همه‌چیز درباره‌ ذرات بنیادی؛ کوچک‌ترین اجزای تشکیل‌دهنده‌ی جهان

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۲۴ دقیقه
همه‌چیز درباره‌ ذرات بنیادی؛ کوچک‌ترین اجزای تشکیل‌دهنده‌ی جهان

جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، از کهکشان‌های بی‌کران تا سلول‌های بدن ما، همه و همه از ذرات بنیادی تشکیل شده‌اند. این ذرات، کوچک‌ترین اجزای سازنده‌ی ماده و نیروهای طبیعی هستند که نه‌تنها جهان مرئی، بلکه حتی آن بخش‌هایی از کیهان که هنوز کشف نشده‌اند را نیز شکل داده‌اند. اما ذرات بنیادی چیست و چرا درک آن‌ها این‌قدر اهمیت دارد؟ در طول تاریخ، ذهن کنجکاو بشر همیشه به دنبال پاسخ این سؤال بوده که جهان از چه چیزی ساخته شده است. از نظریه‌ی چهار عنصر ارسطو تا مدل اتمی دموکریتوس، همواره تلاش‌هایی برای درک ساختار ماده صورت گرفته است. اما با پیشرفت فیزیک مدرن، مشخص شد که اتم‌ها نیز از ذرات کوچک‌تری تشکیل شده‌اند و این ذرات، همان چیزی هستند که امروزه آن‌ها را به نام “ذرات بنیادی” می‌شناسیم. فیزیک ذرات بنیادی یکی از مهم‌ترین شاخه‌های علم فیزیک است که به مطالعه‌ی این ذرات و نیروهایی که بین آن‌ها عمل می‌کنند می‌پردازد. امروزه، مدل استاندارد فیزیک ذرات به‌عنوان دقیق‌ترین چارچوب علمی برای توصیف این ذرات شناخته می‌شود. اما آیا این مدل کافی است؟ آیا هنوز ذراتی وجود دارند که کشف نشده‌اند؟ چگونه این ذرات، ساختار کیهان را شکل می‌دهند؟ در این مقاله، نگاهی جامع به ماهیت ذرات بنیادی، انواع آن‌ها، تعدادشان، ارتباطشان با نظریه‌ی میدان‌ها و نقششان در شکل‌گیری نیروهای طبیعت خواهیم داشت.

ذرات بنیادی چیست؟

جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، در سطح کلان از ستارگان، کهکشان‌ها و خوشه‌های کهکشانی تشکیل شده است، اما وقتی این ساختارها را به کوچک‌ترین اجزای ممکن بشکنیم، در نهایت به ذرات بنیادی می‌رسیم. این ذرات کوچک‌ترین واحدهای شناخته‌شده‌ی جهان هستند که دیگر به اجزای کوچک‌تری تقسیم نمی‌شوند و تمام ماده و انرژی موجود در کیهان را تشکیل می‌دهند. در گذشته، تصور می‌شد که اتم‌ها کوچک‌ترین واحد ماده هستند، اما با پیشرفت فیزیک، مشخص شد که اتم‌ها خود از ذرات کوچک‌تری مانند پروتون، نوترون و الکترون تشکیل شده‌اند. اما حتی پروتون و نوترون نیز ساختار بنیادی ندارند و از اجزای کوچکتری به نام کوارک‌ها ساخته شده‌اند. همین موضوع، علم فیزیک را به دنیای شگفت‌انگیز ذرات بنیادی سوق داد.

ذرات بنیادی چیست؟

امروزه، فیزیکدانان از مدل استاندارد فیزیک ذرات برای توصیف این ذرات و نحوه‌ی تعامل آن‌ها استفاده می‌کنند. این مدل نشان می‌دهد که تمام مواد موجود در طبیعت از ترکیب فرمیون‌ها (کوارک‌ها و لپتون‌ها) تشکیل شده‌اند و نیروهای بنیادین بین آن‌ها از طریق بوزون‌ها منتقل می‌شود. در مجموع، مدل استاندارد تاکنون ۱۷ نوع ذره‌ی بنیادی را شناسایی کرده است، اما همچنان این احتمال وجود دارد که ذرات بیشتری وجود داشته باشند که هنوز کشف نشده‌اند. شناخت ذرات بنیادی نه‌تنها در درک ساختار ماده اهمیت دارد، بلکه می‌تواند به حل برخی از بزرگ‌ترین معماهای کیهانی کمک کند. برای مثال، فیزیکدانان هنوز نمی‌دانند ماده‌ی تاریک که حدود ۸۵ درصد از جرم جهان را تشکیل می‌دهد، از چه چیزی ساخته شده است. همچنین، ماهیت نیروی گرانش در سطح کوانتومی هنوز به‌درستی مشخص نشده است. بررسی ذرات بنیادی و تعاملات آن‌ها می‌تواند کلید پاسخ به این سؤالات باشد و مسیر علم را برای کشف رازهای پنهان جهان هموار کند.

فیزیک ذرات بنیادی چیست؟

فیزیک ذرات بنیادی، شاخه‌ای از علم فیزیک است که به مطالعه‌ی کوچک‌ترین اجزای تشکیل‌دهنده‌ی جهان و نیروهایی که بین آن‌ها عمل می‌کنند، می‌پردازد. این علم، پایه‌ی بسیاری از فناوری‌های پیشرفته‌ی امروزی است و علاوه بر درک ساختار ماده، در پزشکی، الکترونیک و حتی صنایع هسته‌ای نیز کاربرد دارد. در قرن بیستم، با پیشرفت مکانیک کوانتومی، دانشمندان دریافتند که فیزیک کلاسیک دیگر قادر به توضیح بسیاری از پدیده‌های مشاهده‌شده در مقیاس اتمی و زیراتمی نیست. به همین دلیل، مدل‌های جدیدی برای درک رفتار ذرات بنیادین توسعه داده شد که درنهایت به شکل‌گیری مدل استاندارد فیزیک ذرات منجر شد.

