بهترین فیلمهای رزمی کرهای که باید ببینید

سینمای کره این روزها در تولیدات مربوط به سینمای ژانر فقط با هالیوود قابل مقایسه است و حتی دیگر کشورهای صاحب صنعت سینما نظیر ایتالیا، فرانسه و ژاپن هم از این منظر یارای هماوردی با آنها را ندارند. سینمای رزمی هم یکی از محصولات متداول ژنریک در جهان است و طرفداران خودش را دارد. البته باید در نظر داشت که وقتی پای شرق آسیا به میان میآید، تماشاگر علاقهمند به ژانر رزمی با توقع بیشتری به پای فیلم مینشیند و تماشایش میکند. نکته این که ژانر رزمی در سینمای کره برخلاف کشورهایی چون چین و ژاپن سابقهای طولانی ندارد و بیشتر محصولات قابل ذکرش به دوران شکوفایی سینمای کره در قرن حاضر بازمیگردد. حال با زیر ذرهبین بردن بهترین فیلمهای رزمی کرهای میتوانیم هم نگاهی به فیلمهای این چنینی این کشور بیندازیم و هم بهتر روند رو به پیشرفت سینمای آنها را در تولید محصولات ژانر درک کنیم.
از قرن بیست و یکم که سینمای کره با محصولات متفاوتش سر زبانها افتاد تا به امروز، این سینما مدام در حال پیشرفت است. موضوع این نیست که آنها فقط موفق شدهاند فیلمهای مختلفی بسازند که مناسب جشنوارهها است. در این زمینه کشورهای بسیاری صاحب فیلمهای قابل ذکر هستند. کرهایها فراتر رفته و دست به تولید محصولاتی زدهاند که هر مخاطبی با هر سلیقهای را راضی میکند و این موضوع فقط منحصر به تماشاگر کرهای هم نمیشود. دلیل این امر هم واضح است، کرهایها مدتها است که در هر ژانری فیلمهای خوب و استاندارد تولید میکنند و حتی از هالیوودیها هم گاها پیشی میگیرند. به عنوان نمونه آنها در تولید فیلمهای جنایی در این دو دههی گذشته آثاری ساختهاند که حتی فیلمسازان آمریکایی را تحت تاثیر قرار داده تا به آنها ادای دین کنند. یا مثلا در تولید فیلمهای ترسناک گوی سبقت را از ژاپنیهای کاربلد ربوده و فقط رقیبی چون آمریکا را در کنار خود میبینند.
به همین دلیل هم بخشی از بهترین فیلمهای رزمی این سالها متعلق به آنها است. اما این موضوع به شرقی بودن کرهایها و حال و هوای ویژهی هنر رزم در مشرقزمین هم ارتباط دارد. بالاخره هنرهای رزمی در شرق اعتبار بیشتری دارند و صرفا وسیلهای برای دفاع از خود یا حمله به دیگری نیستند و علاوه بر سر و شکل جذاب و متفاوت هر یک، فلسفهای پشت هر کدام از آنها نهفته که عموما به تزکیه نفس، مواجهه با خود و رسیدن به درک بهتری از دنیا ارتباط دارد. در چنین بستری است که فهرستی از بهترین فیلمهای رزمی کرهای اهمیت بیشتری پیدا میکند. از سوی دیگر اگر ژاپنیها هنری چون کاراته را دارند و چینیها کونگ فو، کرهایها هم ورزشی سرشناس چون تکواندو را به وجود آوردهاند که نه تنها با ورزشهای رزمی دیگر متفاوت است بلکه رشتهای مهم در المپیک هم به شمار میرود؛ موضوعی که ورزشهای رزمی مطرح چینی و ژاپنی از آن بیبهرهاند.
بهترین فیلمهای رزمی کرهای از قدیمی تا جدید
قبل از پرداختن به فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای باید به نکتهای مهم اشاره کرد. تاریخ هر کشوری در این نوع فیلمها تاثیر بسیار دارد. بالاخره بخشی از فیلمهای رزمی در دوران گذشته جریان دارند و داستان آنها حتی به گذشتههای باستانی هم میرسد. از سوی دیگر گاهی این ورزشها در ادغام با قصههای تاریخی بیانگر بخشی از رویدادهای مهم این کشورها هم هستند. اگر سینمای رزمی ژاپنی تحت تاثیر تاریخ این کشور و جنگهایش از گذشتههای دور تا زمان جنگهای جهانی قرار دارد یا بهترین فیلمهای رزمی چینی مدام به درگیری با ارتشی چون ژاپن اشاره دارند که دست کم دو بار در قرن بیستم به خاک چین حمله کرد، در سینمای رزمی کرهی جنوبی هم میتوان این ارجاعات به تاریخ را دید؛ از درگیریهای مداوم با ژاپنیها تا قرن بیستم و جنگی داخلی که منجر به تقسیم شبه جزیرهی کره به دو بخش شمالی و جنوبی شد. در همین جا باید اشاره کرد که منظور از بهترین فیلمهای رزمی کرهای، طبیعتا فیلمهای تولید شده در کره جنوبی است؛ چرا که شمالیها اصلا سینما ندارند.
