، او در نهایت قدرتهای هوگیوکوی خود را از دست میدهد. اما حتی بدون هوگیوکو هم آیزن یکی از قدرتمندترین و ترسناکترین شخصیتهای «بلیچ» است که انرژی ماورایی شگفتانگیزی دارد. حتی خود یوهاواخ هم آیزن را یکی از قدرتمندترین افراد در سول سوسایتی قلمداد میکند.
۲. ایچیگو کوروساکی (Ichigo Kurosaki)
ایچیگو فقط یک انسان معمولی نیست؛ او پسر یک سول ریپر و یک کوئینسی است که تولد او تحت تأثیر یک هالو تغییرماهیتیافته (معروف به وایت) قرار گرفت. بنابراین، ایچیگو تقریبا از تمام قدرتهای شگفتانگیز گروههای مختلف «بلیچ» برخوردار است که به او مجموعهای از مهارتها و تواناییهایی داده که در هیچکس دیگری پیدا نمیشود؛ از فولبرینگ بگیر، تا شیکای و بانکای و ماسک هالوی او را هم نباید فراموش کرد. ایچیگو به عنوان یکی از قهرمانهای محبوب شونن، تقریبا هیچ محدودیتی از نظر قدرت ندارد. قدرت معنوی ایچیگو، به ویژه در پایان آرک «جنگ خونین هزارساله» به حدی میرسد که او را به رقیبی خطرناک برای هر اشترنریتری تبدیل میکند. او حتی میتواند برای افزایش قدرتهایش، خود را به حالتی هیولاگونه دربیاورد. البته به همین راحتیها نبود که ایچیگو کوروساکی بتواند تمام تواناییهایش را تحت کنترل بگیرد.
پروتاگونیست «بلیچ» در هر آرک تازه، تواناییهای جدیدی هم به دست میآورد. بااینکه موگتسو احتمالا شکل نهایی ایچیگو است، اما این قدرت پس از یکبار استفاده از بین میرود. در طول «جنگ خونین هزار ساله» زانپاکوتوی ایچیگو بازسازی میشود و بانکای جدیدی به دست میآورد. البته همچنان نمیتواند با قدرت صرف، یوهاواخ را شکست دهد. میزان قدرت این بانکای جدید هنوز نشان داده نشده، اما میتوانیم حدس بزنیم که فوقالعاده سهمگین خواهد بود.
۱. یوهاواخ (Yhwach)
وقتی صحبت از قدرتمندترین شخصیتهای «بلیچ» در میان است، هیچکس حتی به جایگاه یوهاواخ نزدیک هم نمیشود که بیشک قویترین فرد این فهرست است. فقط کافی است به نام و لقب او، قادر مطلق، رجوع کنید تا به توانایی خداگونهی او پی ببرید. این قدرت فقط به او اجازه نمیدهد آینده را ببیند، بلکه میتواند آینده را تغییر دهد و به نحوی بر جریان زمان تأثیر بگذارد که به نفع او باشد؛ مثلا او میتواند با انجام اقداماتی در آینده، مثل تخریب بانکای ایچیگو، بر زمان حال تأثیر بگذارد. مهم نیست که هرکسی چه نقشهای پیاده کند، یوهاواخ میتواند آن را ببیند و از تحققاش جلوگیری کند یا حتی کاملا تأثیرش را از بین ببرد. همین قدرت است که یوهاواخ را به موجودی شکستناپذیر تبدیل میکند.
در آرک «جنگ خونین هزارساله» میبینیم که یوهاواخ علاوه بر تواناییهای تهاجمی و دفاعی خود، میتواند با لمس دیگران، قدرتها، تجربیات و دانش آنها را بدزدد. این توانایی را هم دارد که به آنها شریفتهایی بدهد و سپس با کمک آوسولن این قدرتها را به خودش بازگرداند.
زمانی که یوهاواخ قدرت سول کینگ را به دست آورد، دیگر به معنای واقعی کلمه قدرتی خدایی یافت؛ به طوری که او میتواند جهان را به هر شکلی که دوست دارد تغییر شکل دهد. پس از جذب قدرت سول کینگ، حتی گوریوتنمتسو آیزن، یک طلسم هادو در سطح ۹۹ هم نمیتواند خراشی بر یوهاواخ بیندازد. در کل عالم «بلیچ» تنها یک نقطهضعف برای یوهاواخ وجود دارد: استیل سیلور (Still Silver). این ماده در قلب کسانی شکل میگیرد که یوهاواخ روی آنها آوسولن انجام میدهد. تماس با استیل سیلور باعث میشود یوهاواخ برای مدت کوتاهی قدرتهای خود را از دست داده و آسیبپذیر شود. با این حال، شکی در آن نیست که یوهاواخ قدرتمندترین شخصیت در کل «بلیچ» است.
منبع: Screenrant