فیزیک ذرات بنیادی، علاوه بر توصیف ساختار ماده، به بررسی نیروهای بنیادین طبیعت نیز می‌پردازد. چهار نیروی اصلی در طبیعت وجود دارد که ذرات بنیادی از طریق آن‌ها با یکدیگر تعامل دارند:

۱. نیروی الکترومغناطیسی که توسط فوتون‌ها منتقل می‌شود و مسئول رفتار الکترون‌ها و امواج الکترومغناطیسی است.
۲. نیروی هسته‌ای قوی که کوارک‌ها را کنار هم نگه می‌دارد و موجب پایداری پروتون‌ها و نوترون‌ها می‌شود.
۳. نیروی هسته‌ای ضعیف که در فرآیندهای واپاشی هسته‌ای مانند رادیواکتیویته نقش دارد.
۴. نیروی گرانش که توسط ذره‌ای به نام گراویتون فرض می‌شود، اما تاکنون در مدل استاندارد تأیید نشده است.

فیزیک ذرات بنیادی چیست؟

یکی از مهم‌ترین ابزارهایی که دانشمندان برای مطالعه‌ی فیزیک ذرات بنیادی استفاده می‌کنند، شتاب‌دهنده‌های ذرات مانند برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) در سرن است. این آزمایشگاه‌ها امکان بررسی برخورد ذرات با انرژی‌های بسیار بالا را فراهم می‌کنند و تاکنون منجر به کشف ذراتی مانند بوزون هیگز شده‌اند. باوجود تمام موفقیت‌های فیزیک ذرات بنیادی، هنوز بسیاری از سؤالات علمی بی‌پاسخ باقی مانده است. برای مثال، مدل استاندارد قادر به توضیح ماهیت گرانش در مقیاس کوانتومی، انرژی تاریک و ماده‌ی تاریک نیست. به همین دلیل، دانشمندان در جست‌وجوی نظریه‌های جدیدی هستند که بتوانند محدودیت‌های مدل استاندارد را برطرف کنند.

انواع ذرات بنیادی

مدل استاندارد، ذرات بنیادی را به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌کند:

۱. فرمیون‌ها (ذرات تشکیل‌دهنده‌ی ماده): این گروه شامل کوارک‌ها و لپتون‌ها است که ساختار تمامی مواد موجود در طبیعت را تشکیل می‌دهند.

۲. بوزون‌ها (ذرات حامل نیرو): این گروه شامل ذراتی است که نیروهای چهارگانه‌ی طبیعت را انتقال می‌دهند.

انواع ذرات بنیادی

کوارک‌ها، که شش نوع مختلف دارند، اجزای تشکیل‌دهنده‌ی پروتون و نوترون هستند و با نیروی هسته‌ای قوی کنار هم نگه داشته می‌شوند. لپتون‌ها نیز شامل الکترون، میون، تاو و سه نوع نوترینو هستند که نقش مهمی در تعاملات الکترومغناطیسی و فرآیندهای واپاشی دارند.

در مقابل، بوزون‌ها شامل فوتون، گلوئون، بوزون‌های W و Z و بوزون هیگز هستند. فوتون‌ها نیروی الکترومغناطیسی را منتقل می‌کنند، گلوئون‌ها نیروی هسته‌ای قوی را کنترل می‌کنند و بوزون‌های W و Z در تعاملات هسته‌ای ضعیف شرکت دارند. بوزون هیگز نیز که در سال ۲۰۱۲ کشف شد، مسئول جرم‌بخشیدن به سایر ذرات بنیادی است و یکی از مهم‌ترین کشفیات فیزیک مدرن به شمار می‌آید. علاوه بر این ذرات، برخی نظریه‌های فیزیکی پیشنهاد می‌کنند که ذرات بیشتری در جهان وجود دارد که هنوز کشف نشده‌اند. به‌عنوان مثال، در نظریه‌ی ابرتقارن، پیشنهاد شده که برای هر ذره‌ی شناخته‌شده در مدل استاندارد، یک ذره‌ی همتای سنگین‌تر نیز وجود دارد که هنوز توسط آزمایش‌های تجربی تأیید نشده است.

تلسکوپ مدل 50MM NEW 2024
3 %
3,000,000
2,910,000 تومان
badge-icon
100+ نفر به این کالا علاقه دارند

تعداد ذرات بنیادی؛ چند ذره‌ی بنیادی در جهان وجود دارد؟

یکی از پرسش‌های اساسی در فیزیک ذرات بنیادی این است که دقیقاً چند ذره‌ی بنیادی در جهان وجود دارد. مدل استاندارد فیزیک ذرات، تاکنون ۱۷ نوع ذره‌ی بنیادی شناخته‌شده را معرفی کرده است که در دو دسته‌ی کلی فرمیون‌ها، که ذرات سازنده‌ی ماده هستند، و بوزون‌ها، که ذرات حامل نیرو محسوب می‌شوند، قرار می‌گیرند.

فرمیون‌ها شامل کوارک‌ها و لپتون‌ها هستند که در مجموع ۱۲ ذره‌ی بنیادی را تشکیل می‌دهند. کوارک‌ها شش نوع دارند که شامل بالا، پایین، شگفت، سر، ته و حقیقت هستند. این ذرات، اجزای اصلی پروتون و نوترون را تشکیل می‌دهند و در کنار یکدیگر، ساختار اتم‌ها و درنهایت ماده‌ی پیرامون ما را به وجود می‌آورند. از سوی دیگر، لپتون‌ها نیز شامل الکترون، میون، تاو و سه نوع نوترینو هستند که هرکدام ویژگی‌های خاص خود را دارند. الکترون یکی از کلیدی‌ترین ذرات بنیادی است که در تمام اتم‌ها یافت می‌شود و نقش تعیین‌کننده‌ای در تعاملات الکترومغناطیسی ایفا می‌کند. میون و تاو نسخه‌های سنگین‌تر الکترون هستند که در شرایط خاص، مانند برخوردهای پرانرژی یا پرتوهای کیهانی، تولید می‌شوند. نوترینوها نیز از اسرارآمیزترین ذرات بنیادی هستند که تقریباً بدون جرم بوده و با ماده بسیار کم تعامل دارند.

بوزون‌ها دسته‌ای از ذرات بنیادی هستند که نیروهای چهارگانه‌ی طبیعت را انتقال می‌دهند و شامل فوتون، گلوئون، بوزون‌های W و Z و بوزون هیگز هستند. فوتون‌ها نیروی الکترومغناطیسی را انتقال می‌دهند و یکی از پرکاربردترین ذرات بنیادی در زندگی روزمره محسوب می‌شوند، زیرا نور، امواج رادیویی و حتی اشعه‌های ایکس همگی نتیجه‌ی تعاملات فوتونی هستند. گلوئون‌ها مسئول نیروی هسته‌ای قوی هستند که کوارک‌ها را کنار هم نگه می‌دارد و نقش حیاتی در پایداری ساختار اتم‌ها دارد. بوزون‌های W و Z در نیروی هسته‌ای ضعیف مشارکت دارند و در پدیده‌هایی مانند واپاشی رادیواکتیو تأثیرگذارند. بوزون هیگز که در سال ۲۰۱۲ کشف شد، مسئول ایجاد جرم در سایر ذرات بنیادی است و یکی از مهم‌ترین کشفیات فیزیک مدرن محسوب می‌شود.