حال همین تاریخ خونبار و پر از وحشت باعث شده که سر و شکل بهترین فیلمهای رزمی کرهای با فیلمهای این چنینی از دیگر کشورها تفاوت داشته باشد. اگر سینمای جنایی کرهایها یا فیلمهای ترسناک آنها هم چنین هستند و در نمایش خشونت هیچ باجی به مخاطب خود نمیدهد، در فلیمهای رزمی آنها هم میتوان این مورد را دید؛ چرا که تاریخ دور و نزدیک کرهایها پر است از روزهای خونبار. کرهایها مدتها است که به خاطر گذشتهی خونبار خود آثاری با محوریت خشونت میسازند و هیچ ابایی هم در نمایش سکانسهای خشن ندارند. در چنین قابی است که فیلمی چون «یک زندگی تلخ و شیرین» در همین فهرست چنان به سمت نمایش خشونت میرود که خیلی راحت میتوان حتی ذیل ژانر وحشت هم دستهبندیاش کرد.
یا فیلمی چون «بانوی انتقام» با ارجاع به تاریخ نزدیک کشور کره جنوبی به نمایش دردهایی میپردازد که مردمان یک کشور در زمان تغییرات بنیادین درگیرش هستند و این دردها از دید فیلمساز همچون خشونتی افسارگسیخته ریشهی جامعه را میمکد و زخمهایی عمیق بر تن مردمانش باقی میگذارد. در چنین قابی است که باید فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای را شامل آثاری دانست که به مرور تاریخ این کشور از دریچهی خون و جنون میپردازند و این تفاوتی عمده با مثلا بهترین فیلمهای رزمی آمریکایی دارد که دست به کاری متفاوت میزنند و سرگرم کردن مخاطب را بر هر چیزی ارجح میدانند.
10. راه و رسم سلحشور (The Warrior’s Way)
- کارگردان: سنگمو لی
- بازیگران: یانگ دونگ گان، کیت باسورث و جفری راش
- محصول: 2010، کره جنوبی و نیوزیلند
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 34٪
یکی از راههای ساختن فیلمهای رزمی که در شرق آسیا طرفداران بسیاری هم دارد، ادغام مولفههای سینمای رزمی با المانهای فانتزی و افسانهای است. دلیل این موضوع هم به باورهای افسانهای مردم مشرق زمین بازمیگردد که اساسا ریشه در تاریخ آنها دارد و عمیقا به هنرهای رزمی هم متصل است. حال در این جا سازندگان فیلم «راه و رسم سلحشور» کاری تازه کردهاند، آنها قصهی خود را به قرن نوزده برده و جنگاوران دو سوی عالم در آن دوران، یعنی رزمیکاران شرقی را در برابر هفتتیرکشهای غرب وحشی قرار دادهاند.
یکی از مفاهیم مهم موجود در بهترین فیلمهای رزمی کرهای مسالهی شرافت است. این موضوع را در بسیاری از این دسته آثار میتوان دید. قهرمان داستان از همان ابتدا مجبور به گرفتن تصمیمی میشود که او را در دوراهی بین انجام وظیفه و حفظ شرافتش قرار میدهد. او دومی را برمیگزیند و بعد فرار میکند و پایش به غرب آمریکا باز میشود. حال جنگجویی را در نظر بگیرید که از مشرق زمین به غرب وحشی در آمریکا آمده و البته افرادی از سرزمین خودش هم به دنبالش هستند تا او را بکشند. تفاوت نگاه مردم دوس عالم این گونه به محلی برای خلق درام تبدیل میشود.
غرب آمریکا هم که محل جولان دادن جایزهبگیران و هفتتیرکشهایی است که برای به دست آوردن چند دلار بیشتر حاضر به انجام هر کاری هستند. حال این موارد را در یک بستر فانتزی قرار دهید تا متوجه شوید که با اثری غریب طرف هستید. فیلم «راه و رسم سلحشور» کمی حال و هوای فیلمهای رزمی چینی هم دارد و مثلا میتوان آن را با بهترین فیلمهای جت لی قابل قیاس دانست. از سوی دیگر اگر بتوان ایرادی به فیلم وارد دانست، تکیهی بی اندازهاش روی همان المانهای فانتزی است. بستر درام به اندازهی کافی جذاب است و نیازی نیست که از عناصر تخیلی بیش از اندازه استفاده شود.
«قرن نوزده. جایی در شرق آسیا. یانگ یکی از سربازان دار و دستهای به نام گروه فلوت غمگین است. این گروه به اعمال خشونت بسیار علیه دشمنان خود شهرهاند. یانگ آرزو دارد که روزی به عنوان خشنترین و بهترین شمشیرزن دنیا شناخته شود. برای دست یافتن به این رتبه یانگ سراغ سردستهی گروه مخالف رفته و او را میکشد و بقیهی اعضای دو گروه هم به جان هم میافتند. پس از پیروزی دار و دستهی یانگ، او از سوی رییسش مامور میشود تا آخرین بازماندهی گروه دشمن را بکشد. اما او متوجه میشود که این بازمانده کودکی بیش نیست. پس او را برمیدارد و چون به دلیل سرپیچی از فرمان به دشمن شماره یک گروه خود تبدیل شده، به آمریکا فرار میکند و سر از شهرکی وسترن درمیآورد اما …»
9. کلید قدرت (Arahan)
- کارگردان: ریو سئونگ وان
- بازیگران: ریو سئونگ بوم، یون سو یی و آنگ سون کی
- محصول: 2005، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 70٪
«کلید قدرت» اثر متفاوتی در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای است و ما را به یاد بهترین فیلمهای جکی چان میاندازد. این تفاوت از این منظر قابل مشاهده است که میتوان المانهای بسیاری از ژانر اکشن را هم آن میانهها دید و البته در تمام مدت لحنی کمدی هم در طول اثر جاری و ساری است. این لحن کمدی هم چنان مطبوع از کار درآمده که در تمام مدت مخاطب را مهمان لبخندی دائمی میکند تا تماشای فیلم برایش لذتبخشتر شود. در چنین بستری است که باید «کلید قدرت» را در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای قرار داد.
در این جا سکانسهای رزمی در کنار سکانسهای تعقیب و گریز قرار گرفتهاند. یعنی قهرمان قصه توامان هم درگیر مبارزه است و هم گاهی باید کسی را تعقیب کرده یا از دست کسانی فرار کند اصلا فیلم هم با سکانسی سراسر اکشن آغاز میشود. پس از آن داستان ناگهان تغییر لحن داده و حال و هوای متفاوتی پیدا میکند. تصور کنید که یک شخص دست و پا چلفتی و کمی خنگ در حال تمرین هنرهای رزمی نزد استادی کارکشته و سختگیر است. از همین جا است که سکانس های کمدی فیلم آغاز شده و مخاطب را میخنداند. کارهای ساده دلانهی مرد هم جذاب از کار درآمده و هم کاری کرده که با فیلمی عبوس روبه رو نشویم.
طبیعتا تمام این آموزشها هم روزی به درد خواهند خورد. دشمنی پیدا خواهد شد و سپس زمان آن میرسد که شاگرد دست و پا چلفتی دیروز خودی نشان دهد. دوباره سر و کلهی سکانسهای اکشن پیدا میشود و تعقیب و گریزها آغاز میگردند. در چنین قابی است که قهرمان قصه ما را گاها به یاد جکی چان و دیوانهبازیها او میاندازد. اصلا به نظر میرسد که سازندگان کرهای فیلم «کلید قدرت» در زمان ساختن آن بسیار تحت تاثیر فیلمهای جکی چان، به ویژه محصولات مشترکش با آمریکاییها بودهاند. فیلم «کلید قدرت» در گیشه بسیار موفق بود و توانست بیش از دو میلیون بلیط فقط در داخل کره جنوبی بفروشد.
«روزی موتورسواری کیفی زنی را میدزدد و فرار میکند. پلیسی دست و پا چلفتی و ساده دل به نام سنگ هوان به دنبال موتور میافتد و او را تعقیب میکند. در راه یک استاد هنرهای رزمی موفق میشود که سارق را متوقف کرده و کیف را از دستش درآورد. در این میان سنگ هوان هم زخمی میشود و آسیب میبیند. استاد او را به خانهی خودش میبرد تا زیر نظر یک استاد تائو درمان شود. این استاد تائو متوجه میشود که سنگ هوان علیرغم ظاهر سادهاش پتانسیل غریبی دارد که میتواند او را به استادی درجه یک در هنرهای رزمی تبدیل کند. پس این دو استاد سنگ هوان را زیر نظر میگیرند و به او آموزش میدهند. از آن سو شخص خبیثی به دنبال آن است که کلید قدرت را به دست آورد و …»
8. خاطرات شمشیر (Memories Of The Sword)
- کارگردان: پارک هونگ شیک
- بازیگران: لی بیونگ هون، جو دو یون و کیم گو اون
- محصول: 2015، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 75٪
داستان فیلم «خاطرات شمشیر» در دوران گوگوریو میگذرد. پس قصه بستری باستانی دارد و چنین بستری جان میدهد برای تعریف کردن قصههای پر فراز و فرود. به ویژه اگر مسالهی یک انتقام هم در میان باشد. در این جا با داستان مردمانی طرف هستیم که دههها است برای از بین بردن ظلم و ستم تلاش میکنند اما از جایی به بعد بزرگترین دشمن را نه یکی از حاکمان، بلکه یکی از خود میبینند. حال هنر آنها در جنگیدن و رزم به جای تمرکز بر ریشهکن کردن ظلم، به سمت از پای درآوردن یکدیگر متمرکز میشود و رقابتهای افراد برای به دست آوردن جایگاه به حرص و آزی روزمره و تمام نشدنی تبدیل میگردد.