تعداد ذرات بنیادی؛ چند ذره‌ی بنیادی در جهان وجود دارد؟

باوجود اینکه مدل استاندارد تاکنون توانسته ۱۷ ذره‌ی بنیادی را شناسایی کند، اما بسیاری از دانشمندان معتقدند که این عدد ممکن است بیشتر باشد. مدل استاندارد همچنان قادر به توضیح برخی از پدیده‌های مشاهده‌شده در کیهان نیست. به‌عنوان مثال، گرانش در مدل استاندارد جایی ندارد و هنوز نیروی گرانش با دیگر نیروهای بنیادی ادغام نشده است. علاوه بر آن، ماده‌ی تاریک که بخش عظیمی از جرم کیهان را تشکیل می‌دهد، هنوز به‌درستی شناسایی نشده است و مدل استاندارد هیچ توضیحی برای ماهیت آن ارائه نمی‌دهد. همچنین، نوترینوها که در گذشته تصور می‌شد بدون جرم هستند، طبق آزمایش‌های جدید، جرمی هرچند ناچیز دارند و این کشف، سؤالاتی را درباره‌ی کامل‌بودن مدل استاندارد ایجاد کرده است.

برخی نظریه‌ها مانند نظریه‌ی ابرتقارن پیشنهاد می‌دهند که برای هر ذره‌ی بنیادی، یک همتای سنگین‌تر وجود دارد که هنوز کشف نشده است. نظریه‌ی ریسمان نیز احتمال وجود ذرات جدید را مطرح می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که تمامی ذرات بنیادی ممکن است نوساناتی از ریسمان‌های فوق‌العاده کوچک باشند. هنوز شواهد تجربی کافی برای تأیید این نظریه‌ها وجود ندارد، اما بسیاری از فیزیکدانان در تلاش هستند تا از طریق آزمایش‌های برخورددهنده‌های ذرات، شواهدی برای وجود ذرات فراتر از مدل استاندارد پیدا کنند.

ذرات بنیادی و نظریه‌ی میدان‌ها

فیزیک ذرات بنیادی به ما نشان داده که تمام اجزای جهان از ذرات بسیار کوچکی تشکیل شده‌اند، اما پرسش مهم‌تر این است که چگونه این ذرات با یکدیگر تعامل دارند و چه چیزی آن‌ها را به هم متصل می‌کند؟ اینجاست که نظریه‌ی میدان‌های کوانتومی وارد عمل می‌شود. این نظریه بیان می‌کند که هر ذره‌ی بنیادی در حقیقت برانگیختگی یک میدان کوانتومی در سراسر فضا است.

برخلاف تصور کلاسیک که ذرات را به‌عنوان اجسام مجزا در نظر می‌گیرد، نظریه‌ی میدان‌ها توضیح می‌دهد که فضا خالی نیست، بلکه از میدان‌هایی تشکیل شده است که در سراسر کیهان گسترده شده‌اند. برای هر نوع ذره، یک میدان مشخص وجود دارد که بر اساس برهم‌کنش‌های کوانتومی، ذراتی را که مشاهده می‌کنیم تولید می‌کند. به‌عنوان مثال، الکترون‌ها نتیجه‌ی برانگیختگی “میدان الکترون” هستند، فوتون‌ها از “میدان الکترومغناطیسی” سرچشمه می‌گیرند و بوزون هیگز نیز از “میدان هیگز” ایجاد می‌شود.

ذرات بنیادی و نظریه‌ی میدان‌ها

یکی از موفق‌ترین نظریه‌هایی که در چارچوب میدان‌های کوانتومی توسعه داده شد، مدل استاندارد فیزیک ذرات است. این مدل، رفتار و تعاملات ذرات بنیادی را به‌طور دقیق توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه بوزون‌ها به‌عنوان حامل‌های نیرو، برهم‌کنش‌های بین ذرات ماده را امکان‌پذیر می‌کنند. اما این مدل یک نقص بزرگ دارد؛ نمی‌تواند گرانش را توضیح دهد. درحالی‌که الکترومغناطیس، نیروی هسته‌ای قوی و نیروی هسته‌ای ضعیف به‌خوبی در مدل استاندارد جای گرفته‌اند، اما نیروی گرانش در این چارچوب نمی‌گنجد. این یکی از چالش‌های اساسی فیزیک مدرن است که دانشمندان همچنان در تلاش برای حل آن هستند.

نظریه‌ی میدان‌های کوانتومی نه‌تنها در فیزیک نظری، بلکه در فناوری‌های عملی نیز نقش کلیدی دارد. بسیاری از تکنولوژی‌های مدرن، از جمله الکترونیک، محاسبات کوانتومی و حتی تصویربرداری پزشکی، بر پایه‌ی اصول این نظریه بنا شده‌اند. برای مثال، رفتار نیمه‌رساناها در مدارهای الکترونیکی و تراشه‌های کامپیوتری بر اساس پدیده‌هایی که در سطح کوانتومی رخ می‌دهند، قابل درک است. همچنین، فناوری‌هایی مانند لیزر و تصویربرداری تشدید مغناطیسی (MRI) مستقیماً از اصول نظریه‌ی میدان‌های کوانتومی بهره می‌برند.

بااین‌حال، باوجود تمام موفقیت‌های نظریه‌ی میدان‌های کوانتومی، همچنان سؤالاتی بی‌پاسخ باقی مانده است. چرا گرانش را نمی‌توان در این نظریه گنجاند؟ آیا میدان‌های جدیدی وجود دارند که هنوز کشف نشده‌اند؟ چگونه می‌توان مدل استاندارد را گسترش داد تا توضیحی جامع‌تر برای ساختار جهان ارائه شود؟ این پرسش‌ها باعث شده که دانشمندان به‌دنبال نظریه‌های فراتر از مدل استاندارد باشند، نظریه‌هایی که بتوانند محدودیت‌های فعلی را برطرف کرده و تصویری کامل‌تر از جهان ارائه دهند.