در این میان اما هنوز هم کسی وجود دارد که نمیخواهد دوران زندگی شرافتمندانهی گذشته را فراموش کند و چراغی برمیافروزد تا شاید روزی آتشش زبانه کشد و دوباره مبارزان از راه برسند. در چنین چارچوبی با اثری دلاورانه در بین بهترین فیلمهای رزمی کرهای طرف هستیم که سکانسهای رزمی معرکهای هم دارد. قصهی فیلم در برخی مواقع ما را یاد اثری چون «قهرمان» ساختهی ژانگ ییمو میاندازد که آن هم داستان کسانی بود که تمایل داشتند در برابر ظلم و ستم بایستند اما متوجه میشدند که کار به این سادگیها هم نیست و به چیزی بیشتر از توان رزمی نیاز است.
نکته این که فیلم «خاطرات شمشیر» با وجود آن که در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای جایی برای خود دست و پا میکند، نمیتواند به پای آن اثر بزرگ چینی برسد؛ چرا که فیلم ژانگ ییمو نه تنها میتواند یکی از بهترین فیلمهای رزمی تمام دوران لقب بگیرد، بلکه یکی از بهترین فیلمهای قرن بیست و یکم میلادی در تمام ژانرها هم هست. اما در هر صورت این روایت انتقامجویانه کرهای با حضور یک قهرمان زن در مرکز قاب موفق میشود گلیم خود را از آب بیرون بکشد و اثری معرکه از کار دربیاید که مخاطب اهل فیلمهای این چنینی را راضی میکند. پس باید هم نامش در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای قرار بگیرد.
«دوران گوگوریو. کره. سه شمشیرزن قهار به دنبال آن هستند که علیه دستگاه ظالم حاکم قیام کنند. آنها کارهایی علیه دشمن خود انجام دادهاند اما ناگهان یکی از آنها که دوک گی نام دارد به دیگران خیانت کرده و پس از آن پونگ چون، دیگر عضو این گروه سه نفره را میکشد. سول رانگ یا همان نفر سوم دختر شیرخوار پونگ چون را برمیدارد و فرار میکند و به دوک گی قول میدهد که روزی همین دختر انتقام مرگ پدرش را خواهد گرفت. حال 18 سال گذشته و سول رانگ پیر شده. در این میان خبر میرسد که یک دوره از مسابقات رزمی در حال برگزاری است. مسئول برگزاری مسابقه هم کسی نیست جز دوک گی خائن که حال ژنرالی بلند آوازه شده. سول هی یا همان دختر بازمانده که حال بزرگ شده، در این مسابقات شرکت میکند و …»
7. مشتهای افسانهای (Fists Of Legend)
- کارگردان: کنگ وو سوک
- بازیگران: هوانگ جونگ مین، یو جونگ سنگ و لی یو وان
- محصول: 2013، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.7 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 71٪
احتمالا نام فیلم شما را به یاد اثر معروف جت لی یعنی «مشت افسانهای» میاندازد. اما «مشتهای افسانهای» اثری سراسر متفاوت با آن فیلم چینی است. فیلم جت لی اثری انتقامجویانه دربارهی رزمیکاری چینی بود که پس از بازگشت به شانگهای متوجه میشود که ژاپنیها استادش را کشتهاند و مدام هم مردم شهرش را اذیت میکنند. آن اثر مستقیما به دوران اشغال چین توسط ارتش ژاپن ارتباط داشت و برگرفته از یک داستان حقیقی بود. اما «مشتهای افسانهای» به عنوان یکی از بهترین فیلمهای رزمی کرهای داستانی یک سر متفاوت دارد که ما را به یاد فیلمهای رزمی/ ورزشی آمریکایی یا فیلمهای قدیمی ژان کلود ون دام میاندازد که آنها را با نام بهترین فیلمهای فرانکی هم میشناسیم.
سکانسهای رزمی این فیلم به تمامی در زمین تمرین یا رینگ مسابقه میگذرد. با توجه به گسترش روزافزون علاقهی مردم به ورزشهای این چنینی و راه افتادن فدراسیونهای مختلف که به پوشش ویژهی هنرهای رزمی در مکانهایی چون رینگ و قفس میپردازند، طبیعی است که علاقه به ساختن چنین فیلمهایی در چهارگوشهی عالم افزایش پیدا کند. به ویژه که در این سالها فیلمهای خوبی هم با مضمون فیلمهای ورزشی/ رزمی ساخته شدهاند که هنرهای رزمی را به رینگ مسابقه میبرند. عمدهی آثار این چنین هم مفهوم مبارزه را به فراتر از رینگ برده و قهرمان داستان را در حال تلاش برای شکست دادن نیروهایی نشان میدهند که فقط خودش آنها را میبیند و در درونش جریان دارند؛ در واقع قهرمان قصه برای شکست دادن حریفان اول باید از پس دیوهای درونش برآید. از این منظر «مشتهای افسانهای» اثر قابل قبولی است و موفق میشود کارش را به درستی انجام دهد تا به فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای راه یابد.
«یک اتفاق ناگوار باعث میشود که دوک کیو و رفقایش دستگیر شده و راهی زندان شوند. دوک کیو آرزو داشته که بتواند در رشتهای مرتبط با هنرهای رزمی برای کشورش در المپیک حاضر شود. حال نتیجهی سالها تلاش خود را برباد رفته میبیند. یکی از دوستانش به نام جین هو که خانوادهای ثروتمند دارد، بلافاصله پس از دستگیری آزاد میشود اما دوک کیو و دیگران به این اندازه خوش شانس نیستند. سالها میگذرد و حال دوک کیو مردی میانسال است و یک نودل فروشی محقر را میگرداند. او متوجه میشود که یک شبکهی تلویزیونی در حال راه انداختن یک سری مسابقات مبارزه در فقس به نام مشتهای افسانهای است. دوک تصمیم میگیرد که در این مسابقات شرکت کند و جایزهی گزافش را به دست آورد اما …»
6. مبارزی در باد (Fighter In The Wind)
- کارگردان: یانگ یو هو
- بازیگران: یانگ دونگ گون، ماسایا کاتو و ایا هیارایاما
- محصول: 2004، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.9 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 85٪
مانند تمام فیلمهای رزمی شرقی آسیایی که داستانها در گذشتههای دور و نزدیک میگذرد و به اصطلاح منتسب به ژانر تاریخی هستند، «مبارزی در باد» هم بسیار به عناصر فانتزی در نمایش سکانسهای نبرد وابسته است. در این نوع فیلمها عموما دو طرف درگیر علاوه بر این که در هنر رزم توانا هستند، گاها میتوانند تمام قوانین فیزیک را نقض کرده و از این سو به آن سو پرواز کنند یا حریف خود را با ضربهی مشتی به آن سوی میدان مبارزه پرتاب کنند. این ویژگی ریشه در فرهنگ مردمان آن سوی دنیا دارد و صرفا وسیلهای برای نمایش تواناییهای رزمی نیست. فیلم «مبارزی در باد» نه به به اندازهی فیلمهای مرسوم این چنینی، به ویژه فیلمهای رزمی چینی که داستانی تاریخی دارند، اما به اندازهی کافی از این موضوع در طراحی سکانسهای رزمی خود بهره میبرد.
داستان فیلم در زمانی میگذرد که جنگ جهانی دوم در حال آغاز است. نشانههای این اتفاق شوم همه جا قابل مشاهده است. حال یک کرهای که روزگاری خلبان هواپیماهی جنگی بوده، خود را اسیر ارتش ژاپن میبیند و به نظر میرسد که باید برای آنها در جنگ شرکت کند. این موضوع سرآغاز درگیریهای او است. از سوی دیگر او استاد هنرهای رزمی هم هست و به ویژه در سبک کیوکوشین کاراته توانا است. فیلم از کتابی اقتباس شده که داستان پر فراز و فرود زندگی این شخص را در دورههای مختلف زندگی وی دنبال میکند. البته فیلم فقط بخش جوانی او را بر پرده تصویر کرده و به بقیهی کتاب کاری ندارد. نقطه قوت فیلم که یک راست از کتاب به آن راه یافته شخصیتپردازی قابل قبول قهرمان قصه در یک بستر تاریخی است که ما را وامیدارد آن را در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای قرار دهیم.
«چوی بائه دال یک جوان کرهای در روزهای متنهی به جنگ دوم جهانی است که در ژاپن زندگی میکند. او قبلا خلبان هواپیماهای جنگی بوده است. ارتش ژاپن خواهان آن است که همه به نیروهای نظامی ملحق شوند و این موضوع شامل حال چوی هم میشود. او یک روز در خیابان توسط شخص دیگری مورد آزار و اذیت قرار میگیرد. چوی پس از تعقیب مرد متوجه میشود که او هم کرهای دیگری است که روزهای سختی را پشت سر میگذارد. آشنایی چوی با این مرد باعث می شود که او درگیر اتفاقاتی شود که پایش را به میدان مبارزه باز میکند و …»
5. شمشیرزن (The Swordsman)
- کارگردان: چوی جه هون
- بازیگران: جانگ هیوک، کیم هیون سو و جو تسلیم
- محصول: 2020، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.8 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 86٪
«شمشیرزن» را میتوان یک فیلم حماسی در نظر گرفت. با داستان پر فراز و فرود و قهرمانی سر در گریبان که تلاش میکند در برابر ظلم و ستم کم نیاورد و یکی یکی زخمهایش را مرهم گذارد تا بتواند روی پاهایش بایستد و مبارزه کند و کمر ظالم را بشکند. قهرمان داستان شمشیرزنی است که پیروی بی چون و چرا از ارباب را نمیپذیرد و به آن چه که خودش تصور میکند مناسب حال جامعه است، عمل میکند. همین موضوع هم خیلی زود او را در برابر اربابش قرار میدهد. پس باید انتخاب کند؛ یا به حرف ارباب گوش دهد و بعدا حسرت بخورد یا در برابر حرف زور بایستد و تا پای جان مبارزه کند اما وجدانی آسوده داشته باشد. این روایت، روایتی آشنا در بین بهترین فیلمهای رزمی کرهای است.