فراتر از مدل استاندارد؛ آیا نظریه‌ای جامع‌تر وجود دارد؟

مدل استاندارد یکی از موفق‌ترین نظریه‌های علمی در تاریخ فیزیک است، اما همچنان قادر به توضیح برخی از پدیده‌های مشاهده‌شده در جهان نیست. درحالی‌که این مدل به‌طور دقیق رفتار ذرات بنیادی شناخته‌شده را توصیف می‌کند، اما پرسش‌های مهمی را بی‌پاسخ می‌گذارد. ازجمله‌ی این پرسش‌ها می‌توان به ماهیت ماده‌ی تاریک، انرژی تاریک و چگونگی گنجاندن گرانش در مدل استاندارد اشاره کرد.

یکی از نظریه‌هایی که پیشنهاد شده تا بتواند این محدودیت‌ها را برطرف کند، نظریه‌ی ابرتقارن (Supersymmetry) است. این نظریه بیان می‌کند که برای هر ذره‌ی شناخته‌شده در مدل استاندارد، یک همتای سنگین‌تر وجود دارد که هنوز کشف نشده است. اگر این نظریه درست باشد، می‌تواند بسیاری از مشکلات مدل استاندارد را برطرف کند، از جمله توضیحی برای ماهیت ماده‌ی تاریک ارائه دهد. اما تاکنون، برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) هیچ نشانه‌ای از این ذرات ابرتقارن را مشاهده نکرده است، که این مسئله باعث ایجاد تردیدهایی در مورد اعتبار این نظریه شده است.

فراتر از مدل استاندارد؛ آیا نظریه‌ای جامع‌تر وجود دارد؟

یکی دیگر از نظریه‌های پیشنهادی، نظریه‌ی ریسمان (String Theory) است که بیان می‌کند تمام ذرات بنیادی، درواقع نوساناتی از ریسمان‌های فوق‌العاده کوچک هستند که در ابعاد بالاتر از آنچه ما می‌توانیم مشاهده کنیم، ارتعاش دارند. این نظریه یکی از جذاب‌ترین تلاش‌ها برای ترکیب گرانش با دیگر نیروهای بنیادی است، اما همچنان شواهد تجربی کافی برای تأیید آن وجود ندارد. علاوه بر این، برخی فیزیکدانان پیشنهاد داده‌اند که شاید مدل استاندارد فقط بخش کوچکی از یک چارچوب نظری گسترده‌تر باشد. برای مثال، ممکن است نیروها و ذرات جدیدی وجود داشته باشند که در انرژی‌های بالاتر ظاهر می‌شوند و تاکنون در آزمایش‌های ما قابل شناسایی نبوده‌اند.

اگرچه مدل استاندارد موفقیت‌های چشمگیری در توضیح ساختار ماده و نیروهای بنیادی داشته است، اما همچنان ناقص است. دانشمندان در تلاش‌اند تا با استفاده از آزمایش‌های پیشرفته‌تر و بررسی داده‌های جدید، به نظریه‌ای جامع‌تر دست یابند که بتواند تمام جنبه‌های فیزیک را در بر بگیرد.

تلسکوپ کامار مدل 450X NEW 2024 به همراه سه پایه
4,350,000 تومان
badge-icon
100+ نفر به این کالا علاقه دارند
badge-icon
در سبد خرید 20+ نفر
badge-icon
100+ نفر به این کالا علاقه دارند

آینده‌ی فیزیک ذرات بنیادی؛ چه چیزهایی هنوز کشف نشده‌اند؟

فیزیک ذرات بنیادی تاکنون مسیر شگفت‌انگیزی را طی کرده است. از کشف الکترون و پروتون در اوایل قرن بیستم تا شناسایی بوزون هیگز در سال ۲۰۱۲، هر کشف جدید در این حوزه، درک ما از جهان را دگرگون کرده است. بااین‌حال، هنوز بسیاری از پرسش‌های بنیادی درباره‌ی ساختار کیهان بی‌پاسخ مانده‌اند و دانشمندان در تلاش‌اند تا به کمک فناوری‌های پیشرفته و نظریه‌های نوین، پاسخی برای این پرسش‌ها بیابند. اما این پرسش‌های بی‌پاسخ چه هستند و آینده‌ی فیزیک ذرات بنیادی به چه سمتی خواهد رفت؟

یکی از بزرگ‌ترین معماهای فیزیک مدرن، ماهیت ماده‌ی تاریک است. مدل استاندارد فیزیک ذرات نمی‌تواند توضیحی برای وجود این ماده ارائه دهد، درحالی‌که محاسبات کیهان‌شناسی نشان می‌دهند که حدود ۸۵ درصد از جرم کل جهان را ماده‌ای ناشناخته تشکیل داده است که هیچ تعاملی با نور ندارد و فقط از طریق اثرات گرانشی آن قابل شناسایی است. برخی نظریه‌ها پیشنهاد می‌دهند که ماده‌ی تاریک ممکن است از ذرات بنیادی ناشناخته‌ای به نام WIMP (ذرات پرجرم با برهم‌کنش ضعیف) تشکیل شده باشد، اما تاکنون هیچ آزمایشی نتوانسته این ذرات را شناسایی کند.

از سوی دیگر، گرانش همچنان معمایی حل‌نشده در فیزیک ذرات بنیادی است. درحالی‌که مدل استاندارد به‌طور دقیق سه نیروی بنیادی دیگر (الکترومغناطیس، نیروی هسته‌ای قوی و نیروی هسته‌ای ضعیف) را توصیف می‌کند، اما گرانش در این مدل جایگاهی ندارد. نظریه‌ی نسبیت عام اینشتین توضیحی دقیق از گرانش در مقیاس کلان ارائه می‌دهد، اما در مقیاس کوانتومی، هنوز چگونگی تعامل گرانش با ذرات بنیادی مشخص نیست. فیزیکدانان به‌دنبال ارائه‌ی یک نظریه‌ی گرانش کوانتومی هستند که بتواند گرانش را در کنار سایر نیروهای طبیعت توصیف کند.