اتفاقا داستان به شکل کلیشهای هم پیش میرود. اما استفاده از کلیشهها نه تنها هیچگاه بد نیست، بلکه اگر به درستی هم مورد استفاده قرار بگیرند، میتوانند به نقطه قوت هر فیلمی تبدیل شوند. «شمشیرزن» چنین اثری است و قهرمانی سمپاتیک دارد که میتوان با او همراه شد. از آن سو فیلمسازان میدانند که برای به چشم آمدن دلاوریهای قهرمان قصه باید هماوردی مناسب در برابرش قرار داد. از این منظر دو طرف درگیر در داستان خیلی زود جای خود را پیدا میکنند. در کنار همهی این موارد «شمشیرزن» قصهای احساسی هم دارد که حول زندگی دختر نوجوان قهرمان قصه میگذرد و باعث قوام پردا کردن داستان اصلی میشود. از این منظر با اثری درجه یک در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای طرف هستیم.
«تائه یول بهترین شمشیرزن در سراسر کره است و به شاهزاده گوانگهیگون خدمت میکند. شاهزاده گوانگهیگون دشمنانی دارد که باور دارند او فرد مناسبی برای نشستن بر صندلی قدرت نیست و نمیتواند از کشور در برابر دشمنان خارجی دفاع کند. تائه یول از دعوت آنها به شورش سرباز میزند و به همین دلیل از سوی رهبر شورشیان دعوت به دوئل میشود. در حین دوئل پادشاه سر میرسد و تائه یول را از خدمت مرخص میکند. سالها بعد تائه یول با دختر نوجوانش زندگی آرامی دارد. دخترش میل دارد که از خانه خارج شود و زندگی را در جای دیگری بگذراند و اما پدرش معتقد است که دنیای بیرون بسیار خطرناک است. دختر خیلی زود متوجه حرف پدر میشود و …»
4. مردی از ناکجا (The Man From Nowhere)
- کارگردان: لی جانگ بام
- بازیگران: ووین بین، کیم سه رون و کیم هی وون
- محصول: 2010، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 7.7 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 100٪
احتمالا مجموعه «جان ویک» را دیدهاید. مجموعهای که میتوان تک تک آثارش را یکی از بهترین فیلمهای رزمی آمریکایی در نظر گرفت. در آن جا مردی پس از روبه رو شدن با دشمنانش ناگهان عصیان میکرد و رسما حمام خون راه میانداخت و هر کسی که را در برابر خود میدید، از دم تیغ میگذراند. او توانایی بسیاری در کشتن داشت و میتوانست از هر چیزی سلاحی مرگبار بسازد. نکتهی آن آثار هم سکانسهای مبارزهی پشت سر همی بود که یکی از پی دیگری میآمد و داستانی لاغر آنها را به هم وصل میکرد. در واقع قصه و شخصیتپردازی و هر چیز دیگری فرع بر این سکانسها بود و قرار بود که من و شمای مخاطب از تماشای سکانسهای رزمی لذت ببریم که هم خیلی خوب طراحی شده بودند و هم خیلی خوب فیلمبرداری.
باید گفت که بدون تردید یکی از منابع الهام سازندگان «جان ویک» همین فیلم «مردی از ناکجا» است. قصهی مردی با گذشتهای مبهم که ناگهان خود را وسط یک معرکه میبیند و تصمیم میگیرد حمام خون راه بیاندازد و مانند قهرمان آن فیلم آمریکایی هم میتواند از پس هر دشمنی با هر سلاحی برآید. تفاوتی البته وجود دارد؛ سازندگان «مردی از ناکجا» به شخصیتپردازی و قصه توجه بیشتری از نمونهی آمریکایی دارند. البته خوب میدانند که هر چه قهرمان چنین فیلمهایی مرموزتر باشد، جذابیتش برای من و شمای مخاطب هم بیشتر میشود. ضمنا کیفیت سکانسهای درگیری فیلم هم عالی است. قهرمان قصه چه اسلحه در دست داشته باشد و چه نه، انسان مرگباری است که هر کاری از او برمیآید. در چنین قابی باید فیلم «مردی از ناکجا» را در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای قرار داد.