آینده‌ی فیزیک ذرات بنیادی؛ چه چیزهایی هنوز کشف نشده‌اند؟

یکی دیگر از پرسش‌های کلیدی فیزیک ذرات، ماهیت انرژی تاریک است. انرژی تاریک مفهومی است که برای توضیح انبساط شتاب‌دار کیهان مطرح شده است. برخلاف ماده‌ی تاریک که از طریق گرانش بر کهکشان‌ها تأثیر می‌گذارد، انرژی تاریک نیرویی است که به‌نظر می‌رسد باعث می‌شود جهان با سرعت بیشتری گسترش یابد. اما تاکنون هیچ ذره‌ی بنیادی یا مکانیزمی برای توضیح این پدیده ارائه نشده است و دانشمندان همچنان در تلاش‌اند تا بفهمند آیا انرژی تاریک از نوعی میدان کوانتومی جدید ناشی می‌شود یا نتیجه‌ای از یک قانون ناشناخته‌ی فیزیک است.

علاوه بر این معماها، احتمال وجود ذرات بنیادی جدید نیز مطرح است. مدل استاندارد فیزیک ذرات، تنها در انرژی‌های خاصی قابل‌اعتماد است و ممکن است در انرژی‌های بالاتر، ذرات ناشناخته‌ای پدیدار شوند که تاکنون قابل شناسایی نبوده‌اند. برای مثال، برخی نظریه‌ها پیشنهاد می‌دهند که در برخوردهای پرانرژی، ذرات ابرمتقارن (ذرات پیش‌بینی‌شده در نظریه‌ی ابرتقارن) آشکار خواهند شد. آزمایش‌هایی مانند برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) در سرن، به‌دنبال کشف چنین ذراتی هستند و در سال‌های آینده ممکن است شواهدی برای وجود آن‌ها به دست آورند.

بنابراین، آینده‌ی فیزیک ذرات بنیادی سرشار از پرسش‌های بی‌پاسخ اما هیجان‌انگیز است. پیشرفت‌های فناوری، از توسعه‌ی شتاب‌دهنده‌های قدرتمندتر تا بررسی داده‌های جدید کیهانی، می‌تواند ما را به درک عمیق‌تری از ساختار کیهان و ذرات بنیادی برساند. آیا می‌توانیم نظریه‌ای کامل و جامع ارائه دهیم که تمامی نیروهای طبیعت را توضیح دهد؟ آیا کشفیات جدید، مدل استاندارد را گسترش خواهند داد یا آن را کاملاً دگرگون خواهند کرد؟ این‌ها سؤالاتی هستند که دانشمندان در دهه‌های آینده به‌دنبال پاسخ آن‌ها خواهند بود.

چگونه شتاب‌دهنده‌های ذرات به کشف ذرات بنیادی جدید کمک می‌کنند؟

شتاب‌دهنده‌های ذرات یکی از مهم‌ترین ابزارهای علمی هستند که به دانشمندان امکان می‌دهند تا ساختار ذرات بنیادی را با دقت بسیار بالا مطالعه کنند. این دستگاه‌های پیشرفته، ذراتی مانند پروتون‌ها یا الکترون‌ها را تا سرعت‌های بسیار بالا شتاب می‌دهند و سپس آن‌ها را به یکدیگر یا به اهداف ثابتی برخورد می‌دهند. در اثر این برخوردها، انرژی زیادی آزاد می‌شود که می‌تواند منجر به تولید ذرات جدیدی شود که در شرایط عادی قابل مشاهده نیستند. این فرآیند مشابه شرایطی است که در نخستین لحظات پس از انفجار بزرگ (بیگ‌بنگ) رخ داده است.

یکی از بزرگ‌ترین شتاب‌دهنده‌های ذرات جهان، برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) در سازمان تحقیقات هسته‌ای اروپا (CERN) است. این شتاب‌دهنده که در تونلی به طول ۲۷ کیلومتر در زیر زمین سوئیس و فرانسه ساخته شده، پروتون‌ها را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به یکدیگر برخورد می‌دهد. در سال ۲۰۱۲، LHC توانست بوزون هیگز را کشف کند، ذره‌ای که مسئول ایجاد جرم در سایر ذرات بنیادی است. این کشف یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فیزیک مدرن محسوب می‌شود و تأییدی بر پیش‌بینی‌های مدل استاندارد بود.

چگونه شتاب‌دهنده‌های ذرات به کشف ذرات بنیادی جدید کمک می‌کنند؟

بااین‌حال، دانشمندان همچنان به‌دنبال ذرات ناشناخته‌ی جدید هستند که ممکن است مدل استاندارد را گسترش دهند یا حتی آن را تغییر دهند. به‌عنوان‌مثال، یکی از اهداف LHC در آینده، بررسی وجود ذرات ابرتقارن است که نظریه‌ی ابرتقارن (Supersymmetry) پیشنهاد داده است. این ذرات می‌توانند توضیحی برای ماهیت ماده‌ی تاریک ارائه دهند، اما تاکنون هیچ نشانه‌ای از آن‌ها یافت نشده است.

شتاب‌دهنده‌های جدیدتر و قدرتمندتری نیز در حال طراحی هستند. برخورددهنده‌ی الکترون-پوزیترون آینده (FCC) یکی از پروژه‌هایی است که قرار است در دهه‌های آینده جایگزین LHC شود. این برخورددهنده‌ی عظیم، قادر خواهد بود ذرات بنیادی را با دقت بیشتری بررسی کند و احتمالاً به کشف فیزیکی فراتر از مدل استاندارد کمک کند. علاوه بر این، فناوری‌های نوینی مانند شتاب‌دهنده‌های پلاسمایی و شتاب‌دهنده‌های لیزری نیز در حال توسعه هستند. این روش‌ها ممکن است راه‌هایی سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر برای مطالعه‌ی فیزیک ذرات ارائه دهند. درمجموع، آینده‌ی شتاب‌دهنده‌های ذرات بسیار هیجان‌انگیز است و ممکن است در دهه‌های آینده، شاهد کشف‌هایی باشیم که دانش ما را درباره‌ی جهان دگرگون کند.

آیا ممکن است ذرات بنیادی ناشناخته‌ای در جهان وجود داشته باشند؟

مدل استاندارد فیزیک ذرات، تاکنون توانسته بسیاری از جنبه‌های رفتار ذرات بنیادی را توضیح دهد، اما شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد ممکن است ذرات ناشناخته‌ی دیگری در کهکشان راه شیری و حتی فراتر از آن، در کهکشان آندرومدا، وجود داشته باشند که هنوز کشف نشده‌اند. برخی از این ذرات ممکن است کلید حل معماهای بزرگی مانند ماهیت ماده‌ی تاریک، انرژی تاریک و حتی گرانش کوانتومی باشند.

یکی از مهم‌ترین کاندیداهای ذرات ناشناخته، ذرات تشکیل‌دهنده‌ی ماده‌ی تاریک هستند. مشاهدات کیهان‌شناسی نشان می‌دهد که ماده‌ی تاریک حدود ۸۵ درصد از جرم کیهان را تشکیل می‌دهد، اما هیچ‌کدام از ذرات مدل استاندارد قادر به توضیح ویژگی‌های این ماده نیستند. برخی نظریه‌ها پیشنهاد می‌دهند که ماده‌ی تاریک ممکن است از ذرات سنگین با برهم‌کنش ضعیف (WIMPs) یا اکسیون‌ها تشکیل شده باشد، اما تاکنون هیچ آزمایش مستقیمی این ذرات را مشاهده نکرده است. علاوه بر ماده‌ی تاریک، برخی فیزیکدانان معتقدند که ممکن است ذرات جدیدی در ابعاد بالاتر از فضا-زمان وجود داشته باشند. نظریه‌ی ریسمان، که یکی از تلاش‌های اصلی برای فراتر رفتن از مدل استاندارد است، پیشنهاد می‌دهد که ممکن است ذراتی وجود داشته باشند که در ابعاد اضافی فضا-زمان قرار گرفته‌اند و به همین دلیل، تاکنون در آزمایش‌ها مشاهده نشده‌اند.

آیا ممکن است ذرات بنیادی ناشناخته‌ای در جهان وجود داشته باشند؟

 

برخی دیگر از نظریه‌ها، احتمال وجود نوترینوی استریل را مطرح کرده‌اند. نوترینوها ذرات بنیادی سبکی هستند که به‌سختی با ماده تعامل دارند، اما نوترینوی استریل، اگر وجود داشته باشد، می‌تواند حتی از این هم کم‌تعامل‌تر باشد و تنها از طریق نیروی گرانش با دیگر ذرات برهم‌کنش کند. کشف این ذره می‌تواند توضیحی برای برخی از ناسازگاری‌های موجود در داده‌های کیهانی باشد. تلاش‌های زیادی برای کشف این ذرات ناشناخته در جریان است. آزمایش‌هایی مانند XENON1T در ایتالیا و LUX-ZEPLIN در آمریکا در حال جست‌وجوی مستقیم ماده‌ی تاریک هستند. همچنین، برخورددهنده‌های ذرات مانند LHC در تلاش‌اند تا از طریق بررسی برخوردهای پرانرژی، نشانه‌هایی از ذرات جدید بیابند.

اگر چنین ذراتی کشف شوند، می‌توانند تحولی اساسی در فیزیک ذرات بنیادی ایجاد کنند و مدل استاندارد را فراتر ببرند. علاوه بر این، شناخت این ذرات می‌تواند درک ما را از ساختار کلی کیهان، از سیاره‌ها گرفته تا صورت‌های فلکی عظیمی که منظومه شمسی را در بر گرفته‌اند، دگرگون کند.

تلسکوپ آیبکس مدل Nova 400
2,070,000 تومان
badge-icon
400+ نفر به این کالا علاقه دارند
badge-icon
1000+ بازدید در 24 ساعت اخیر
badge-icon
400+ نفر به این کالا علاقه دارند

چگونه فیزیک ذرات بنیادی می‌تواند بر آینده‌ی فناوری تأثیر بگذارد؟

فیزیک ذرات بنیادی تنها یک شاخه‌ی نظری از علم نیست، بلکه تأثیرات عظیمی بر فناوری‌های مدرن دارد و می‌تواند مسیر پیشرفت بشر را تغییر دهد. بسیاری از فناوری‌هایی که امروزه در زندگی روزمره از آن‌ها استفاده می‌کنیم، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم، حاصل تحقیقات در زمینه‌ی فیزیک ذرات بنیادی هستند.

یکی از مهم‌ترین کاربردهای این علم، در پزشکی و تصویربرداری پزشکی است. برای مثال، تکنولوژی PET Scan (تصویربرداری با انتشار پوزیترون)، که در بیمارستان‌ها برای تشخیص بیماری‌هایی مانند سرطان استفاده می‌شود، مستقیماً از یافته‌های فیزیک ذرات بهره می‌برد. علاوه بر این، شتاب‌دهنده‌های ذرات در پرتودرمانی برای از بین بردن سلول‌های سرطانی به کار می‌روند و دقت بالایی در درمان این بیماری دارند.

یکی دیگر از حوزه‌هایی که فیزیک ذرات می‌تواند تحولی بزرگ در آن ایجاد کند، تولید انرژی از طریق همجوشی هسته‌ای است. همجوشی، فرایندی است که در خورشید رخ می‌دهد و اگر بتوان آن را روی زمین کنترل کرد، می‌تواند منبعی نامحدود از انرژی پاک را فراهم کند. پروژه‌هایی مانند راکتور ITER در اروپا در حال تلاش برای دستیابی به همجوشی کنترل‌شده هستند و پیشرفت در فیزیک ذرات بنیادی می‌تواند نقشی اساسی در موفقیت این فناوری ایفا کند. برخی تحقیقات حتی در حال بررسی امکان تولید انرژی از منابعی شبیه به فرآیندهای هسته‌ای در سیاره مشتری هستند، زیرا ویژگی‌های جو این سیاره می‌تواند سرنخ‌هایی درباره‌ی امکان استفاده از همجوشی هسته‌ای در شرایط مختلف ارائه دهد.

چگونه فیزیک ذرات بنیادی می‌تواند بر آینده‌ی فناوری تأثیر بگذارد؟

علاوه بر پزشکی و انرژی، محاسبات کوانتومی نیز یکی از زمینه‌هایی است که مستقیماً تحت تأثیر فیزیک ذرات بنیادی قرار دارد. در رایانش کوانتومی، از اصول مکانیک کوانتومی برای انجام پردازش‌هایی استفاده می‌شود که با کامپیوترهای معمولی امکان‌پذیر نیستند. درک بهتر از رفتار ذرات بنیادی می‌تواند باعث بهبود فناوری‌های کوانتومی و افزایش کارایی این رایانه‌ها شود.