«مردی به نام چاته شیک که سابق بر این عضو ارتش بوده، پس از مرگ همسر خود زندگی گذشته را رها کرده و در گوشهای خلوت زندگی میکند و مغازهی کوچکی را میگرداند. تنها دل خوشی او دخترکی در همسایگی است که مادرش به کارهای خلاف مشغول است. روزی مادر دخترک مقداری مواد مخدر از یک دار و دستهی تبهکاری میدزدد و به مغازهی چاته میآورد. پس از مدتی چاته متوجه میشود که هم جان دخترک در خطر است و هم مادرش. مشکل دیگر این جا است که پای خودش هم ناخواسته به ماجرا باز شده. حال او باید راهی پیدا کند و …»
3. قاتل: دختری که لایق مرگ است (The Killer: A Girl Who Deserves To Die)
- کارگردان: چوی جه هون
- بازیگران: جانگ هیوک، لی جون و لی سئونگ جون
- محصول: 2022، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 6.7 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 82٪
فیلم «قاتل: دختری که لایق مرگ است» که صرفا با نام «قاتل» هم شناخته میشود، اثری است که در سال 2022 بر اساس کتابی به نام «کودکی که لایق مرگ است» ساخته شده. کتاب، اثری معروف و بسیار پرفروش در کره جنوبی است و ساخته شدن فیلمی بر اساس آن اجتنابناپذیر به نظر میرسید. فیلم روایتگر قصهی ساده و به ظاهر کلیشهای است. در ابتدا به نظر میرسد که قرار است داستانی از یک زندگی زناشویی ببینیم. اما خیلی زود حال و هوای اثر تغییر میکند و قصهی فیلم به داستانی برای بقا تبدیل میشود. البته در هر دو سوی این ماجرا قاتلانی همه فن حریف قرار دارند و همین هم پای ما را به ماجرایی پر زد و خورد باز میکند.
ایدهی اصلی فیلم بسیار ساده است؛ مردی که از طریق انجام قتل و گرفتن دستمزدش روزگار میگذارند، تصور میکند که میتواند این بخش از ازندگی خود را از دیگران پنهان کند و کاری کند که خانوادهاش تصور کنند او مردی معمولی است. اما خیلی زود این دو بخش کاملا متفاوت در هم میآمیزند و او را به دردسر میاندازند. حال مرد باید از هنر خود در کشتن دیگران استفاده کرده تا خانوادهاش را نجات دهد.
این داستان دهها فیلم و سریال دیگر هم هست. تفاوتی که در این جا وجود دارد به سکانسهای اکشن آن بازمیگردد؛ فیلم «قاتل» اثری است که توامان هم از توانایی رزمی شخصیتها در برابر دوربینش استفاده میکند و هم تلاش دارد که سکانسهایی اکشن و پر از تعقیب و گریز بسازد و البته کمی هم با دل مخاطب نوجوان امروزی راه بیاید. اصلا اولین سکانس این چنینی فیلم یکی سکانس تعقیب و گریز اساسی با وسایل نقلیه است که بسیار درجه یک طراحی شده و ما را وا میدارد که آن را در فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای قرار دهیم.
«یک قاتل حرفهای به تازگی ازدواج کرده است. روزی همسرش به او اطلاع میدهد که قرار است به همراه دوستش به سفر برود و او باید در این مدت از دختر 17 سالهی دوستش مراقبت کند. مرد میپذیرد و پس از پیاده کردن همسرش در ترمینال سراغ دختر جوان میرود و از او میخواهد که مدتی را در خانهی یکی از دوستان دیگرش بگذراند تا مادرش بازگردد. پس از چندی دخترک به مرد اطلاع میدهد که بیمار است و مرد باید هر چه سریعتر خودش را برساند. مرد در طول مسیر متوجه پیامی از همسرش میشود و در همان حال دختر را با عدهای دیگر در تعقیب خود میبیند. او متوجه میشود که همه چیز نقشهی این دختر بوده و باید خود و خانوادهاش را نجات دهد اما …»
2. یک زندگی تلخ و شیرین (A Bittersweet Life)
- کارگردان: کیم جی وون
- بازیگران: لی بیونگ هون، کیم یونگ چول و شین مین آ
- محصول: 2005، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 7.5 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 100٪
«یک زندگی تلخ و شیرین» توامان هم به زیبایی یک اثر شاعرانه است و هم به خشونت یک فیلم ترسناک. اثری انتقامجویانه که همه چیز دارد. از یک سو قصهای جذاب و پر فراز و نشیب و پر از داستانهای عشق و خیانت و از سوی دیگر روایتی اکشن که هم درگیری مسلحانه در آن یافت میشود و هم افتادن به جان هم با استفاده از مشت و لگد. اما در این میان آن چه که به چشم میآید تلاش فیلمساز برای نقب زدن به دل جامعهای است که قطبنمای اخلاقی خود را گم کرده و نمیداند که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط. از این منظر با اثری هنرمندانه طرف هستیم که نمیخواهد فقط یک فیلم رزمی باشد. به همین دلیل هم نه تنها میتوان آن را یکی از بهترین فیلمهای رزمی کرهای در نظر گرفت، بلکه باید یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای این کشور هم دانست.