فیزیک ذرات بنیادی همچنین تأثیرات گسترده‌ای بر صنعت هوافضا، ارتباطات و امنیت اطلاعات خواهد داشت. با کشفیات جدید، ممکن است فناوری‌هایی مانند ارتباطات کوانتومی و پیشرانه‌های مبتنی بر همجوشی به واقعیت تبدیل شوند و مسیر پیشرفت تمدن بشری را متحول کنند. حتی برخی دانشمندان پیشنهاد داده‌اند که ذرات بنیادی می‌توانند نقش مهمی در پدیده‌های مغناطیسی خاصی که در حلقه‌های سیاره زحل مشاهده شده‌اند داشته باشند، که درک این فرآیندها می‌تواند به توسعه‌ی فناوری‌های نوین در حوزه‌ی مغناطیس و انرژی منجر شود. با ادامه‌ی تحقیقات در این حوزه، آینده‌ای پر از شگفتی‌های علمی و نوآوری‌های تکنولوژیک در انتظار ما خواهد بود.

نقش ذرات بنیادی در توسعه‌ی بمب اتم

فیزیک ذرات بنیادی نه‌تنها نقش اساسی در درک ماهیت جهان دارد، بلکه تأثیرات عمیقی بر فناوری‌های نظامی، از جمله توسعه‌ی بمب اتمی داشته است. کشف ویژگی‌های ذرات بنیادین، به‌ویژه نحوه‌ی تعامل هسته‌ی اتم‌ها، مسیر علم را به سمت مهار انرژی عظیمی که در دل مواد رادیواکتیو نهفته بود، هدایت کرد. اما چگونه این دانش منجر به ساخت سلاح‌های هسته‌ای شد و چرا فیزیک ذرات بنیادی در این زمینه اهمیت دارد؟

در اوایل قرن بیستم، دانشمندان دریافتند که اتم‌ها از ذرات کوچکتری به نام پروتون، نوترون و الکترون تشکیل شده‌اند. آزمایش‌های انجام‌شده روی عناصر رادیواکتیو نشان داد که هسته‌ی اتم‌ها می‌تواند دستخوش تغییراتی شود که مقادیر بسیار زیادی انرژی آزاد می‌کنند. در سال ۱۹۳۸، دو دانشمند آلمانی، اتو هان و فریتز اشتراسمان، کشف کردند که هنگام برخورد یک نوترون به هسته‌ی اتم اورانیوم-۲۳۵، این هسته شکافته می‌شود و انرژی عظیمی آزاد می‌کند. این پدیده، که به آن شکافت هسته‌ای گفته می‌شود، پایه‌ی اصلی توسعه‌ی بمب اتمی شد. شکافت هسته‌ای نوعی فرآیند است که در آن یک نوترون به یک هسته‌ی سنگین (مانند اورانیوم-۲۳۵ یا پلوتونیوم-۲۳۹) برخورد می‌کند و باعث می‌شود که هسته به دو قسمت کوچک‌تر تقسیم شود. این فرآیند مقدار عظیمی انرژی آزاد می‌کند و هم‌زمان چندین نوترون دیگر نیز آزاد می‌شوند که می‌توانند باعث شکافت زنجیره‌ای هسته‌های دیگر شوند. این واکنش زنجیره‌ای اساس بمب‌های هسته‌ای است.

در طول جنگ جهانی دوم، ایالات متحده پروژه‌ای مخفی به نام پروژه‌ی منهتن را آغاز کرد که هدف آن تولید اولین بمب اتمی بود. تیمی از برجسته‌ترین فیزیکدانان جهان، از جمله رابرت اوپنهایمر، ریچارد فاینمن، انریکو فرمی و نیلز بور، در این پروژه همکاری کردند و در سال ۱۹۴۵، اولین آزمایش هسته‌ای در منطقه‌ی صحرایی نیومکزیکو انجام شد. در همان سال، ایالات متحده دو بمب اتمی بر شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن پرتاب کرد که به کشته‌شدن بیش از ۲۰۰ هزار نفر منجر شد.

نقش ذرات بنیادی در توسعه‌ی بمب اتم

با گذشت زمان، علم فیزیک هسته‌ای پیشرفت کرد و سلاح‌های هسته‌ای قدرتمندتری مانند بمب هیدروژنی (Thermonuclear) توسعه یافت. برخلاف بمب‌های شکافت هسته‌ای، بمب‌های هیدروژنی از ترکیب شکافت و همجوشی هسته‌ای استفاده می‌کنند که انرژی بسیار بیشتری آزاد می‌کند. در این نوع بمب، ابتدا یک واکنش شکافت هسته‌ای رخ می‌دهد که دمای کافی برای آغاز همجوشی هسته‌ای میان ایزوتوپ‌های هیدروژن (دوتریوم و تریتیوم) را فراهم می‌کند. این فرآیند همان چیزی است که در هسته‌ی خورشید رخ می‌دهد و مقدار فوق‌العاده‌ای انرژی آزاد می‌کند.

باوجود اینکه این دانش علمی در ابتدا برای مقاصد نظامی مورد استفاده قرار گرفت، اما فیزیک ذرات بنیادی امروز نقشی اساسی در کاربردهای صلح‌آمیز هسته‌ای دارد. فناوری‌هایی مانند راکتورهای هسته‌ای برای تولید انرژی، پزشکی هسته‌ای برای تشخیص و درمان بیماری‌ها، و استفاده از رادیوایزوتوپ‌ها در صنایع مختلف همگی حاصل پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه‌ی ذرات بنیادی و شکافت هسته‌ای هستند. بااین‌حال، نگرانی‌های اخلاقی و سیاسی در مورد گسترش سلاح‌های هسته‌ای همچنان ادامه دارد. امروزه، پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) تلاش می‌کند تا استفاده‌ی نظامی از فیزیک هسته‌ای را محدود کند و درعوض، از این علم برای توسعه‌ی پایدار و صلح‌آمیز بهره ببرد. اما پرسش بزرگ این است که آیا دانش فیزیک هسته‌ای همچنان به ابزاری برای تسلیحات مرگبار تبدیل خواهد شد یا مسیر آن به‌سوی استفاده‌های بشردوستانه هدایت خواهد شد.

برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی؛ بزرگ‌ترین آزمایشگاه فیزیک ذرات در جهان

یکی از مهم‌ترین مراکز تحقیقاتی در حوزه‌ی فیزیک ذرات بنیادی، برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) است که در سازمان تحقیقات هسته‌ای اروپا (CERN) قرار دارد. این شتاب‌دهنده‌ی عظیم، یکی از مهم‌ترین ابزارهای علمی برای کشف ذرات بنیادی جدید و بررسی ساختار فیزیکی کیهان است. LHC در تونلی به طول ۲۷ کیلومتر در عمق ۱۰۰ متری زیر زمین در مرز سوئیس و فرانسه ساخته شده است. این شتاب‌دهنده با استفاده از میدان‌های مغناطیسی فوق‌العاده قوی، پروتون‌ها را به سرعتی نزدیک به ۹۹.۹۹۹۹ درصد سرعت نور رسانده و آن‌ها را با هم برخورد می‌دهد. در اثر این برخوردها، مقادیر عظیمی انرژی آزاد می‌شود که می‌تواند منجر به تولید ذرات جدید شود.

یکی از مهم‌ترین کشفیات LHC، بوزون هیگز بود که در سال ۲۰۱۲ تأیید شد. این کشف تأییدی بر پیش‌بینی‌های مدل استاندارد فیزیک ذرات بود و نشان داد که این ذره‌ی بنیادی مسئول ایجاد جرم در سایر ذرات است. اما این تنها آغاز ماجراست، زیرا دانشمندان به‌دنبال کشف ذرات دیگری مانند ذرات ابرتقارن، نوترینوی استریل و حتی نشانه‌هایی از ابعاد بالاتر فضا-زمان هستند. علاوه بر LHC، مراکز تحقیقاتی دیگری نیز در سراسر جهان در حال مطالعه‌ی فیزیک ذرات هستند. یکی از این مراکز، شتاب‌دهنده‌ی فرمی‌لب (Fermilab) در آمریکا است که در حال انجام آزمایش‌هایی برای بررسی خواص نوترینوها و بررسی امکان وجود ذرات بنیادی جدید است. همچنین، برخورددهنده‌ی سوپرکیکامیوکاند (Super-Kamiokande) در ژاپن یکی از پیشرفته‌ترین آزمایشگاه‌های جهان برای مطالعه‌ی نوترینوها و تعاملات آن‌ها با ماده است.

برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی؛ بزرگ‌ترین آزمایشگاه فیزیک ذرات در جهان

برخی از پروژه‌های جدید نیز مانند برخورددهنده‌ی الکترون-پوزیترون آینده (FCC)، می‌توانند به بررسی دقیق‌تر ساختار منظومه شمسی و تأثیر انرژی‌های کیهانی بر کهکشان راه‌شیری کمک کنند. این تحقیقات نه‌تنها باعث شناخت بهتر فیزیک ذرات می‌شوند، بلکه می‌توانند به درک بهتر شکل‌گیری ساختارهای کیهانی و نیرویی که کهکشان‌ها را کنار هم نگه داشته است، کمک کنند.

برخورددهنده‌های ذرات نقش کلیدی در توسعه‌ی فیزیک مدرن دارند و کشفیات آن‌ها می‌تواند منجر به تغییرات اساسی در درک ما از جهان، توسعه‌ی فناوری‌های جدید و حتی پاسخ به سؤالاتی شود که برای دهه‌ها بی‌پاسخ مانده‌اند. آیا در آینده، برخورددهنده‌ها می‌توانند ذرات جدیدی را کشف کنند که مدل استاندارد را به چالش بکشند؟ آیا امکان مشاهده‌ی شواهدی از جهان‌های موازی یا ابعاد اضافی وجود دارد؟ این سؤالات، ازجمله هیجان‌انگیزترین چالش‌هایی هستند که فیزیکدانان در دهه‌های آینده با آن‌ها روبه‌رو خواهند شد.

سخن آخر

ذرات بنیادی کوچک‌ترین اجزای شناخته‌شده‌ی جهان هستند که تمام ساختارهای کیهانی را تشکیل می‌دهند. مدل استاندارد فیزیک ذرات تاکنون ۱۷ ذره‌ی بنیادی را شناسایی کرده است، اما همچنان سؤالات بزرگی درباره‌ی گرانش، ماده‌ی تاریک و نیروهای ناشناخته‌ی دیگر باقی مانده است. باوجود پیشرفت‌های گسترده در این حوزه، هنوز نظریه‌ای که بتواند تمامی پدیده‌های فیزیکی را در یک چارچوب یکپارچه توضیح دهد، ارائه نشده است. پیشرفت در فناوری‌های آزمایشگاهی، مانند برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC)، امیدهایی را برای کشف ذرات جدید و نظریه‌های پیشرفته‌تر ایجاد کرده است. شاید در آینده‌ای نه‌چندان دور، بتوان به درکی عمیق‌تر از ساختار کیهان دست یافت و به پرسش‌های اساسی درباره‌ی ماهیت ماده، نیروها و حتی ابعاد فراتر از جهان قابل مشاهده پاسخ داد.

منبع: دیجی‌کالا مگ

سوالات متداول
ذرات بنیادی چیست؟
ذرات بنیادی کوچک‌ترین واحدهای سازنده‌ی ماده و نیروها در جهان هستند که ساختار آن‌ها در مدل استاندارد فیزیک ذرات توصیف می‌شود.
چند نوع ذره‌ی بنیادی وجود دارد؟
در مدل استاندارد، ۱۷ ذره‌ی بنیادی شامل ۶ کوارک، ۶ لپتون و ۵ بوزون حامل نیرو شناسایی شده‌اند.
چگونه ذرات بنیادی کشف می‌شوند؟
این ذرات در شتاب‌دهنده‌های ذرات مانند برخورددهنده‌ی بزرگ هادرونی (LHC) از طریق برخوردهای پرانرژی شناسایی می‌شوند.
ذرات بنیادی چه ارتباطی با بمب اتم دارند؟
بمب اتمی از واکنش‌های شکافت یا همجوشی هسته‌ای استفاده می‌کند که در آن، برهم‌کنش‌های میان نوترون‌ها و پروتون‌ها (ذرات بنیادی درون هسته‌ی اتم) باعث آزاد شدن انرژی عظیم می‌شود.


برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *تعداد پاسخ به پرسش امنیتی تمام شده است. لطفا مجدد تلاش نمایید.

loading...
بازدیدهای اخیر
بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها
مشاهده همه
دسته‌بندی‌های منتخب برای شما
X