از سوی دیگر میتوان رگههایی از حال و هوای نئونوآرها هم در این جا مشاده کرد. نمایش بیپردهی دالانهای تاریک جنایت در کره امروزی در کنار داستان مردی که میخواهد سر از همه چیز دربیاورد و به دنبال انتقام است، این فیلم را به اثری خوش ساخت تبدیل کرده که چند نقطه قوت اساسی دارد؛ هم فیلمی است برای علاقهمندان به ژانر تریلر و هم اثری مورد پسند دوستداران سینمای رزمی. اما در کنار همهی اینها فیلم «یک زندگی تلخ و شیرین» قطعا بهترین شخصیت کل فهرست بهترین فیلمهای رزمی کرهای را در اختیار دارد؛ شخصیتی که نمیتوان با او همراه نشد و در پایان برایش دل نسوزاند.
«سانوو یکی از اعضای عالیرتبهی یک دار و دستهی تبهکاری است و حرفش مانند حرف رییسش در بین اعضا خریدار دارد. رییس او با خیال راحت همه چیز را به وی میسپارد و میداند که سانوو به تشکیلاتش خیانت نخواهد کرد. در این میان سانوو با مشکلات بسیاری دست در گریبان است. این مشکلات عمدتا از حسادت دیگر اعضا ناشی میشود. اما روزی رییس از سانوو چیزی میخواهد که سانوو باورش نمیکند. حال او باید بین وفاداری و گوش دادن به ندای قلبش یکی را انتخاب کند اما …»
1. بانوی انتقام (Lady Vengeance)
- کارگردان: پارک چان ووک
- بازیگران: لی یونگ آئه، چویی مین شیک و کانگ هو سونگ
- محصول: 2005، کره جنوبی
- امتیاز سایت IMDb به فیلم: 7.5 از 10
- امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: 76٪
سومین و آخرین فیلم از سهگانهی انتقام پارک چان ووک، شباهت بسیاری به مجموعه فیلمهای «بیل را بکش» (kill bill) از کوئنتین تارانتینو دارد. دو فیلم دیگر این سهگانه «همدردی با آقای انتقام» (Sympathy For Mr. Vengeance) و «رفیق قدیمی» (Oldboy) و ساخته شده در سالهای 2002 و 2003 هستند. در فیلم «بانوی انتقام» زنی به عنوان قهرمان فیلم حضور دارد که زندگی خود را به خاطر توطئهای از کف داده و حال مانند عروس فیلم تارانتینو با بازی اوما تورمن آماده شده که انتقام از بین رفتن رویاها و جوانیاش را بگیرد. در این جا هم مانند «بیل را بکش» خشونت و شکل نمایش آن، کلید ورود به دنیای فیلم و درک آن است. البته تفاوتهایی هم وجود دارد. در این جا گرههای داستانی فیلم فقط به مبارزه با شخصیتهای منفی و نحوهی چیرگی بر آنها خلاصه نمیشود؛ پیدا کردن قاتل واقعی و نحوهی رسیدن به او و هم چنین پیچشهای متعددی که در درام وجود دارد، باعث ایجاد این تفاوتها میشود.
پارک چان ووک در هر کدام از فیلمهای تریلوژی انتقام خود، شخصیتهایی همدلی برانگیز خلق کرده که با وجود انجام اعمال خشن، نمیتوان از آنها متنفر شد. دلیل این امر هم واضح است، جهان ترسیم شده در این فیلمها، جهانی خشن و پر از خطر است که فقط با اعمال خشونت میتوان در آن دوام آورد و زنده ماند. این خشونت هم ریشه در همان تاریخ خونباری دارد که در مقدمه به آن اشاره شد. دیگر نقطه قوت فیلم، ایجاد هیجانی است که دست از سر تماشاگر بر نمیدارد. سکانسهای رزمی فیلم هم با وجود خشونت بسیار، به خوبی طراحی شدهاند. در چنین قابی باید فیلم «بانوی انتقام» را در صدر بهترین فیلمهای رزمی کرهای قرار داد.
«زنی به نام گیوم جا سیزده سال را به خاطر جرمی که مرتکب نشده، در زندان گذرانده است. جرم او ربودن و کشتن یک پسر شش ساله بوده. حال او پس از رهایی سعی میکند با استفاده از افرادی که در طول حبس با آنها ملاقات کرده و همچنین راه و روشی که آموخته، قاتل واقعی را پیدا کند و انتقامش را بگیرد اما …»
منبع: دیجیکالا مگ